ساعت صحيح

ديوانه اي از يك عابر ساعت را پرسيد و عابر هم جوابش را داد. مرد ديوانه در حالي كه خنده ي مسخره آميزي مي كرد با خودش گفت:«عجب مردم ديوانه اي هستند، از اول شب تا حالا از ده نفر ساعت را پرسيده ام دو نفرشان مثل هم جواب نداده اند!!»

چند تا برادر؟

نادر:«احمد تو چند تا برادر داري؟»

احمد:«يكي»

نادر:«چرا دروغ مي گويي؟ من از خواهرت پرسيدم كه چند تا برادر داري،گفت دوتا!»

كار زياد

رييس اداره يكي از كارمندان تنبل خود را صدا زد و به او گفت:

 

«آقا جان فكر بكن، جواد آقا چند برابر تو كار مي كند.»

كارمند جواب داد:«نمي دانم چه كار كنم، من هزار مرتبه به او گفتم كه خودش را اين قدر خسته نكند، ولي گوش نمي دهد!!»