بیانات امام خمینی در جمع اعضای شوراهای محلی اسلامی توزیع کالا در سراسر تهران و گروهی از کارکنان مرکز تحقیقات مخابرات

تاریخ: 1362/11/11

 

هر کس در مقامی که هست و هر مسؤولیتی که دارد، همان مقام و مسؤولیت امتحان اوست

بسم الله الرحمن الرحیم
باید تشکر کنم از آقایانی که امروز تشریف دارند و دعا کنم به توفیق آنها برای خدمت به بندگان خدا. و من امیدوارم که خداوند به همه شماها و سایر برادران شما توفیق خدمت به این کشوری که در طول تاریخ محروم بوده است، خداوند توفیق به شما بدهد که هر کس در هر محلی هست خدمت بکند. باید عرض کنم که ما و شما و همه اهل دنیا همه برادران ایرانی ما در معرض امتحان هستیم. یعنی مکلفی نیست در عالم که تحت آزمایش خدا و امتحان او نباشد. ما امروز درباره خودمان و مسؤولین کشور خودمان و ملت محترم خودمان عرض می کنیم، هر کس در هر مقامی که هست و هر مسؤولیتی که دارد همان مقام و همان مسؤولیت امتحان اوست. امتحان مثلا رئیس محترم جمهور، همان ریاست جمهوری اش است که آیا در این مقامی که هست چه می کند، افکار او چیست، اخلاق او در این زمینه چیست و اعمال او چیست و حتی خطرات قلب چیست، چیزهایی که در قلبش عبور می کند و می گذرد اینها چیست و همین طور تمام مسؤولین، مجلسی ها، آنهایی که در مجلس هستند، آنها هم همان کرسی مجلس محل امتحان آنهاست که اینها در این کرسی که نشسته افکارشان چی هست و احوالشأن چی هست و آرائشان چی هست و آیا این کرسی، کرسی اسلامی است و برای اسلام است یا اینکه اینطور نیست. در همان جا محل آزمایش است. و همین طور دولت محل آزمایش اش در همان وزارتخانه ای است که هست، در همان جایی که نخست وزیر هست و اهل ادارات در همان ادارات خودشان مرکز امتحان آنهاست و ارتشی ها در مقام قدرت ارتشی شان امتحان می شوند، محل امتحانشان همان محلی است که به فعالیت ارتشی مشغولند و سپاه پاسدارانمان در همان محلی که هستند، قدرت در دست شان آزمایش است، تفنگ در دست آزمایش است. و همه کسانی که دارای یک ابزاری هستند برای خدمت، همان ابزار آزمایش آنهاست. و همین ها هستند که در آن عالم منعکس می کنند اعمال ما را. همان تفنگ منعکس می کند اعمال تفنگدار را و همان مجلس منعکس می کند در آن عالم اعمال مجلسی را و همان کارهایی که شما عزیزان انجام می دهید و موجب تشکر است و امیدوارم

