پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396 8:19 PMبیانات امام خمینی درجمع اعضای شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی و ستاد دهه فجر انقلاب اسلامی
تاریخ: 1362/12/13
مسأله تبلیغات از مسائل بسیار مهمی است که شاید در رأس امور واقع است
بسم الله الرحمن الرحیم
از کارهای چشمگیری که در این نهاد شده است تقدیر و تشکر کنم و توفیق آقایان را بیشتر از خدای تبارک و تعالی مسئلت می کنم. مهم این است که در اینطور مسائل چون مسائلی است که مربوط به اسلام است، همه مردم شرکت دارند، امروز کارهایی که در ایران می شود، کارهایی که مربوط به جمهوری اسلامی است، از باب اینکه مردم از خودشان می دانند و جدا نمی دانند هیچ نهادی را از خودشان، از این جهت فعالند در کارها و ما باید هرچه بیشتر مردم را حفظ کنیم و مردم باید هر چه بیشتر در صحنه حاضر باشند. ما الان در بین راه هستیم. یعنی آن چیزی را که اسلام از آحاد ما خواسته است و او اینکه اسلام را آنطوری که هست معرفی کنیم به همه جا آن را، ما الان در اول راه هستیم که باید این کار را انجام بدهیم. مسأله تبلیغات یکی از مسائل بسیار مهمی است که شاید در رأس بیشتر از امور واقع بشود و ملاحظه می کنید که دنیا تمام تبلیغاتشان به ضد ماست، تقریباً باید اینطور گفت آنهایی که به ضد ما نیستند ساکت اند والا تمام رادیوها، تمام مطبوعاتشان، مصاحباتی که در خارج واقع می شود همه را ملاحظه کردید که به ضد جمهوری اسلامی است. یعنی به ضد اسلام است و چون اسلام را آنها نمی خواهند و ایران را می بینند که در صدد این است که اسلام را معرفی کند به عالم و اگر معرفی بشود به عالم قبول خواهند کرد و منافع آنها را به هدر خواهد داد. از این جهت با ایران مخالفت می کنند، نه اینکه ایران به اینکه یک جمعیتی در ایران هستند، یا یک انسان هایی در ایران هستند، با ایران به اینکه عنوان اسلامی پیدا کرده است. والا این ایران بوده زمان محمدرضا، زمان دیگر با آن مخالفت نداشتند، بلکه موافقت هم داشتند. برای اینکه آن ایران، ایرانی بود که در دست آنها بود و درخواست آنها بود، اما ایرانی که در دست آنها نباشد و مخالف با آنها باشد و خواست آنها را نخواهد انجام بدهد، آنها این ایران را نمی خواهند و به عنوان ایران، اسلام را دارند می کوبند و ما باید هر چه بیشتر مسأله تبلیغاتمان را خصوصاً در خارج باید دولت و باید ملت هرچه بیشتر تبلیغات را دامن به آن بزنند در مقابل آن تبلیغاتی که الان در دنیا هست.
شما می بینید در همین دهه فجر و در 22 بهمن که آن جمعیت عجیب و غریب در صحنه بود، قبلش بعضی از این ایرانی هایی که بیرون رفتند، فرار کردند، اینها یک شیوه خاصی
صحیفه نور جلد 18 صفحه 249
دارند، می گویند که مردم بیرون نیایید. دنبال او هر چه بیرون آمده باشد آنها کار ندارند. بعد می گویند که دیدید هیچ کس بیرون نیامد. وضع شان اینطوری شده. یکجور شکست خوردگی مفتضحانه ای هست که مبتذل شده است. یک کلمه، خوب، بیرون نیاید، که معلوم نمی شود کی بیرون آمده، کی نیامده. بیرون آمده ها معلوم می شود، بیرون نیامده ها. اینها یکدفعه نمی گویند بابا بیرون بیایید شما هم یک طرف شهر باشید تا ببینیم چی اند، آنها که بیرون می آیند کی اند . از آن طرف می گویند همه ایران با ما هستند از آن طرف می گویند اگر بخواهند بیایند بیرون آنها را چه خواهند کرد. خوب، اگر همه ایران با شما هستند، چطور چه خواهند کرد؟ 22 بهمن که به این وضع بوده نه در رسانه های گروهی خارج یک چیزی گفتند که قابل ذکر باشد و نه - در - کسانی که در خارج نشسته اند و به ضد ما صحبت می کنند. 22 بهمن را به حسب آنطوری که همه گزارش داده اند، خوب ما صحنه هایش را می بینیم یک چیز چشمگیری بود، خیلی زیاد بود. بعضی ها می گفتند که این تقریباً مثل آن اجتماعات اول عاشورا و آنوقت ها بوده است. ولی معذلک در دنیا منعکس نشد و اینطور شد.
وضع جنگ را ببینید. امروز وضع جنگ اینطور است که در هر صحنه ای که وارد می شوند. اینها و ارتش اسلام وارد می شود، سپاه پاسداران، بسیج، وارد می شوند پیشروی می کنند، اسیر می گیرند. در همین آخر دو هزار می گویند، دو هزار نفر اسیر گرفتند هیچ صحبتی نیست. اما از آن ور یک چیز تلویزیونی درست می کنند، حالا البته آنها اهل فن اند می توانند درست بکنند. آنوقت پریشب بود یا دیشب بود می گفت که در تلویزیون کجا که در لندن درست شده است و نمایش داده شده است و در فلان جایی از این خلیج مثل اینکه بود آنجا نمایش داده شده است، فهمانده اند به مردم که چقدر ایرانی ها کشته شده اند تمام لاشه های اینها افتاده است در بیانان ها و عراقی ها با شادی دارند دور و بر آنها می گردند.
