پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396 7:36 PMبیانات امام خمینی در جمع ائمه جمعه شهرستان ها
تاریخ: 1359/10/03
تاثیر القائات شیاطین مبنی بر عدم دخالت روحانیون در امور سیاسی
بسم الله الرحمن الرحیم
من اول باید از علمای اعلام بلاد، برادران ائمه جمعه از اهل سنت و از اهل تشیع تشکر کنم که زحمت کشیدند و اینجا تشریف آوردند و همین طور از سایر برادرانی که در اینجا تشریف دارند و با ناراحتی نشسته اند یا ایستاده اند تشکر کنم و بعض مطالبی که تنبهش لازم است ولو خود شما می دانید. یک مطلبی که همه می دانید و می دانیم این است که شیاطین بزرگ و کوچک و آنهائی که می خواستند و می خواهند تمام قدرت ها را در هر جا قبضه کنند و تمام منافع ملت ها را چپاول کنند، از سال طولانی نقشه های عجیب و غریبی داشته اند و مع الاسف قشرهای زیادی غافل بودند، از جمله این مطلب که روحانیون در امور سیاسی نباید دخالت کنند، آنها باید مردم را در این نماز و روزه و امثال اینها هدایت کنند و جای آنها و شغل آنها مسجد است و منزل، مسجد بیایند نماز بخوانند، منزل بروند استراحت کنند و به طوری این تبلیغ شده بود که همه باورشان آمده بود تقریباً و دخالت در سیاست یک فحشی بود برای اهل علم. اگر می گفتند فلان آخوند سیاسی است، این به منزله یک فحش تلقی می شد و خود مردم و بلکه خود روحانیون هم بسیاریشان این مسأله را باورشان آمده بود. اگر راجع به یک امر اجتماعی، یک امری که راجع به ملت است گفته می شد، بعضی ها می گفتند که ما در امور سیاسی دخالت نمی کنیم، و اگر یک ملائی در امر سیاست ملت و مصالح کشور صحبت می کرد، می گفتند که این سیاسی است و بر خلاف موازین است. این مسأله ای بود که اینقدر رویش تبلیغات کرده بودند در داخل و خارج، که به این زودی نمی شد از ذهن مردم بیرون کرد. آنها می خواستند که یک قشر بزرگی از جامعه که جامعه هم تبع آنها هست منزوی کنند و خودشان به جای آنها بنشینند، حکومت مال ما، نماز جماعت خشکی که در آن اصلا صحبت اجتماعی و سیاسی نباشد هم مال شما. من یک قصه ای از مرحوم حاج آقا روح الله خرم آبادی شنیدم و یک قصه هم خودم دارم. مرحوم آقای کاشانی رحمه الله را که تبعید کرده بودند به خرم آباد و محبوس کرده بودند در قلعه فلک الافلاک یا کجا، آقای حاج آقا روح الله می فرمودند که من از آن کسی که رئیس ارتش آنجا و آقای کاشانی هم تحت نظر او بود و محبوس بود (من حالا وقتی می گویم محبوس در زمان رضاخان شما خیال می کنید مثل حبس های عادی زمان های دیگر بود، البته پسرش هم مثل پدر بود لکن آن کسی که گرفتار می شد اگر از اشخاص
صحیفه نور جلد 13 صفحه 217
عادی بود همچو مرعوب می شد که در حبس یک کلمه ای که بر خلاف مثلاً دولت یا آن کسی که در آنجا هست بزنند،امکان نداشت برایشان) مرحوم حاج آقا روح الله گفتند که من از این رئیس ارتش که در آنجا بود خواهش کردم که من را ببرد خدمت مرحوم آقای کاشانی، قبول کرد و ما را بردند پیش ایشان. آن رئیس، آنجا بود و من هم بودم و آقای کاشانی. آن شخص شروع کرد صحبت کردن و رو کرد به آقای کاشانی که آقا شما چرا خودتان را (قریب به این معانی) به زحمت انداختید؟ آخر شما چرا در سیاست دخالت می کنید؟ سیاست شان شما نیست، چرا شما دخالت می کنید؟ از این حرف ها شروع کرد گفتن. آقای کاشانی فرمودند: (خیلی خری) ، شما نمی دانید که این کلمه در آنوقت مساوی با قتل بود، ایشان گفتند: (تو خیلی خری، اگر من دخالت در سیاست نکنم کی دخالت بکند؟) یک قصه هم من خودم دارم. وقتی که ما در حبس بودیم و بنا بود که حالا دیگر از حبس بیرون بیائیم و برویم قیطریه و در حصر باشیم آن رئیس امنیت آن وقت در آنجا حاضر بود که ما بنا بود از آن مجلس برویم، ما را بردند پیش او، او ضمن صحبت هایش گفت که آقا سیاست عبارت از دروغگویی است، عبارت از خدعه است، عبارت از فریب است، عبارت از پدر سوختگی است، این را بگذارید برای ما من به او گفتم این سیاست مال شماست. البته بعدش آمد دروغی گفت که بنا می گذاشتند که در سیاست دخالت نکنند و ما هم جوابش را دادیم. مسأله این است. البته سیاست به آن معنایی که اینها می گویند که دروغگوئی، با دروغگوئی، چپاول مردم و با حیله و تزویر و سایر چیزها، تسلط بر اموال و نفوس مردم، این سیاست هیچ ربطی به سیاست اسلامی ندارد، این سیاست شیطانی است و اما سیاست به معنای اینکه جامعه را راه ببرد و هدایت کند به آنجائی که صلاح جامعه و صلاح افراد هست، این در روایات ما برای نبی اکرم با لفظ سیاست ثابت شده است و در دعای، در زیارت جامعه ظاهراً هست که ساسه العباد هم هست، در آن روایت هم هست که پیغمبر اکرم مبعوث شد که سیاست امت را متکفل باشد.
سیاست که عبارت است از هدایت جامعه، مختص انبیاست
باید عرض کنم که سیاست برای روحانیون و برای انبیا و برای اولیای خدا حقی است، لکن سیاستی که آنها دارند، دامنه اش با سیاستی که اینها دارند فرق دارد. ما اگر فرض کنیم که یک فردی هم پیدا بشود که سیاست صحیح اجرا کند، نه به آن معنای شیطانی فاسدش، یک حکومتی، یک رئیس جمهوری، یک دولتی سیاست صحیح را هم اجرا کند و به خیر و صلاح ملت باشد، این سیاست یک بعد از سیاستی است که برای انبیا بوده است و برای اولیا و حالا برای علمای اسلام. انسان یک بعد ندارد، جامعه هم یک بعد ندارد، انسان فقط یک حیوانی نیست که خوردن و خوراک همه شوون او باشد. سیاست شیطانی و سیاست های صحیح اگر هم باشد امت را در یک بعد هدایت می کند و راه می برد و آن بعد حیوانی است بعد اجتماع مادی است و این سیاست یک جزء ناقصی از سیاستی است که در اسلام برای انبیا و برای اولیا ثابت است، آنها می خواهند ملت را، ملت ها را، اجتماع را، افراد را هدایت کنند، راه ببرند در همه مصالحی که از برای انسان متصور است، از برای جامعه متصور است،
صحیفه نور جلد 13 صفحه 218
همانی که در قرآن صراط مستقیم گفته می شود و اهدانا الصراط المستقیم ما در نماز می گوئیم، ملت را اجتماع را، اشخاص را راه ببرد به یک صراط مستقیمی که از اینجا شروع می شود و به آخرت ختم می شود، الی الله است. سیاست این است که جامعه را هدایت کند و راه ببرد، تمام مصالح جامعه را در نظر بگیرد و تمام ابعاد انسان و جامعه را در نظر بگیرد و اینها را هدایت کند به طرف آن چیزی که صلاحشان هست، صلاح ملت هست، صلاح افراد هست و این مختص به انبیاست. دیگران این سیاست را نمی توانند اداره کنند، این مختص به انبیا و اولیاست و به تبع آنها به علمای بیدار اسلام، و هر ملتی علمای بیدارش در زمانی که آن ملت نبی شان بوده است. اینکه می گویند شما دخالت در سیاست نکنید و بگذارید برای ما، شماها سیاست تان سیاست صحیح تان هم یک سیاست حیوانی است، آنهائی که فاسدند سیاست شان سیاست شیطانی است، آنهائی که صحیح راه می برند باز سیاستی است که راجع به مرتبه حیوانیت انسان، راجع به رفاه این عالم، راجع به حیثیاتی که در این عالم هست راه می برند لکن انبیا هم این عالم و هم آن عالم را (و اینجا راه است برای آنجا) اینها هدایت می کنند مردم را به این راه و آنچه که صلاح ملت است، صلاح جامعه است، اینها آنها را به آن صلاح دعوت می کنند و صلاح مادی و معنوی از مرتبه اول تا آخری که انسان مراتب کمال دارد، سیاستمداران اسلامی، سیاستمداران روحانی، انبیا علیهم السلام، شغلشان سیاست است. دیانت همان سیاستی است که مردم را از اینجا حرکت می دهد و تمام چیزهایی که به صلاح ملت است و به صلاح مردم است، آنها را از آن راه می برد که صلاح مردم است که همان صراط مستقیم است.