صحیفه نور جلد 18 صفحه 215

که مورد نظر خدای تبارک و تعالی و تأیید او باشد، در همین جا که هستید در تحت آزمایش هستید و اعمالتان منعکس می شود. باید توجه کنید که این چیزهایی که منعکس می شود یک وقت خدای نخواسته چیزی نباشد که آن روز که منعکس شد در آنجا و شما او را دیدید موجب سرافکندگی باشد. الان ایران از همه جا به نظر می رسد که اهالی ایران از همه جا بیشتر مورد آزمایش اند. اهالی ایران از یک رژیمی که همه جا می دانید چکاره بود، با قدرت ملت و دست های گره کرده مشت های گره کرده، در حالی که ابزاری در دست نداشت آنوقت، با فریاد، آن رژیم را از بین برد و با همان فریادها دست امریکا را و سایر قدرت ها را از کشور خودش قطع کرد که امروز کشور شما دست خودتان است. نه یک کسی بالای سر شماست که بخواهد به شما حکومت کند، نه مستشاری از کشورهای دیگر دارید و نه کارشناسان. همه چیز دست خود شماست و مسؤول خود شمایید. در رژیم سابق ملت می گفت خوب، من چه کنم، به دست من چیزی نیست، اگر سوال می شد. امروز که همه چیز در دست خود شماهاست دیگر این عذر پذیرفته نیست که من چه کنم. هر کس در هر محلی که هست آن کسی که در یک اداره ایستاده است و برای رفت و آمد مردم راه می دهد یا کارهای دیگر انجام می دهد، با آن کسی که در اداره روی صندلی نشسته است و مردم به او مراجعه می کنند و آن کسی که در جبهه دارد جنگ می کند و آن کسی که در پشت جبهه هست و خدمت می کند و آن بازاری که در بازار مشغول کسب و تجارت هست و آن کارمند که در ادارات مشغول فعالیت هستند و آن دهقان ها که در محل کشاورزی مشغول خدمت هستند و آنهایی که در کارخانه ها مشغول فعالیت هستند و تمام قشرهایی که در این کشور تصور بکنید، تمام اینها، از مقدرات این مملکت سوال می کنند از شما. کسی گمان نکند که خوب من بازاری هستم، نمی توانم. من یک اداری جزء هستم، من یک کارمند ضعیف هستم. فرق ما بین هیچ یک از شماها نیست در این معنا. هر کس آن محلی که هست همان محل، محل آزمایش اش است. آن کارمند جزئی که یک کار جزئی انجام می دهد آن کار جزئی آزمایش اوست. آیا این کاری که دست اوست انجام چطور می دهد، با کسانی که به او در همین جزئی مراجعت می کنند چه رفتار می کند، آیا قصدش از این شیطان است یا قصدش خداست؟ این مسأله استثنا ندارد. انبیا هم مورد آزمایش اند. یعنی هر کس در این دنیا پا گذاشت و مکلف بود به تکلیفی، این آزمایش می شود و گمان نکند که من این کار را که می کنم کسی نمی بیند. این کاری که می کنید خود این کار منعکس می شود. خدای تبارک و تعالی در محضرش واقع می شود. ملائکه الله موکل هستند بر این فرد. باید ما فکر کنیم چه باید بکنیم که از زیر بار مسؤولیت خارج بشویم. مائی که امروز مقدرات مملکت مان به دست خودمان افتاده است همه مان مسؤولیم، کسی نیست که مسؤول نباشد، همه هستیم. ببینیم که باید چه کار بکنیم که این مسؤولیتی که به عهده ماست به طوری انجام بدهیم که فردا پیش خدای تبارک و تعالی و پیش انبیای خدا خجلت زده نباشیم و آبرومند باشیم. آن این است که هرکس در هر کاری مشغول است او را خوب انجام بدهد. فرض کنید همه خدای نخواسته همه افراد کشور خلاف می کنند، شما یک نفر کار خوب بکن. هر کسی فکر خودش باشد. هر کس خودش مسؤول کارهای خودش است، هیچ کس

صحیفه نور جلد 18 صفحه 216

مسؤول کار دیگری نیست. او کار را می گوید و مواظبت هم می کند اما هیچ کس نمی تواند که عمق کارهای شما را بفهمد چه جوری است، لکن در محضر خداست. آنهایی که در هر جا خدمت می کنند توجه کنند که خدای تبارک و تعالی و ملائکه ای که از طرف خدا موکل هستند مواظب هستند. همین موج هایی که در دنیا از حرف شما، از عمل شما منعکس می شود، همین فردا پیش شما شهادت می دهند. باید توجه بکنید به اینکه مسؤولیت بزرگ است. مثلاً در کسانی که در جبهه هستند و جبهه خدمت می کنند اینها گروه های مختلف هستند، ارتشی هست، ژاندارمری هست، پاسدار هست، بسیجی هست، عشایری هست، شهربانی هست از همه قشرها در آنجا خدمت می کنند، مردم عادی هم می روند خدمت می کنند، اینها مواظب باشند که همین جا محل امتحان آنهاست که آیا اینهایی که دارند فعالیت می کنند و می خواهند کشور خودشان را نجات بدهند و دفاع کنند از کشور خودشان، آیا اینها باهم هماهنگ هستند یا هر که می خواهد برای خودش کار بکند؟ آیا برای خدا کار می کنند یا برای خودشان؟ اگر ملاحظه کردند که میل دارند که این گروه خودشان قدرت داشته باشد قدرت در دست بگیرد نه گروه دیگر، بدانند که عمل شیطانی است، شهادت شان هم اجر ندارد. و اگر دیدند که برای خدا دارند کار می کنند، برای خدا کار کردن اینجا معلوم می شود که آن کسی که سپاهی است نکشد طرف سپاه همه چیز را و آن کسی که ارتشی است نکشد طرف ارتش همه چیز را هکذا دیگران. همه با هم برای خدا و برای نجات ملت و برای نجات کشور به پیش بروند. فرق نکند که این طایفه باشد یا آن طایفه باشد، مقصد عمده است. انبیا اینطور بودند. اولیای خدا اینطور بودند. کار برای خداست به دست شما انجام بگیرد، گرفته است، به دست من انجام بگیرد، گرفته است، در دست دیگری، گرفته است.
اگر ارتش و سپاه و بسیج و سایر قوای مسلح اینطور افکارشان باشد پیروزند یعنی هم در جبهه ها پیروزند و هم پیش خدای تبارک و تعالی افتخارمندند و شما از آنجا که بیایید پایین هر جا بروید همین است مسأله. آن کسی که می خواهد در انتخابات شرکت کند و کاندید می شود، آن کسی که کاندید می کند کسی را، آن کسی را که فعالیت انتخاباتی می کند، آن کسی که تبلیغ می کند برای خودش یا برای غیر، این آزمایش اش همانجاست. توئی که خودت را کاندید انتخابات کردی، قدرت این را داری که برای کشورت درست خدمت بکنی و قدرت خودت را بالاتر از دیگران می دانی؟ توئی که دیگری را کاندید می کنی، دیگران که غیر از این هستند لایق نمی دانی؟ این را لایق تر و احسن می دانی؟ توئی که فعالیت می کنی و تبلیغ می کنی برای انتخابات، تبلیغ خودت را می کنی یا تبلیغ برای اسلام می کنی؟ اگر برای رسیدن به مجلس است، می خواهی دلت می خواهد مجلس بروی و می گویی مجلس یک مقامی است، شما تبلیغ برای خودت کنی که همان تبلیغ برای شیطان است. و اگر تبلیغ می کنی که بروی خدمت بکنی، من چون می توانم خدمت بکنم چرا کنار باشم، بروم خدمت بکنم، این شخص چون لایق است چرا کنار باشد، بیاید خدمت بکند، اگر اینطور باشد این برای خداست. و این گاهی وقت ها به خود آدم اشتباه می شود، بسیاری از اوقات هست که انسان خودش در کارهای خودش اشتباه می کند.

