پاسخ به:سابقه تاريخي خوزستان
سه شنبه 5 آبان 1388 4:54 AM
در دوره صفویه حکومت خوزستان در دست مشعشعیان بود که نخست در اطراف هویزه و سپس در سایر نقاط بسط داده شد . با انقراض صفوی ها خوزستان به اشغال افغانها در آمد . پس از این حرکت نادر راهی خوزستان شد و سپاه افغان را شکست داد و آنها را بیرون راند و پس از مدتی شروع به آباد نمودن خوزستان نمود . سد میزان یکی از بناهای نادر در خوزستان است . پس از نادر این شهر دچار قحطی و خشکسالی شد و رو به ویرانی رفت . سد میزان شکسته شد و اختلافات داخلی و قبیله ای سر گرفت . کریمخان زند برای سرکوب شورشهای داخلی به خصوص قبیله بنی کعب راهی خوزستان شد . در دوره قاجار خوزستان به دو قسمت تقسیم شده بود . قسمت شمالی در دست میرزا محمد علی دولتشاه و قسمت جنونی در دست حکمران ایالت پارس . در زمان فتح علی شاه پسرش خوزستان را ضمیمه کرمانشاهان کرد و جزوی از آن شد و سدهای ویران را تعمیر نمودند . در این دوره بود که بسیاری از مردم خوزستان با آمدن بیماری وبا و طاعون جان باختند .
اشغال خوزستان توسط انگلیسی ها
پس از فتحلیشاه قاجار خوزستان به دلیل ثروت های طبیعی اش چشم طمع بیگانگان را به خود دوخت . در سال 1273 قوای کشور متجاوز انگلستان وارد خوزستان شد و هرج و مرج گسترش یافت . تا سرانجام توسط دولت قاجار با اعزام رجال و حکمرانهای مختلف به خوزستان کمی آرامش و نظم حاکم شد . در سال 1305 حسین قلی خان نظام السلطنه به حکومت بختیاریهای خوزستان در آمد و در بهبود شهر کوشش نمود . در سال 1888 میلادی انگلستان امتیاز کشتیرانی در رودخانه کارون را از ناصرالدین شاه قاجار گرفتند و شروع به جولان دادن در آبهای گرم سرزمین آریایی خوزستان کردند . یکی از بزرگترین فتنه های انگلیس ها و آمریکایی ها در خوزستان توطئه شیخ خزئل معلون بود . این حرکت ننگین در تاریخ ایران به دست رضا شاه پهلوی خنثی و ریشه کن شد . خزئل و یارانش برای تجزیه خوزستان و گسترش حکومتهای ملوک الطوایفی در ایران کوشش کردند تا بیگانگان برای استعمار و استثمار این کشور و مردمان آن با دستانی باز اقدام نمایند که خوشبختانه به دست رضاشاه پهلوی و با ایجاد یک ارتش منظم و قدرتمند نابود گردید . شادروان ملک الشعرای بهار در سروده ای ماندگار به نام نفرین بر انگلستان این پیر شوم استعمار پرده از خیانتهای این اهریمن جهانی برداشته است :
ننگ تاریخ بر انگلستان باد
انگلیسا در جهان بیچاره و رسوا شوی
ز آسیا آواره گردی وز اروپا پا شوی
چون به یاد آری ز آبادان و کشتی نفت
موج زن از شور دل مانند دریا شوی
خطه بحرین را سازی به ایران مسترد - (بحرین توسط انگلستان از ایران تجزیه شد )
بی نصیب از غولگاه لولو لالا شوی
عشق بلع نفت خوزستان و موصل را به گور
برده و آواره از دنیا و مافیها شوی
هرکجا دیدی جوانمردی وطن خواه و غیور
از میان بردی اش تا خود در جهان آقا شوی
عهد بستی بی طرف مانی تو در کار هرات- ( هرات بخشی از ایران بود که توسط انگلستان جدا شد )
چو پسندیدی که ناگه بر سر حاشا شوی ؟
آتش جنگ عمومی را نمایی شعله ور
قتل میلیون ها جوان را علت اولی شوی
شادروان ملک الشعرای بهار
اشغال خوزستان توسط انگلیسی ها
پس از فتحلیشاه قاجار خوزستان به دلیل ثروت های طبیعی اش چشم طمع بیگانگان را به خود دوخت . در سال 1273 قوای کشور متجاوز انگلستان وارد خوزستان شد و هرج و مرج گسترش یافت . تا سرانجام توسط دولت قاجار با اعزام رجال و حکمرانهای مختلف به خوزستان کمی آرامش و نظم حاکم شد . در سال 1305 حسین قلی خان نظام السلطنه به حکومت بختیاریهای خوزستان در آمد و در بهبود شهر کوشش نمود . در سال 1888 میلادی انگلستان امتیاز کشتیرانی در رودخانه کارون را از ناصرالدین شاه قاجار گرفتند و شروع به جولان دادن در آبهای گرم سرزمین آریایی خوزستان کردند . یکی از بزرگترین فتنه های انگلیس ها و آمریکایی ها در خوزستان توطئه شیخ خزئل معلون بود . این حرکت ننگین در تاریخ ایران به دست رضا شاه پهلوی خنثی و ریشه کن شد . خزئل و یارانش برای تجزیه خوزستان و گسترش حکومتهای ملوک الطوایفی در ایران کوشش کردند تا بیگانگان برای استعمار و استثمار این کشور و مردمان آن با دستانی باز اقدام نمایند که خوشبختانه به دست رضاشاه پهلوی و با ایجاد یک ارتش منظم و قدرتمند نابود گردید . شادروان ملک الشعرای بهار در سروده ای ماندگار به نام نفرین بر انگلستان این پیر شوم استعمار پرده از خیانتهای این اهریمن جهانی برداشته است :
ننگ تاریخ بر انگلستان باد
انگلیسا در جهان بیچاره و رسوا شوی
ز آسیا آواره گردی وز اروپا پا شوی
چون به یاد آری ز آبادان و کشتی نفت
موج زن از شور دل مانند دریا شوی
خطه بحرین را سازی به ایران مسترد - (بحرین توسط انگلستان از ایران تجزیه شد )
بی نصیب از غولگاه لولو لالا شوی
عشق بلع نفت خوزستان و موصل را به گور
برده و آواره از دنیا و مافیها شوی
هرکجا دیدی جوانمردی وطن خواه و غیور
از میان بردی اش تا خود در جهان آقا شوی
عهد بستی بی طرف مانی تو در کار هرات- ( هرات بخشی از ایران بود که توسط انگلستان جدا شد )
چو پسندیدی که ناگه بر سر حاشا شوی ؟
آتش جنگ عمومی را نمایی شعله ور
قتل میلیون ها جوان را علت اولی شوی
شادروان ملک الشعرای بهار