★ ناشکر نباش

 

از شخصی پرسیدند:

روزها و شب هایت چگونه می گذرد؟

با ناراحتی جواب داد:

چه بگویم!

امروز از گرسنگی مجبور شدم کوزه ی سفالی که یادگار سیصد ساله ی اجدادم بود بفروشم و نانی تهیه کنم . . .

گفت: خداوند روزی امروزت را سیصد سال پیش برایت کنار گذاشته و تو باز اینگونه ناشکری می کنی؟!!!