صحیفه نور جلد 18 صفحه 217

یعنی انسان چون حب نفس دارد خودش را می خواهد و همه چیز را هم برای خودش می خواهد مگر اینکه به ریاضات اینطور نباشد. این چون حب نفس دارد بسیاری از امور که از خودش صادر می شود یا از کسانی که از خودش هستند، اولاد خودش، برادر خودش، عیال خودش، اینها به نظرش خوب می آید و گاهی همین اگر صادر بشود از یک کس دیگری به نظرش بد می آید. این برای همین است که حب نفس اینجا پرده پوشیده است روی واقعیت و نمی تواند انسان تشخیص بدهد. باید انسان توجه کند به اینکه آیا من که می خواهم یک کسی را انتخاب کنم، اگر این کس یک نفر دیگری از او بهتر بود لکن ارتباطی با من نداشت بلکه با من هم دلخوری داشت آیا او را کاندید می کردم؟ اگر او را هم کاندید می کرد معلوم می شود که این برای خدا دارد کار می کند، کار به خودش ندارد و اگر اینطور نشد بداند که مسأله، مسأله شیطانی است نه مسأله خدائی و این دقیق است و این از آن اموری است که بر انسان پوشیده می ماند. و دوستان و برادران که همه مسؤول هستند باید در کارهای خودشان دقت کنند که برای چی من این کار را می کنم؟ من که متکفل توزیع شدم یا در شوراها رفتم برای چی رفتم آنجا؟ می خواهم چه بکنم؟ منی که متکفل مخابرات هستم برای چی آنجا رفتم؟ چه نظری دارم؟ منی که در مجلس می روم برای چی می روم و چه نظر دارم؟ منی که در ارتش خدمت می کنم برای چی می کنم؟
 

اگر بخواهید کشور شما یک کشور مستقل باشد از خودتان باید شروع کنید!

