«زنی به بهانه اينكه دهان شوهرش بوی بد ميدهد به خانه پدرش‏مراجعت نمود و اظهارداشت تا بوی دهانش را برطرف نكند به خانه‏نخواهد رفت ولی با شكايت‏شوهر دادگاه زن وشوهر را سازش داد ولی‏وقتی به خانه رفت ديد هنوز دهانش بو ميدهد لذا به اتاق ديگر رفت.شوهركه ناراحت‏شده بود زنش را بقتل رسانيد (6) ».

«خانم دندان پزشك از شوهرش طلاق ميگيرد.ميگويد هم شان من‏نيست.زيرا سه سال بعداز من درجه دكترا گرفته است‏» (7) .

«يك زن 27 ساله‏ای كه از خانه شوهرش قهر كرده در پاسخ به‏عرضحال او نوشت:شوهرم زيادمی‏خورد من قادر نيستم غذای مورد نياز او را تهيه كنم (8) ».

«زنی به اين علت كه شوهرش روی زمين می‏نشيند،با دست غذامی‏خورد،از آداب معاشرتبی‏اطلاع است،صورتش را هر روز اصلاح‏نميكند درخواست طلاق كرد (9) ».

ليكن همه خانمها چنين نيستند.در بين آنها افراد فهميده و باهوشی هست كه واقعياتزندگی را حساب ميكنند و هرگز در صددعيبجويی بر نميآيند.

خانم محترم،شوهر شما يك بشر عادی است ممكن است‏بی‏عيب‏نباشد اما در مقابل،خوبيهای فراوانی نيز دارد.اگر به زندگی و خانواده‏ات‏علاقه‏مندی در صدد عيبجوئی بر نيا.عيبهای كوچك او را ناديده بگير،بلكه‏اصلا عيبشان مشمار،شوهرت را با يك مرد خيالی كه درخارج وجودندارد مقايسه نكن بلكه او را من حيث المجموع با ساير مردها مقايسه كن،ممكناست مردی عيب مخصوص شوهرت را نداشته باشد ليكن دارای‏عيوب ديگری است كه شايدبمراتب بدتر از او باشد،اصولا عينك بدبينی‏را از چشم خويش بردار و خوبيهای شوهرت راببين،آنوقت‏خواهی ديدكه خوبيهای او بمراتب بيشتر از بديهايش ميباشد،اگر يك عيب داردو درعوض صدها خوبی دارد.

محاسن و خوبيهايش را مورد نظر قرار بده و خرسند باش،مگرخودت بی‏عيب هستی كهانتظار داری شوهرت بی‏عيب باشد،نهايت اينكه‏خودخواهی و خودپسندی اجازه نميدهدعيبهای خودت را ببينی،اگر شك داری از ديگران بپرس.

رسولخدا فرمود:«عيبی بالاتر از اين نيست كه انسان عيوب‏ديگران را ببيند اما از عيبهایخودش غافل باشد (10) ».

چرا يك عيب كوچك را به قدری بزرگ ميكنی و درباره‏اش‏غصه ميخوری كه بنياد زندگی وكانون انس و مودت را بر هم می‏زنی؟

عاقل و با هوش باش،دست از هوسبازی و سبك مغزی بردار،عيبهای‏كوچك را نديده بگير،بااظهار محبت كانون خانوادگی را گرم كن تا ازنعمت انس و محبت‏برخوردار گردی،مواظبباش عيب شوهرت را نه درحضور و نه در غيابش بزبان نياوری زيرا رنجيده خاطر و مكدرميگردد،در صدد عيبجويی بر ميآيد،محبت و علاقه‏اش كم ميشود،پيوسته در حال‏جدال وستيزه خواهيد بود،اگر با همين وضع بزندگی ادامه دهيد زندگی‏ناگواری خواهيد داشت،واگر كار به طلاق و جدايی خاتمه يابد كه بد ازبدتر.

البته اگر عيب قابل اصلاحی داشته باشد ميتوانی در صدداصلاحش بر آيی،ليكن در صورتیامكان موفقيت داری كه با نرمی و مداراو صبر و حوصله و بصورت خيرخواهی و خواهش وتمنا رفتار كنی،نه به‏عنوان عيبجويی و اعتراض،سرزنش و ايراد،قهر و دعوا.

از غير شوهرت چشم بپوش

خانم محترم،ممكن است قبل از ازدواج برای خواستگاری شماآمده باشند،ممكن استافرادی را در نظر داشته در انتظار خواستگاری آنها بوده‏ايد،شايد آرزو داشته‏ايد شوهرتانثروتمند باشد،دارای فلان‏شغل باشد،تحصيل كرده باشد،زيبا و خوشگل باشد ووووو.