حیله ها در کار است که شما را از سیاست کنار بزنند
شما آقایان و همه ملت باید توجه کنید که سابقاً ما را آنطور تربیت کرده بودند و به واسطه تبلیغاتی که قدرت های چپاولگر درست کرده بودند که ما را از سیاست جدا کنند و ما دخالت در هیچ امر اجتماعی مردم، در هیچ امر سیاسی مردم نکنیم و آنهائی که می خواهند انجام بدهند وظیفه شان را برای ابر قدرت ها، به دست بگیرند سیاست را و حکومت را و همه چیزها را، و بکشانند مردم را به طرف آن مرتبه ای، آن چیزی که خودشان می خواهند و قدرت های بزرگ می خواهند، یعنی ما را بکشانند یا به دامن شرق و یا به دامن غرب و این سیاست، سیاست شیطانی است و بر فرض اینکه اینها سیاست انسانی هم داشته باشند، بیش از یک بعدش را ندارند، تمام ابعادش را انبیا داشته اند و از آنها ارث رسیده است به علمای متعهد. ما نباید، خیال نکنید که این قدرت های بزرگ از ما دست برداشته اند، الان همه حیله ها در کار است که شما را از سیاست کنار بزنند، شما را نگذارند در امور اجتماعی دخالت بکنید، شما را نگذارند که در حکومت هیچ دخالتی بکنید، بله، ما یک وقتی که در نجف بودیم این کلمه را گفته ام من که علما مرتبه شان بالاتر از این است که داخل بشوند در امور اجرائی، لکن در وقتی که افرادی باشد که آن افراد، متعهد به اسلام باشند و بتوانند کارها را روی موازین اسلامی اجرا کنند نه اینکه اگر هیچ کس هم نباشد و اشخاصی باشند که نتوانند روی مجاری اسلامی عمل کنند یا
صحیفه نور جلد 13 صفحه 219
نخواهند روی مجاری اسلامی عمل کنند، باز هم آقایان بروند کنار بنشینند و تماشاچی باشند که آنها ما را بکشانند به آنجائی که خودشان می خواهند. مسأله این نیست، مسأله این است که اگر سیاستمدارانی باشند که همان معنائی را که مسلمین می خواهند ولو در همین یک بعدش، ولو در همین بعد دنیائی اش، آنها طوری سیاست را انجام بدهند که ما استقلالمان و آزادیمان محفوظ بماند و ما به طرف شرق یا به طرف غرب کشیده نشویم، البته آنها بکنند، هیچ مانعی ندارد و علما هم می روند وقتی دیدند که اینها هستند، می روند مشغول کارهای خودشان می شوند که آن هم سیاست است منتها سیاست روحانی. اما وقتی که ما ببینیم که اینطور نیست که تمام این پست ها را و تمام این قدرت ها را اینها اگر دستشان بیاید صرف می کنند در اینکه جامعه ما را به جامعه مستقل و آزاد بکشند، ناچاریم ما که اشخاصی که متعهد هستند و ما را نمی کشانند به این طرف و آن طرف، دخالت بدهیم در امور، نظارت بدهیم در امور و همه ما و همه شما و همه نسل های آتیه، آنها باید چشم و گوششان را باز کنند که دوباره هی شیطان ها نیایند تزریق کنند که آقا، علما را چه به سیاست، علما را چه به دخالت در امور مملکتی. این یک نقشه شیطانی است که الان هم مشغول پیاده کردن آن هستند و مشغول تبلیغاتش هستند. بنائاً علیه بر شما ائمه جمعه و جماعت و بر همه ائمه جمعه ها و جماعت ها در همه قطرهای اسلامی، در همه ممالک اسلامی این مطلب لازم است بلکه فرض است که مردم را بیدار کنید و به مردم بفهمانید این معنا را که این نغمه ای که در همه ممالک اسلامی بلند است که علما نباید دخالت در سیاست بکنند، این یک نقشه ای است مال ابر قدرت ها، مجریش اینها هستند که در داخل کشورها هستند. به حرف اینها گوش ندهید و بخوانید به گوش ملت که ملت بفهمد این معنا را که این نغمه، نغمه است که می خواهند علما را از سیاست کنار بزنند و آن بکنند که در زمان های سابق بر ما گذشته است. بیدار باشیم و همه توجه به این معنا داشته باشیم و نسل های آینده هم توجه به این معنا داشته باشند که راهشان را یک وقت، این راهی که الان مسلمین خودشان این راه را پیدا کرده اند، این راه را گم نکنند آنها.