این عراقی های بیچاره ای که گرفتار شدند خودشان، این ارتش عراقی که بیچاره شده است، هر وقت چهارتا پاسدارها را می بینند، فرار می کنند همه شان، آنوقت یک همچو چیزی نمایش می دهند وضع دنیا اینطوری شده در تبلیغات. تبلیغات وضعش بر این شده است که هر چه بتواند بر خلاف اسلام، بر خلاف ایران به عنوان اینکه این یک جمهوری اسلامی هست و اسلام را می خواهد، دارند تبلیغ می کنند از هر طرف. جنگ با این اهمیتی که هست الان پیشروی دارد می کند و اینطور پیشروی کرده و همه را بیرون کرده اند تقریباً، تقریباً از ایران بیرون کردند و الان دارند پیشروی می کنند. وقتی که رادیوها می گویند، آنجایی که خیلی خوب می گویند، می گویند بعضی ایرانی ها اینجور می گویند، عراقی ها اینجوری می گویند، اما معلوم نیست چه جوری است. آنوقتی که زیاد سیلی خوردند از آن ور می افتند می گویند که عراقی ها پیش بردند، جلو آوردند، راندند ایرانی ها را. انداختند به دریا، آنها نتوانستند شنا کنند رد بشوند، انداختند به آن - چیزها - آب ها و آنها بیچاره ها همه خفه شدند و مردند. اسیر گرفتند، اسیرهای بچه هشت ساله، این ایران بچه های هشت ساله را می فرستند به جنگ. وضع تبلیغات اینطور شده. ما تبلیغاتمان هر چه هم زیاد بشود البته به پای آنها نمی رسد. خوب همه رسانه های گروهی دست آنهاست. اما ما باید تبلیغ کنیم.
صحیفه نور جلد 18 صفحه 249
الحمدالله خوب در صحنه هستند مردم، لکن باید باقی بمانند در صحنه
ما باید بگوئیم به مردم. و من امیدوارم که موفق بشوند آنهایی که تبلیغ می خواهند بکنند و آنهایی که در خارج می روند و آنهایی که در رادیو و تلویزیون صحبت می کنند - این - معلوم بشود که وضع چه جوری هست، آنها چه وضعی دارند و ما چه وضعی داریم و آنها چه می گویند و ما چه می گوئیم. اینها اسلام را یک جوری معرفی دارند می کنند که اسلام جنگ می خواهد بکند. با اینکه اسلام هیچ وقت جنگ نخواسته یعنی ما نخواستیم جنگ بکنیم، آنها جنگ را آوردند برای ما، ما دفاع می کنیم. الان هم اگر چنانچه ما مهلت بدهیم به صدام، اگر این دو ماه مهلت پیدا بکند دوباره تجهیزش می کنند، مجهزش می کنند و دوباره یک جای دیگر حمله می کند. یک همچو حیوانی را که نمی شود که ما رهایش کنیم که سرخود هر کاری می خواهد بکند. این تا خفه نشود، این منطقه درست نخواهد شد و آنهایی که به این کمک می کنند نمی فهمند، متوجه نیستند. امریکا اینها را بازی می دهد، اینها را آلت دست قرار داده. همانطوری که صدام مبتلا شده است. با اینکه عراق طرف نسبت نیست قدرتش با دیگر جاهایی که الان در خلیج و اینها هستند، همانطور که اینها مبتلا شدند، امریکا می خواهد اینها را مبتلا کند، دیگران را هم می خواهد مبتلا کند باید اینها بفهمند که تکلیف شان چی هست با اسلام تکلیف شان چی هست، با ایران تکلیف شان چی است.
آنها بعد می خواهند زندگی کنند، بعد که صدام رفت اینها می خواهند زندگی کنند. ما میل داریم که اینها زندگی شان زندگی صحیح باشد. ما همیشه میل داریم که در منطقه که هستیم اسباب آسایش مردم بشویم نه اینکه اسباب گرفتاری مردم بشویم. نمی گذارند ما کار خودمان را انجام بدهیم اگر یک سال مهلت به ایران بدهند، آنوقت می فهمند که هم منطقه خوب خواهد شد، هم دست قدرت ها بریده خواهد شد، هم هر منطقه ای در محل خودش برای خودش زندگی مرفه خواهد پیدا کرد. لکن خوب امریکا نمی گذارد، از آن ور از این ور هر طور دلش بخواهد می کند. و من امیدوارم انشاءالله که دست همه کوتاه بشود و شما هم موفق بشوید. به خدمت مال خودتان است الان ایران، دست همه کوتاه شده، خودتان باید درستش کنید.
الحمدلله خوب در صحنه هستند مردم، خوبند خیلی، بسیار خوبند، لکن باید باقی بمانند در صحنه، اگر بخواهند یک زندگی شرافتمندانه داشته باشند، یعنی آدم باشند. ما را آدم حساب نمی کردند قبلاً. ما را مثل - یک - سایر چیزها حساب می کردند. که یک کالایی بودیم دست آنها که برایمان می فروخت این به آن می فروخت، آن به آن می فروخت و چه می کرد، ما اینطوری بودیم. حالا بحمدالله خودمان هستیم، برای خودمان هست و امیدوارم انشاءالله که موفق بشوند به اینکه خدمت کنند به اسلام، خدمت بکنند به ایران.
و السلام علیکم و رحمة الله