اين قبيل آرزوها قبل از ازدواج مانعی نداشت ليكن اكنون كه‏مردی را برای همسریبرگزيده‏ای و پيمان مقدس زناشويی را امضاكرده‏ايد كه تا آخر عمر با هم باشيد،يار و مونس وغمخوار هم باشيد بايدگذشته را يكسره فراموش كنی،بر افكار و آرزوهای گذشته خطبطلان‏بكشی و از غير شوهرت بطور كلی چشم بپوشی،دلت را از اضطراب وپريشانی نجاتبده،غير شوهرت را از دل بيرون كن و ششدانگ آنرا دراختيار او قرار بده،خواستگار سابقت رافراموش كن،باو نگاه نكن،بفكرش نباش،چكار داری ناراحت‏شده يا نه؟اصلا چرا از احوالشجويامی‏شوی؟اين حالت دو دلی جز پريشانی روح چه نتيجه‏ای دارد؟و بسااوقات اسباببدبختی ترا فراهم می‏سازد.

بعد از اينكه با مردی پيمان زناشويی بستيد و قول و قرار گذاشتيدتا آخر عمر با هم باشيدچرا چشم چرانی ميكنی،به اين مرد و آن مرد نگاه‏ميكنی و شوهرت را با آنها مقايسهمی‏نمايی؟اين چشم چرانيهای غلط جزپريشانی و اضطراب روح و آه و حسرت دائم چهسودی دارد؟

حضرت علی عليه السلام فرمود:«هر كس چشم خويش را آزادبگذارد هميشه اعصابشناراحت‏خواهد بود و به آه و حسرت دائم گرفتارخواهد شد (11) ».

وقتی با نظر خريداری به مردها نگاه كردی و شوهرت را با آنهامقايسه نمودی ناچار بهمردهايی برخورد ميكنی كه عيب شوهرت را ندارند خيال ميكنی افراد برگزيده و بی‏عيبیهستند كه از آسمان نازل شده‏اند بااينكه ممكن است آنها دارای دهها عيب باشند كه اگر ازآنها اطلاع داشتی‏شوهر خودت را بر آنها ترجيح ميدادی.اما چون از عيوب مخفی آنهااطلاعنداری و فقط خوبيهايشان را مشاهده مينمايی خودت را شكست‏خورده و مغبون در ازدواجمی‏پنداری و اسباب بدبختی خويشتن را فراهم‏می‏سازی.

«زن 18 ساله‏ای به نام...كه از خانه فرار كرده بود ديشب به وسيله‏ماموران پاسگاه ژاندارمرینعمت آباد دستگير شد.در پاسگاه گفت:سه‏سال پيش به عقد...در آمدم ولی به تدريج احساسكردم كه او را دوست‏ندارم.چهره شوهرم را با قيافه بعضی از مردها مقايسه می‏كردم وافسوس‏می‏خوردم كه چرا زن اين مرد شدم‏» (12) .

خانم گرامی،اگر می‏خواهی بدبخت و سيه روز نشوی،به ضعف‏اعصاب و پريشانی روح مبتلانگردی،با خوشی و آسايش زندگی كنی‏دست از هوسبازی و چشم چرانی و آرزوهای خامبردار.غير از شوهرت‏همه را نديده بگير،از مردهای ديگر تعريف نكن،به فكر آنها نباش.دردلتنگو:كاش فلان شخص بخواستگاريم آمده بود،كاش با فلان شخص‏ازدواج كرده بودم،كاششوهرم دارای فلان شغل بود،كاش فلان قيافه راداشت.كاش و كاش و كاش.نميدانم اين افكارغلط و آرزوهای خام چه‏نتيجه‏ای به حال تو دارد؟چرا زندگی را به خودت و شوهرت تلخميكنی؟

چرا مهر و صفا را از بين می‏بری و بنياد ازدواج را متزلزل می‏سازی؟ازكجا ميدانی اگر با فلانمرد ازدواج كرده بودی صد در صد راضی بودی؟تو از ظاهر او بيش از اين خبر نداری شايددارای عيوبی باشد كه اگر مطلع‏بودی شوهر خودت را بر او ترجيح ميدادی.از كجا ميدانی كهخانم آن‏مردها كاملا راضی هستند؟

خانم محترم،اگر شوهرت احساس كند كه به مردهای ديگر نظرداری بدبين ميشود،مهر وعلاقه‏اش كم ميشود به زندگی و خانواده‏بی‏علاقه ميگردد،مواظب باش از مردهای ديگرتعريف نكنی با آنها گرم‏نگيری،خنده و شوخی نكنی،مرد اينقدر حساس است كه نميتواندتحمل‏كند كه همسرش حتی به تصوير مرد بيگانه‏ای اظهار علاقه كند.

پيغمبر اسلام صلی الله عليه و آله فرمود:«هر زن شوهرداريكه‏چشمش را از نگاه كردن به غيرشوهرش پر كند مورد غضب شديدپروردگار جهان واقع خواهد شد (13) ».