قرار بود آن شب به خانه کانر بروم . به محض اینکه وارد شدم احساس آرامش کردم . دور از دفتر کارم و به دور از حرفهای بی پایان جک هارپر
کانر مشغول پخت و پز بود .
چقدر عالی ! بوی خوش غذا در سرتاسر اشپزخانه پیچیده بود و لیوان شرابی روی میز انتظارم را می کشید
او را بوسیدم و گفتم : سلام
گفت : سلام جیگر . سرش را از روی اجاق گاز بالا کرد
خاک بر سرم کنند بازهم یادم رفته بود به او جیگر بگویم . بسیار خوب ، چه جوری می بایست این کلمه را به خاطر می سپردم ؟
فهمیدم . می بایست کف دستم می نوشتم
کانر به پوشه ای روی میز اشاره کرد و گفت : نگاهی به اینا بنداز . اینا رو از اینترنت کپی کردم
پوشه را باز کردم و چشمم به عکس سیاه و سفید نقطه نقطه ای افتاد که یک مبل و گیاهی آپارتمانی در آن بود . گفتم : جزئیات سطحیه ! کدپستی آن را بررسی کردم . در منطقه ی میداویل بود . در حقیقت در همان نزدیکی ها بود . یادم نمی امد راجع به ان منطقه با او حرفی زده باشم . بگذریم ، مهم نبود
گفتم : اوه ، چقدر سریع ! من هنوز بابت تخلیه به همخونه هام حرفی نزدم
کانر گفت : به هر حال لازمه دنبال آپارتمان بگردیم .ببین این یکی تراس هم داره و یکی شون شومینه هم داره
اوه خدا جون
روی صندلی نشستم و به عکس مات چشم دوختم . مجسم می کردم من و کانر با هم زندگی می کنیم . نشستن روی مبل فقط ما دو نفر ، هر شب ، اوه خدایا
دلم میخواست بدانم راجع به چه چیزی حرف خواهیم زد
بسیار خوب ! بسیار خوب ! راجع به ... هر آنچه همیشه حرف میزدیم
اگر هم حوصله مان سر می رفت شاید کمی مونوپولی بازی می کردیم
به عکس دیگر نگاه کردم و ناگهان سراپا ذوق و شوق شدم
آپارتمانی کف پارکت بود با پنجره ی کرکره ای . همیشه عاشق کف پارکت و پنجره ی کرکره ای بودم . اوه ، آشپزخانه اش چقدر با حال بود با آن گرانیت هایش ..
ررد
جرعه ای شراب نوشیدم و میخواستم کیف کنم که یکهو کانر گفت : راستی سر زدن جک هارپر به شرکت خیلی جالب بود مگه نه ؟
اوه ، باز هم حرف این جک هارپر فلان فلان شده پیش آمده بود
کانر با کاسه ای بادام زمینی به سویم آمد و گفت : موفق شدی اونو ببینی ؟ شنیدم که بخش بازاریابی ....
إ ... آره ، اونو ملاقات کردم
کانر هیجان زده نگاهی به من کرد و گفت : امروز بعد از ظهر اون به بخش تحقیقات اومد ، اما من توی جلسه بودم . خوب بگو ببینم او چه شکلیه ؟
اون .. درست نمی دونم . مو سیاه ... امریکایی ... خوب ، تو بگو ببینم جلسه چه جوری بود ؟
کانر اصلا حواسش نبود که من میخواستم به نحوی از حرف زدن راجع به جک هارپر طفره بروم . راستی جالب نیست ؟چهره ی او از خوشحالی برق میزد . جک هارپر رو می گم
شانه ای بالا انداختم و گفتم : به نظرم آره . بگذریم ...
کانر تعجب زده گفت : اما تو هیجان زده نیستی ؟
ما داریم راجع به موسس شرکتمون صحبت می کنیم .راجع به مردی حرف می زنیم که برای اولین بار ایده ی پنتر کولا رو مطرح کرد . کسی که یه محصول گمنام رو برداشت . مجددا اونو اسم گذاری و بسته بندی کرد و به جهانیان فروخت! اون یه شرکت ورشکسته رو به شرکتی عظیم و موفق تبدیل کرد و حالا ما موفق به دیدار چنین شخصی شدیم از نظر تو این قضیه جالب نیست؟
این مورد می تونه یه فرصت مادام العمر برای همه ما باشه . و ما باید از این نابغه ی قرن درس بگیریم . می دونی اون هرگز کتابی ننوشته . هرگز افکارش رو با کسی غیر پیت لیدلر در میان نذاشته ...
کانر در یخچال را باز کرد و یک بطری پنتر کولا برداشت و درش را باز کرد . کانر وفادارترین کارمند دنیا بود . یک روز که به پیک نیک رفته بودیم ، من پپسی خریدم و تقریبا حالت سکته به او دست داد
او جرعه ای نوشید وگفت : می دونی بیشتر عاشق چه چیزی هستم ؟ همپا شدن با اون ؟ چشمهایش برقی زد . همپا با جک هارپر . تصور نمی کنی این قضیه جالب ترین ترقی و پشیرفت شغلیه ؟
همپا شدن با جک هارپر
اره واقعا احساس می کنم ارزش شغلیم رو بالا میبره
از سر اکراه گفتم : گمان می کنم همین طور باشه
البته که همین طوره . چقدر خوبه که فرصتی پیش بیاد تا آدم به حرفاش گوش کنه . همه ی حرفاش رو باید با جون و دل شنید . منظورم اینه که این ادم مدت یه سال منزوی بوده . حالا تصورش رو بکن در این مدت چه ایده های نابی رو در ذهنش پرورانده ؟ حتما به کلی بینش و نظریه رسیده ؛ نه تنها در مورد بازاریابی بلکه در مورد تجارت ... در مورد کار افراد . در مورد خود زندگی
لحن کلام پر ذوق و شوق کانر مثل نمک پاشیدن روی زخم بود چه خوب میشد اگر می توانستم قضیه را به کانر بگویم . می گفتم من بغل دست جک هارپر خلاق و نابغه و منبع تمام خردها در دنیای بازاریابی و تجارت نشسته بودم . ولی حرفی از پر از راز و رمزترین جنبه های زندگی ام که به جک هارپر گفته بودم . نمی زدم
و چه خاکی بر سرم می کردم ؟ سوالات خردمندانه از او می کردم ؟ او را به بحث های عاقلانه می کشاندم ؟ از او چیزی یاد می گرفتم ؟
نه بحث را به موضوعات جالبی مثل چه نوع لباس زیری را ترجیح میدهم می کشاندم
اما ؛ این یه جهش شغلی معرکه س . یکی از بهترین ها
*************