اگر بخواهید کشور شما یک کشور مستقلی باشد که دیگران نتوانند در آن دخالت بکنند از خودتان باید شروع کنید. تمام خوف و ترس هائی که انسان دارد از دشمن برای این است که خودش را می بیند. اگر چنانچه دید که خدا هست در کار، برای خدا دارد کار می کند نمی ترسد، برای اینکه مقدرات دست اوست. گمان نکنید که شما خودتان می توانید یک کاری انجام بدهید، شما آن هستید که اگر یک مگس بیاید آزارتان بدهد شب نمی توانید بخوابید و روز نمی توانید آرام بگیرد، اگر یک پشه در شب بیاید نمی گذارد شما آرام بگیرید. شما آن کس هستید که اگر یک عنکبوت بیاید حمله به شما بکند می ترسید، شما آن کس هستید که اگر یک گنجشک از شما یک چیزی بردارد برود قدرت ندارید از او پس بگیرید. همه عجز است، همه فقر است هر چی هست از اوست، از خداست.
این استقلالی که خدا داده به ما اگر عنایت او نبود کی توانستیم ما این کار را بکنیم؟ چطور ما می توانستیم در مقابل این آشوب دنیا و این قدرت های شیطانی دنیا یک همچو رژیمی را که همه دنبال این بودند که حفظش بکنند اگر عنایت خدا نبود شما با کدام قدرت می توانستید این کار را بکنید؟ اگر عنایات خدا و توفیق خدا نبود شما هم چطور می توانستید دست امریکایی که دنیا را دارد می بلعد از کشورتان بیرونش کنید؟ و امریکا از قراری که شنیدم رئیس جمهور امریکا گفته است که ایران ما را تحقیر کرد. این اول کار است، ایران تا آخر شما را تحقیر خواهد کرد. اگر عنایات خدا نبود شما چطور می توانستید یک قدرتی را که امروز آنطور وضعیت را دارد و آنطور جهازات را دارد و در همه دنیا ریشه کرده است چطور می توانستید او را دستش را کوتاه کنید؟ این قدرت خداست، این عنایات

صحیفه نور جلد 18 صفحه 216

خداست، غافل از این نباشید.اگر عنایات خدا نبود چطور شما یک نمونه در دنیا بودید که فقط شما الان در دنیا هستید که می گوئید نه شرقی، نه غربی و واقعاً هم اینطوری است. ادعا ممکن است کسی بکند اما همه می دانند نیست اینطور. اگر عنایت خدا نبود کی می توانست که یک همچو کاری را بکند که در دنیا نظیر ندارد و نشده است؟ اینها عنایت خداست. این عنایت خدا را حفظ کنید و حفظش به این است که این کشوری را که به شما داده به آن خدمت کنید.
 

شما که می خواهید آدم بشوید، زحمت دارد آدم شدن

امروز کشور ما احتیاج به خیلی مسائل دارد و دیگران مسائل شما را ابداً حل نمی کنند، بلکه برخلافش می کنند. مسائل خودتان را خودتان باید حل بکنید. این نعمتی که برای شما پیش آمده است، نعمت آزادی که پیش آمده است، نعمتی که نمی تواند یک قدرتی الان به شما بگوید که بالای چشمت ابرو است، این را حفظش کنید، این یک نعمت الهی است، دیگران ندارند این را. دیگران یا تحت سلطه شرق اند یا تحت سلطه غرب اند. شما اینطور نیست برایتان الان. این را باید حفظش بکنید، حفظش به دست خود شما باید بشود یک کشوری که انقلاب کرده است و تازه متولد شده است، انقلاب وضعش این است که هم خوردگی باشد به هم خوردگی باشد. انقلاب وضعش این است که کمبود داشته باشد، انقلاب وضعش این است که مثلاً قحطی باشد. انقلابات دنیا اینجور نبودند که مثل ایران باشند که به مجردی که انقلاب کردند درها را باز کردند هر که بیاید هر که برود. به مجردی که انقلاب کردند رفتند دنبال اینکه یک دولتی تشکیل بدهند و مجلسی و چه و چه و چه، به فوریت، کجا می توانستند این کارها را بکنند؟ اینها روی عنایات خداست که به شما عنایت کرده است. یک کشوری که الان مبتلای به جنگ است آن هم نه جنگ با یک دولت پوسیده ای مثل صدام، جنگ با همه، همه قدرت ها دنبال این اند که او را دستش را بگیرند و نجات بدهند و نمی توانند هم. یک همچو جنگی، الان شما جنگ با دنیا دارید، همه تبلیغات بر ضد شما هست، همه سلاح ها را به او می دهند، همه پول را به او می دهند و او را تجهیز می کنند و شما خودتانید. خودتان هستید و اتکال به خدا. این خداست که شما را حفظ کرده است و شمایید که الان مسؤولیت تان زیاد است. اینکه می گویم ایران از همه جا بیشتر مسؤولیت دارد برای همین است که ایران از همه جا بیشتر مورد عنایت خدا واقع شده است. کجاست که بگوید من مستقلم نه شرق و نه غرب، هر دو را کنار بگذارد؟ و این شما هستید، وقتی شما هستید و می دانید که انقلاب ها کمبود دارد، انقلاب ها زحمت دارد، بخواهید آدم باشید باید زحمت بکشید، بخواهید ارزش انسانی خودتان را حفظ کنید زحمت دارد. نمی شود که انسان در خانه اش بنشیند و ارزش های انسانی محفوظ باشد. هر که در خانه می نشیند و اعتزال می کند توسری هم می خورد لکن نمی فهمد که دیگر آدم نیست.
شمائی که می خواهید آدم بشوید زحمت دارد آدم شدن. می خواهید سرفراز در دنیا باشید این زحمت دارد، بیخود نمی شود، اگر نوکری آنها را بکنید دیگر ارزش ندارید، یک پول هم ارزش ندارید.

