پیام امام خمینی به مناسبت سال نو

تاریخ: 1363/12/29

 

پیام امام خمینی به مناسبت سال نو

بسم الله الرحمن الرحیم
حلول سال جدید را به همه مسلمین جهان خصوصاً ملت قهرمان ایران و قشرهای مختلف ملتمان، کسانی که در جبهه ها دارند برای اسلام خدمت می کنند، کسانی که در پشت جبهه ها خدمت می کنند و خانواده شهدا و خود معلولین و بستگانشان، به همه و همه تبریک عرض می کنم. انشاءالله این سال، سال مبارکی باشد برای مسلمین جهان و خدای تبارک و تعالی مقدر بفرماید که دست این ابرقدرت ها و کسانی که به آنها مرتبط هستند /از/ قطع بشود و مردم دنیا با آرامش زندگی کنند. همه گرفتاریهای جهان مال این قدرت های بزرگی است که ادعا می کنند که ما برای صلح این کارها را می کنیم. این همه جنایت می کنند، این همه کشورها را به خون می کشند و ادعا می کنند که ما نمی توانیم ببینیم که حقوق بشر از بین می رود. اینها ادعایی است که اینها می کنند که هیچ واقعیتی ندارد، بلکه خلافش واقعیت دارد و مسلمین در غفلت هستند، مستضعفین جهان غفلت دارند. این بارقه ای که در ایران پیدا شد اگر چنانچه ملت های سایر کشورهای مسلمین به این جا ملحق بشوند و همه با هم دست به دست هم بدهند و در مقابل این همه جنایاتی که بر بشر دارد می شود، به بشریت می شود، بایستند کارها اصلاح می شود، لکن مع الاسف نشده است این کار و نمی دانم که چه خواهد شد. و من امیدوارم که خدای تبارک و تعالی به ما قدرت استقامت بدهد، امروز استقامت لازم است. پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نگران بود راجع به این که آیا ملتش استقامت می کنند یا نه؟ تا آن حد که در روایت است که فرموده که (شیبتنی سوره هود) برای این آیه ای که آمده است که (فاستقم کما امرت و من تاب معک) در عین حالی که این آیه در سوره دیگری هم (سوره شوری هم) آمده لکن آن ذیل را ندارد، سوره هود که این ذیل را دارد فرموده است. این به نظر می رسد که نگران بوده است از این که مبادا ملتش، امتش نبادا خدای نخواسته استقامت نکنند. باید /دولت/ ملت ایران، دولت ایران، ارتش ایران، سپاه پاسداران ایران، همه قشرهای ایران توجه کنند که استقامت در مقابل ظلم، در مقابل این قدرت های بزرگ از اموری است که امر شده است، استقامت در مقابل دشمن است، امر شده است که استقامت بکنید و اگر استقامت بکنید پیروز هستید. بحمدالله ایران به این صفت، بسیاری از قشرها به این صفت متصفند و من فراموش نمی کنم قصه روز جمعه را که آن طور باشکوه، با نورانیت، با استقامت گذشت. آن طور مردم با طمانینه با آن صداهایی که می آمد، با آن رگبارهایی که می آمد، من

