دست‌هايت را که در دستش گرفت آرام شد                تازه انگاري دلش راضي به اين اسلام شد
دست‌هايت را گرفت و رو به مردم کرد و گفت:           مومنين! ( يک لحظه اينجا يک تبسم کرد و گفت:)
خوب مي‌دانيد در دستانم اينک دست کيست؟                نام او عشق است، آري مي‌شناسيدش : علي ست