صحیفه نور جلد 18 صفحه 217


اگر بخواهید از تحت سلطه همه بیرون بروید و خودتان باشید این ارزش دارد، یک ارزش انسانی است، یک شرافت انسانی است، این زحمت دارد، این گرانی دارد، این کمبود دارد، این جهاد دارد، این دفاع دارد، این شهادت دارد، این برای ارزش انسانی است همین است که انبیا برای او کار کردند. همین است که امام حسین برای او کشته شد. اگر آن هم فکر می کرد که زحمت دارد، اصحاب او هم با آن کمی فکر می کردند زحمت دارد، که نمی توانستند یک همچو انقلابی را بجا بیاورند که تا حالا هم اثرش باقی مانده است. ولی وقتی برای خدا شد، زحمت کم می شود.
 

باید توجه کنیم که سر و کارمان با یک جنگی است که سرنوشت یک ملت را تعیین می کند

الان انسان می بیند که جوان هائی هستند، من زیاد به اینها بر می خورم، جوان هائی هستند که می آیند گریه می کنند که ما می خواهیم برویم به جبهه نمی گذارند برویم. همین پریروز یا دیروز بود که یک جوانی آمده بود، گفت دوتا برادرم کشته شده، خودم می خواهم بروم. گفتم جوان! تو کافی است، آنها رفتند دیگر بس است شروع کرد گریه کردن. خوب یک همچو، این جز به عنایت خدا نمی شود، یک معنویتی است که غیر از عنایت خدا نمی تواند این معنویت را برای کسی ایجاد کند. آنهائی که نشسته اند کنار و می خوابند و می خورند و زندگی حیوانی دارند و نق می زنند به این کشور، آنها یک قدری توجه بکنند، از خواب بیدار بشوند. آنهائی که هی نق می زنند که اینجاش چه جوری است، آنجاش چه جوری است، آنجاش چه جوری، اینها نمی فهمند که ما در چه حالی هستیم. آنها می خواهند که شب بخوابیم صبح که پا شدیم همه اداراتمان درست باشد و همه مملکت مان درست باشد و کشاورزی مان درست باشد و نمی دانم چی، و نمی دانند ما در چه حالی هستیم الان. ما در حال جنگیم. ما در حال محاصره اقتصادی هستیم، ما در حالی هستیم که امریکا علناً دارد مخالفت می کند و جنگ افروزی دارد می کند با ما، و ما اعتنا هم به او نداریم. باید بفهمید که وضعیت ما امروز این است که این وضعیت مشکلات دارد. این وضعیت به زودی درست نمی شود. لکن می شود، صبر می خواهد. آنی که تا حالا شده است یک اعجازی است که در دنیا نظیر نداشته است. شما در طول تاریخ اگر ملاحظه کنید، نظیر نداشته است این وضعی که الان ایران دارد. این حالی که در جوان های ما پیدا شده است، در طول تاریخ نظیر نداشته، الا اولیاء خدا. و ما امروز ابتلاء به این قدرت ها داریم و این جنگ را ما باید با پیروزی به زودی تمام کنیم. و این به این است که جوان های ما بروند دنبال جنگ. جوان های ما اینطور نباشد که بگویند تمام شد و رفت سراغ کارش. خیر، تمام نشده، امریکا دنبال کار است، الان امریکا به میدان آمده. البته میدانی که او می آید، آن میدان صحیحی نیست، آن برای انتخاباتی که حالا می خواهد بشود، از این حرف ها زیاد می زند. لکن ما باید توجه بکنیم که سر و کارمان با یک جنگی است که سرنوشت یک ملت را این درست می کند و باید هر چه زودتر این را تمام کنیم. و این، به این است که جوان های ما بروند به جبهه ها، ننشینند که، اینطور نباشد که بنشینند که

صحیفه نور جلد 18 صفحه 218

دیگران برایشان کار کنند. همه مان مسؤول هستیم. و من امیدوارم که خداوند به همه شما توفیق بدهد و همه شما را در راه خدا، در راه خودش هدایت کند و همه را توفیق این بدهد که به این ملتی که در طول تاریخ در زحمت بوده و در طول تاریخ در محنت بوده و زیر بار دیگران بوده، نجات بدهیم و خدمت کنیم به این ملت.