صحیفه نور جلد 19 صفحه 125

ملاحظه می کردم، نگاه می کردم، مخصوصاً نگاه می کردم ببینم در بین مردم چه وضعی هست، ندیدم حتی یک نفر را که یک تزلزلی درش پیدا باشد. و آن وقت امام جمعه آن طور با آن طنین قوی صحبت کرد، مردم /با/ آن طور گوش کردند، آن طور فریاد زدند که ما برای شهادت آمدیم، یکی از اینهایی که شهید شده است (یا این که چند نفر، یکی دو نفر ازشان) به من گفتند که این وصیت هم کرده است، همین که من می روم برای شهادت، وصیت کرده و از همان هایی است که در همین جا شهید شده. با یک همچو ملتی کسی نمی تواند مقابله کند. ملتی که این طور است، آن روزی که اعلام می کنند که می خواهیم بمباران کنیم نماز جمعه را، بیایند و بیشتر بیایند، حتی آنهایی که نمی آمدند برای نماز، از قراری که برای من نقل کرده اند، آنهایی که برای نماز جمعه هم نمی آمدند هفته های دیگر، این هفته آمدند، این یک همچو ملتی است. یک همچو ملتی را نمی تواند کسی به واسطه بمباران کردن یک جایی، به واسطه شرارت هایی که دارد می شود، این را منسحب اش کند از این که دارد. علاوه، ما، در ملت ما، در مقابل چی منصرف بشود. اسلام است و امانت خدا به دست ما، اسلامی است که (از صدر اسلام با زحمت و با مشقت این اسلام تولد پیدا کرده است و هر چه جلو رفته است باز مشقت درش بوده.
پیغمبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم از اولی که دعوت کرده است تا آن وقتی که در رختخواب رفتن از این عالم بوده است و لقاءالله بوده است، در حال جنگ بوده. حتی آن وقتی هم که در بستر خوابیده است باز برای جنگ بسیج کرده است و آن همه مشقت هایی که ایشان دیدند، از قریب و از غیر قریب دیدند و بعد از آن هم همین طور، مسلمین دیده اند، ائمه ما دیده اند، امیرالمؤمنین دیده است. خوب! آنها برای اسلام چون بوده، به ذائقه شان شیرین بوده. ما باید کوشش کنیم که ذائقه مان را یک همچو ذائقه ای قرار بدهیم که برای ما هر چیز شیرین باشد. رضای به قضای خدا، معنایش همین است که یک وقت تسلیم است، آدم تسلیم می شود، خوب، ما سلمیم. یک وقت رضاست به آنچه او می کند، این دیگر فرق نمی کند بین این که آن کسی که راضی است، فرق نمی کند بین این که از او بلا برسد یا این که از او نعمت برسد، همه را نعمت می داند. می گوید از آن است، از محبوب من است. اگر محبوب انسان (همین محبوب های ظاهری) هم اگر چنانچه /یک/ فرض کنید که یک چیزی که ناگوار است بگوید، در ذایقه کسی که دوست دارد، خوش می آید. اگر ما برسیم به این معنا، و امیدواریم که با جدیت برسیم به این معنا که خوشمان بیاید از این معانی. الان مابینیم که این جوان های ما که دارند می روند در جبهه ها، برای شهادت می روند، اینها همین اند. اینها برای این که در ذایقه شان خوش آمده است این معنا، این را از خدا می دانند، چون از خدا می دانند از این جهت سخت برایشان نیست. ما باید خودمان را جوری تربیت کنیم که راضی باشیم به آنچه خدای تبارک و تعالی به ما اعطا می کند. آنچه می دهد، بلا باشد خوب است و واقعش هم این طور است، برای این که خدای تبارک و تعالی بندگانش