همه ملت مسوولند در حفظ اسلام که امانت الهی است
مطلب دیگری که باز دنباله همین مسائل است، این است که روحانیون در هر جا که هستند، چه ائمه جمعه و چه ائمه جماعات و چه کسان دیگری که مشغول شغل روحانی هستند، اسلام امروز به ملت ما و به شما که شاخص هستید و اولی هستید سپرده شده است، ما امروز همه پاسدار اسلام هستیم، تمام ملت از دولتی ها گرفته و قوای نظمی و انتظامی گرفته و نظامی و انتظامی گرفته و تا همه قوای مسلحه، همه بازارها، همه اداره جات، تمام ملت بی استثنا مسوول هستیم در مقابل خدای تبارک و تعالی برای این امانت. این اسلام که امانت است و دست ماست، اگر ما به این امانت خدای نخواسته خیانت بکنیم، این یک گناهی است که معلوم نیست که آمرزیده بشود، فرق دارد با گناه دیگری حتی با کبائر گناه های دیگر، برای اینکه بسیاری از گناه ها هست که به خود انسان بر می گردد، به جامعه بر نمی گردد، لکن خیانت به این امانت، خیانت به اسلام و خیانت به ملت های مسلم است. باید توجه کنید که اگر
صحیفه نور جلد 13 صفحه 220
اشخاصی در تمام این ارگان هائی که الان بعد انقلاب بوجود آمده، چه آنهائی که خود رو پیدا شده اند و خود ملت آنها را ایجاد کرده اند و چه آنهائی که مثلاً مقامات ایجاد کرده اند، باید توجه به این معنا بکنید که اگر چنانچه اینها یک قدم بردارند بر خلاف اسلام، بر خلاف مصالح مسلمین، مسوول هستند، مسوولیتی که بالاتر از آن مسوولیتی است که انسان نسبت به کارهای خودش دارد، شخصی خودش دارد.
هوشیاری در مقابل خلافکارهای عوامل نفوذی و جلوگیری از آنان
و این را باید توجه بکنند آقایان که در بین این ارگان هائی که هست مثل، سپاه پاسداران، مثل ارتش، مثل کمیته ها، مثل دادگاه ها و همه این جاهائی که بعد از انقلاب به عنوان یک گروهی پیدا شده است شیاطین ننشسته اند که اینها خالص باشند، در بین شان افرادی نفوذ کرده اند و به واسطه آن نفوذ، کارهائی در آنجا می دهند، برای اینکه روحانیین را و همین طور پاسدارها را و همین طور کسان دیگر را یا به جان هم بریزند و یا منزوی کنند. الان روزی شاید بیشتر از 100 تا گاهی 300 تا گاهی 200 تا نامه برای من می رسد، با اینکه من کاره ای نیستم و در آن شکایت می کنند، شکایات از همه این ارگان هائی که هست من نمی خواهم بگویم شکایات همه صحیح است، بسیاریش هم نامربوط زیاد در آن هست، لکن باید این مطلب که یک توطئه هست برای شکایت درست کردن، این توطئه از شوفرهای تاکسی ها و اتومبیل های دیگر، اتوبوس و اینها شروع می شود تا هر جائی که یک جمعیتی با هم مجتمع هستند، در بین اینها افرادی هستند که اینها مامورند برای اینکه شایعه درست کنند و پراکنده کنند. می گویند در تاکسی ها تا می نشینیم یک کسی شروع می کند یک حرفی از، مثلاً از یک عالم یا علما یا از یک کمیسیون یا از مجلس شورا یا از کذا. الان همه اینهائی که اشتغال به یک کاری دارند، چه دادگاه هائی که به قضاوت و به رسیدگی به امور قضائی مشغول هستند و چه این هیات هائی که برای اینکه زمین ها را مثلاً ، آن زمین هائی که مشروع است تقسیم کنند و چه جهاد سازندگی و جهاد دیگر و گروه هائی که هستند، اینها در بین شان یک افرادی نفوذ کرده است که این افراد یک کاری انجام می دهند و دستجاتی که مربوط به همین افراد هستند آن را دامن می زنند و بزرگش می کنند و شما یک وقت چشمتان را باز می کنید که همه این ارگان های دولتی و اسلامی از