من خوشبختم پس هستم


نويسنده: مارتين سليگمن
مترجم: فرحناز ميرقمي‌زاده


مي‌توان درباره احساس خوشبخي مدت‌هاي مديدي انديشيد، بدون اينكه واقعاً به يك نتيجه قطعي رسيد. اگر احساسات را كنار بگذاريم و از روي منطق داوري كنيم، هر انساني خوب مي‌داند چگونه يك روز موفقيت‌آميز، سپري مي‌شود و سعادتمندي را چه چيزها ايجاد مي‌كند. حالا چگونه؟


ما روزي واقعاً احساس خوشبخي مي‌كنيم كه شب هنگامش به اين سه سؤال جواب «نه» نداده باشيم:
1ـ آيا امروز روي تمامي حوادث و اتفاقات روزمره‌ام كنجكاو بوده‌ام؛ روي هر آنچه روزگار برايم به ارمغان آورده بود و يا از من طلب كرده بود؟
2ـ آيا من امروزم را با خوشحالي، شوق و شعف سپري كرده‌ام؟
3ـ آيا من روي‌هم‌رفته از امروزم راضي بوده‌ام؟
از ديدگاه مارتين سليگمن اين مقدمه كوتاه از خوشبختي، هدفي قانع كننده، براي پاسخ به اين سه سوال دارد.
اين يك تست روان‌كاوي است. بنابراين سعي كنيد از سه تا شش روز در هفته، هر شب به سؤالات پاسخ دهيد. پاسخ به اين سؤالات، براي يافتن موقعيت‌هاي خوشايند در طول روز از صبح تا شب، مي‌تواند گام مؤثري در زندگي شما باشد و ذهن‌تان را چنان فعال كند كه روزتان بيهوده به هدر نرود. شما مي‌توانيد بدون نياز به كاغذ و قلم، اين سؤالات را در ذهن خود بسپاريد و به آن جواب دهيد.

 


پس از يك هفته، 15 جواب را علامت‌گذاري كرده باشيد، نشان مي‌دهد كه به‌خوبي از عهده اين روان‌كاوي برآمده‌ايد و در نوع خود يك روان‌كاو شده‌ايد و مي‌توانيد اين آزمايش را روي ديگري هم انجام دهيد. چنانچه نتوانستيد به‌طور داوطلبانه از پاسخ به اين سؤالات برآييد و موضوع «خوشبختي در زندگي روزمر» و «موفقيت روزانه» را فراموش كرديد، براي يك‌بار هم كه شده به درستي بررسي كنيد و خوب بنگريد، شايد شما با افرادي سر و كار داريد كه در اين مورد بهتر از شما عمل كرده‌اند. در اين صورت، فضاي اجتماعي كه در آن هستيد، زياد هم نامطبوع نيست، زيرا در اين سؤالات از سه احساس بزرگ و مثبت خوشحالي، كنجكاوي و رضايت پرسيده شده است:


ـ احساس خوشحالي و شعف در مورد كارها و ديگر وظايف روزمره؛
ـ احساس كنجكاوي بر تقاضاهاي روزانه؛
ـ احساس رضايت هنگام بررسي و جمع‌بندي اوضاع و احوال در طول روز و هنگام شب
احساسات، هيجانات و تنش‌هاي عصبي، تأثير به‌سزايي در زندگي دارند. به‌طوري‌كه به روي ديگران نيز سرايت مي‌كند و احساسات آنان را نيز مشتعل مي‌گرداند و درست مثل يك اپيدمي مي‌شود. همان‌گونه كه يك بيماري مسري همه‌گير مي‌شود.
احساسات مثبت، درست مثل احساسات منفي عمل مي‌كنند. احساسات منفي به مثابه يك بيماري واگير، خطرناك هستند؛ خشم، خشم مي‌آورد، كينه، توليد كينه مي‌كند و غم، غم را گسترش مي‌دهد.
احساسات مثبت، تأثيرش درست مثل يك سلامتي واگيردار است. خوشحالي تقسيم شده در محيط، مضاعف مي‌شود و مدام حس خوشحالي مي‌آفريند. روحيه مثبت افراد، به ديگران نيز سرايت مي‌كند. گويي براي آنان به منزله يك الهام و نيروي دروني است. وقتي روزها سعادت‌مندانه پايه‌ريزي شوند، ساختار يك زندگي سعادت‌مندانه را تشكيل مي‌دهند و بدين ترتيب، جواب به اين سه سؤال «بله»خواهد بود؛ «آيا امروز، به درستي ارزش زندگي كردن را داشته است؟»
اما نبايد اين «بله»همراه با اين جمله عطفي باشد: «امروز واقعاً ارزش زندگي كردن را داشت چون يك شانس بزرگ تقسيم شده است. به آن هدف به‌خصوص رسيده‌ام، پول هنگفتي به چنگ آورده‌ام، تشويق‌نامه‌اي دريافت كرده‌ام و يا به هر صورت، براي كاري كه انجام داده‌ام، به شكلي چيز به‌خصوصي دريافت كرده‌ام.»


اين «بله» بايد از يك رضايت واقعي و ملموس از يك روز سپري شده آمده باشد، مستقل از اينكه، زندگي چه چيزي به ما ارزاني داشته، يا از ما طلب كرده است. به معناي ديگر، معني يك روز موفقيت‌آميز اين نيست كه يك دفعه به‌طور قاطع به يك هدف مشخص رسيده‌ايم، بلكه اين است كه ما بهترين جنبه‌هاي وجودي خود را نشان داده‌ايم و از مهارت‌ها و لياقت‌هاي خود استفاده كرده‌ايم و به طور عملي آن را در زندگي اجرا كرده‌ايم. اينكه آيا ما به يك موفقيت به‌خصوص رسيده‌ايم يا نه، در واقع هيچ نقش اساسي را بازي نمي‌كند، زيرا ما هرگز به‌طور كامل و بي‌عيب و نقص نمي‌توانيم زندگي را طبق دلخواه خود در دست بگيريم.

 

www.shamisapsy.ir