صحیفه نور جلد 19 صفحه 126

را می خواهد. گاهی وقت ها (بلا) برای انسان نعمت است، گاهی وقت ها نعمت (بلا) ست. خدای تبارک و تعالی می خواهد مردم را تربیت کند، کسانی که به او متوجه می شوند تربیتش گاهی به این است که فشار برشان وارد بیاورد، گاهی به این است که نعمت برشان بدهد. آن وقتی که فشار وارد می آید روح ها پرواز می کنند به عالم دیگر، آن در فشارهاست که این طور می شود.
بنابراین، یک ملتی ما می خواهیم و خودشان، خود ملت ما هم بحمدالله این طور است که فشارها برایشان اشکالی ندارد. اگر ما، اگر اسلام، مسلمین مثل سایر قشرهای عالم بودند که برای مال و منال و منصب و این طور چیزها می رفتند دنبال کار و بالاخره برای شکم و برای شهوت می رفتند، اگر چنانچه کسر می آمد باید ناراحت بشوند. اما ملتی که برای شهادت می رود، ملتی که زن و مردش عاشق شهادت هستند و فریاد شهید شدن می زنند، یک همچو ملتی دیگر از این که فلان چیز کم است، فلان چیز زیاد است، این نمی نالد، اقتصادش چطور است، این مال آنهایی است که وابسته به اقتصاد هستند، دل به اقتصاد دادند. آنهایی که دل به خدا دادند، آنها این طور نیستند که دنبال این باشند که فلان چیز فراوان باشد، فلان چیز کم باشد، زیاد باشد، نرخش کم باشد، نرخش زیاد باشد. اینها که در نظر این که شهید می خواهد بشود، این چیزها نیست. آن که دارد برای شهادت می رود به او بگویی که مثلاً مالت را دزد برده است، او اصلا اعتنا به این حرف ندارد. به او بگویی که قیمت چیز گران است، او که نرفته برای این که غنیمتی بیاورد. غنیمتی که او می خواهد بیاورد آن غنیمتی است که هیچ زوال ندارد، آن چیزی است که هیچ شکست ندارد. آن کاری است که /هیچ/ از دست هیچ کس بر نمی آید جز از دست خدای تبارک و تعالی و ملت ما دارد این کار را می کند و من امیدوارم که همه این طور بشویم. البته (من) که می گویم، نیستم آن طور، اما دیگران را میل دارم بشوند این طور و خودم هم میل دارم بشوم، باید همه بشویم. و انشاء الله امیدواریم که این سال جدید برای ما یک سال خوبی باشد. و /ما/ تذکر این معنا را من لازم می دانم که ما هم هیچ میل نداریم که حتی آنهایی که با ما دشمن اند صدمه ببینند. اگر در مقابل ما نایستند، اگر با اسلام مخالفت نکنند، مسلم باشند، با اسلام مخالفت نکنند، ما هیچ صدمه ای نمی خواهیم ببینند. ما الان میل نداریم که آن جاهایی را که مراکز اقتصاد آنهاست، مراکز جمعیت عراق است، ابدامیل نداریم که یک صدمه ضعیفی هم ببینند. صدام نکند این کارها را، دولت هم نمی کند این کار را. لکن وقتی او می کند دیگر از دست ما خارج است. ملت /یک جوری/ وضعش یک جوری است که از دست ما، از دست دولت هم خارج است. بنابراین این طور نیست که ما در نظر داشته باشیم جنگ بکنیم. از اول جنگ نکردیم، جنگ نمی خواستیم، از حالا هم نمی خواهیم، بعدها هم نمی خواهیم، اما صلحی که از جنگ بدتر است هم نمی خواهیم. ما می خواهیم که دنیا این آدم فاسدی که این همه فساد کرده است، باز نرود دنبالش و برایش دست بزند. الان دنیا متوجه این است که این را زیر بغلش را بگیرد، نگهش دارد. برای چی نگه دارد؟ برای به هم زدن همه اوضاع /را/، برای این که اسلام نباشد. همه دردشان این است که نبادا اسلام بیاید، و اسلام موافق با این طور بدکاری ها نیست، با این طور عیاشی ها نیست، با این طور فجایع نیست، با این طور زورگویی ها نیست.