مجلس گرفته تا دادگاه ها و تا همه جا به واسطه تبلیغات اینها مشوه می شود روحشان، یعنی جمهوری اسلامی که عبارت از این چیزهائی است که حکومت است و مجلس است و سایر ارگان ها، این را می خواهند مشوهش کنند و به دنیا بفهمانند که این هم همان رژیم شاهنشاهی است، این هم مثل همان رژیم است، همه چیزش مثل همان رژیم است. می آیند می گویند که زمین های مردم و باغات مردم را غصب می کنند و هیچ جا هیچ کس هم دخالت در این امر نمی کند، می گویند این گروه های هفت نفری که گفته شده به آنها، اعلام کردند بر آنها، دولت هم اعلام کرده است که باید در آن چیزهائی که غیر مشروع است دخالت نکنند آنها دخالت می کنند و هیچ اعتنا به این مسائل نمی کنند. می گویند مصادره
صحیفه نور جلد 13 صفحه 221
اموال مردم، بیجا مصادره می شود اموال مردم بدون اینکه جهت شرعی داشته باشد. شما باید توجه داشته باشید و من از ائمه جمعه در همه بلاد می خواهم و علمائی که هم در آن بلاد هستند همراهی کنند و گروه هائی را تعیین کنند برای رسیدگی به این امور، رسیدگی به حال این افرادی که می خواهند آشوب درست کنند، رسیدگی به حال دادگاه ها و احکامی که از دادگاه ها صادر می شود. چه بسا اشخاصی هستند که اطلاع قضائی ندارند و خودشان را به طور قاچاق وارد کردند در قضا. قضا شرط دارد و باید نصب بشود از طرف علمایی که بزرگ هستند، اینطور نیست که هر کس هر جا برود قضا را متکفل بشود و حکم بدهد و حکم قتل بدهد و حکم چه بدهد. اینها باید شما آقایانی که در بلاد هستید، خودتان رسیدگی کنید افرادی که از این جناح های منحرف وارد شدند در این ارگان ها، در قضا، در تقسیم اراضی، در جهاد سازندگی، در همه اینها، افرادی را متعهد، مطلع، بیطرف، این افراد را تعیین کنید تا اینکه اینها بروند رسیدگی بکنند و به شما گزارش بدهند و در صدد تصحیحش بر آیید. اگر ما بنشینیم اینجا، هر چه می شود در هر جا، هر کس هر کاری می خواهد بکند ما اعتنا به آن نکنیم، این فاجعه به بار می آورد بعدها. باید شما خودتان بنشینید این کار را بکنید. این یک چیزی است که می خواهند تمام آن چیزهائی که فاسد است به گردن روحانیون و به گردن دولت اسلامی بیندازند و روحانیون و دولت و مجلس و همه اینها را از نظر مردم بیندازند و مشوه کنند. شما باید بیدار باشید، جلوگیری کنید از این معنا. اگر من، من که یک پیر مردی هستم از من نمی آید این کارها، شما آقایان الحمدلله هم جوان هستید و هم توجه دارید به مسائل، خودتان یک گروه هائی را درست کنید در همه جای مملکت، یک گروه هائی درست کنید بررسی کند این امور را، اگر چنانچه بر خلاف شرع عمل می شود، جلویش را بگیرید، اگر چنانچه امر خلافی دارد واقع می شود، اشخاصی که لایق نیستند برای این مسائل اگر اینها وارد هستند در دادگاه ها یا در سایر جاها، در جهاد سازندگی، در هیات هفت نفری نمی دانم اینها، ما نمی خواهیم که یک مملکتی باشد که هرج و مرج یا یک مملکتی باشد که نظر کمونیست ها را در این مملکت انجام بدهد یا نظر غربی ها را انجام بدهد. باید همه این کارها را قبل از اینکه فرصت از دستتان رفته است و قبل از اینکه این خیانتکارهائی که می خواهند این مملکت را باز برگردانند به حال اول، پیروزی پیدا کنند و مجال پیدا بکنند، خود شماها باید این کارها را انجام بدهید و افرادی را صالح، مطلع، بیطرف تعیین کنید بروند در اینجاهائی که این کارها می شود، به شکایات مردم رسیدگی کنند. یک دفتری برای شکایات باز کنید، تعقیب کنید شکایت را، ببینید این که شکایت کرده از کجا پیدا شده، صحیح می گوید یا غیر صحیح؟ غیر صحیح می گوید، چه کسی القاء به او کرده؟ اینها را باید تعقیب کرد و فهماند به مردم که یک همچو بساطی در کار هست که می خواهند خرابکاری کنند و افرادی هم که واقعاً خرابکاری می کنند. معرفی باید بشوند به جمعیت هائی که خود آقایان تعیین کنند تا تکلیف آنها را معین کنند. ما اگر چنانچه بنشینیم و الان در مملکتمان خلاف شرع های زیادی خدای نخواسته انجام بگیرد معنایش این است که ما خودمان با دست خودمان جمهوری اسلامی را جمهوری غیر اسلامی اش کردیم. ما می خواهیم جمهوری اسلامی، یعنی احکام، احکام اسلام باشد نه اینکه
صحیفه نور جلد 13 صفحه 222
هر جایش که آدم دست بگذارد شکایات باشد که اینها خلاف دارند می کنند، شکایت باشد که فلان قاضی حکم خلاف دارد، فلان فرض کنید که کسی که می خواهد تقسیم زمین را بکند زمین های مردم را می رود تقسیم می کند، باغات را می رود نمی دانم درخت هایش را می اندازد، اینها رسیدگی می خواهد. شما نشستید که یکدفعه صدای ملت بلند بشود که این دولت و این مجلس و این دادگاه ها و این کمیسیون ها و اینهمه اینهائی که هستند، هیچ یک آنها اسلامی نیستند و به ضد شما قیام بکنند، آنوقت هم من موافقت با آنها بکنم
وحدت برادران شیعه و سنی به برکت جمهوری اسلامی
انشاء الله خداوند شما را توفیق بدهد و جماعتتان را هر چه زیادتر و هر چه باشکوهتر. این جماعات بسیار موثر است، بسیار خوب است. اگر برکت جمهوری اسلامی جز این نبود، این یک برکت بزرگی است که ما را و همه برادرهای اهل تشیع و تسنن را یک جا جمع کرده و همه مان برای اسلام می خواهیم کوشش کنیم و باید همه ما توجه داشته باشیم که نبادا یک وقت تبلیغی بشود که در طول تاریخ تقریباً شده است که ما را، برادرها را از هم جدا کردند، اهل سنت را با ما جدا کردند، ما را از آنها جدا کردند باید اینها را توجه بکنیم، باید ما با هم برادر باشیم، نگذاریم دیگران بیایند همه چیزمان را ببرند و ما بنشینیم دعوا کنیم سر یک چیزی که نباید دعوا بکنیم. در هر صورت جماعات باید این جمعه ها باید هر چه بیشتر و هر چه بزرگتر و ملت باید هر چه بیشتر به این جماعات حاضر بشود و جمعه را بزرگ بشمارد و خطبا هم در خطبه های خودشان مردم را بیدار کنند، مردم را دعوت کنند به صلاح، دعوت کنند به اینکه این توطئه هائی که در اطراف هست الان این توطئه ها برای محو اسلام است، بیدار کنند مردم را تا انشاء الله توفیق حاصل بشود و ملت ما الان که بیدار است و متوجه است برسد به آنجائی که همه احکام اسلام در این مملکت پیاده بشود و این الگویی بشود از برای همه ممالک اسلامی و من از این جلسه ای که آقایان درست کردند و اجتماع کردند و برادرهای اهل سنت و اهل تشیع همه جمع شدند و مسائل را طرح کردند بسیار کار خوبی است و من متشکرم از همه که انشاء الله باز هم اجتماعاتشان را بکنند و رسیدگی به حال ملت بکنند. شما باید به حال این ملت رسیدگی بکنید، از توطئه ها خبر بشوید و جلوگیری کنید و مردم را بیدار بکنید و امیدوارم که این اجتماعات در بلاد دیگر از مسلمین هم این اجتماعات باشد و همه گرفتاری هائی که ملت دارند، حلالش خود شماها باشید. خداوند همه شما را عمر و عزت و عظمت عنایت کند و ملت ما را و ملت های اسلامی را از تحت قدرت شیطانی نجات بدهد.