صحیفه نور جلد 19 صفحه 127


چون اینها می ترسند از این، و صدام هم مقابل اسلام ایستاده است، از این جهت آنها هم زیر بغلش را نگه داشته اند که نبادا یک وقت چه بشود. لکن خدای تبارک و تعالی اگر اراده فرموده باشد تمام این کیدها به خودشان برمی گردد. تکلیف ما این است که در مقابل ظلم بایستیم و این کسی که تعدی به ما کرده است، تو دهنی به او بزنیم و تا این قضیه را دنیا قبول نکند این جنگ هست و جنگ هم از طرف آنها هست، از طرف ما نیست. زدن این طور مراکز هم از طرف آنهاست. شما می آیید نماز جمعه را می زنید. نماز جمعه را که می زنید خیال می کنید ملت ما عقب نشیند! می بینید که در نماز جمعه چه کردند. این یک مطلبی است گفتنی، تاریخی، تا کسی نبیند آن جا را، آن منظره را نبیند، باورش نمی آید که زن بچه اش تو بغلش است، مرد بچه اش پهلویش است هیچ حرکت نکند، این همه فشار، هیچ حرکت نکند، از آن ور انفجار آن نامردها، از آن طرف هم آن طور رگباری که ملاحظه کردید همه. مع ذلک همه هم با طمانینه نشسته اند سرجای خودشان و هیچ ابدا حرکتی نمی کنند. و ملت، یک همچو ملتی است. ملت این طوری دیگر دنبال این نیست که گوشتش ارزان است یا گران است، دنبال این نیست که کم است یا زیاد است. این دنبال این است که اسلام را بزرگ کند. همان طوری که پیغمبر اکرم هم بوده، پیغمبر اکرم هم این طور بوده، دنبال این بوده که اسلام تقویت بشود، حالا خودم کشته شدم، بچه ام کشته شد، از بین رفتند، سیدالشهدا، بچه هایم اسیر شدند /هرچه هم می آید/ خوب! می بینید که در روایات هست که هرچه به ظهر عاشورا نزدیک می شد، حضرت سیدالشهدا صورتش شکفته تر می شد. برای چی؟ برای این که می دید که دارد می رود پیش خدا. او نظر به (او) داشت، نه نظر به اینها داشت. نظر به اینها هر کدام که مربوط به خدا باشد به عنوان مربوط به خدا، والا نه این که به این نظر داشت که پسر دارد، اولاد دارد، این حرف ها نبود در کار.
بنابر این، ما باید استقامت کنیم و آن چیزی که نگرانی پیغمبر هست که نبادا ملتش استقامت نکنند و این امر خدا را اطاعت نکنند، باید ما کاری بکنیم که این نگرانی نگذاریم در حق ما ثابت بشود. و من از خدای تبارک و تعالی می خواهم که همه این قشرهای ملت را از مجروحین، مصدومین، شهدا و خانواده های اینها و مفقودین ما و اسرای ما، همه اینها را هم سالم نگه دارد و شهدای ما را بیامرزد و در جوار خودش نعمت عنایت کند و اینهای دیگر هم سالم نگه دارد و به پیروزی برسند و انشاء الله اسرای ما و مفقودین ما هم به وطن خودشان برگردند و ملت ما هم با قدرت و قوت پیش برود و هیچ از این نوع چیزها باک نداشته باشد. چیزی است که بر ملت بر ملت بیدار ثابت شده است که می خواهی بیدار باشی، می خواهی مستقل باشی، باید جورش را بکشی! می خواهی ذلیل باشی؟ برو پیوند کن با آمریکا، همه این حرف ها تمام می شود، جنگ هیچ نمی شود پیوند کن با شوروی، باز هم نمی شود! اما چی؟ این است که یک ملت عقب مانده توسری خورده ضعیف تا آخر. اما وقتی بخواهی، یک ملتی بخواهد سربلند باشد، بخواهد ارزش داشته باشد، این دیگر نباید فکر این باشد که ما حالا این ارزشی که داریم، ببینیم به اندازه این هست که ما ستمان گران باشد! یا دوغمان چه باشد! اگر این طور است، که ما از حالا هم رفتیم. اما می بینیم این جور نیستند، ملت ما الحمدلله این طور

صحیفه نور جلد 19 صفحه 128

نیست و امیدوارم که قویتر بشوند و شادمان بشوند در این سال جدید و خدای تبارک و تعالی به همه قدرت عنایت کند و سلامت عنایت کند و همه ما را بیدار کند و در استقامت به ما کمک کند، انشاءالله.