پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396 7:36 PMبیانات امام خمینی در جمع اعضای دفتر تحکیم وحدت حوزه - دانشگاه
تاریخ: 1359/09/27
علم و تعهد به منزله دو بال برای رسیدن به مراتب ترقی و تعالی هستند
بسم الله الرحمن الرحیم
چه مجلس شورانگیزی است و چه اجتماع مبارکی، یک روز بود که دانشگاه و حوزه های علمیه نه آنکه از هم جدا بودند، جوی بوجود آورده بودند که با هم شاید دشمن بودند، نه دانشگاهی تحمل روحانی را داشت و نه روحانی تحمل دانشگاهی. اساس هم این بود که این دو قشری که با اتحادشان تمام ملت متحد می شوند، از هم جدا نگه دارند و باهم مخالفشان کنند تا ملت اتحاد پیدا نکند. بحمدالله در این نهضت اسلامی، این انقلاب اسلامی، این تحول بزرگ حاصل شد که هیچ یک از این دو طایفه خودشان را از دیگری انشاء الله جدا نمی دانند. آن وحشتی که دانشگاهی ها از معمم داشتند و آن وحشتی که معممین از دانشگاهی ها داشته اند، به اذن خدای تبارک و تعالی مرتفع شد و حالا شما برادران دانشگاهی و برادران روحانی در کنار هم برای رفع مشکلات و برای به پیروزی رساندن انقلاب مجتمع هستید.
دانشگاه و حوزه های علمیه روحانیون می توانند دو مرکز باشند برای تمام ترقیات و تمام پیشرفت های کشور و می توانند دو مرکز باشند برای تمام انحرافات و تمام انحطاطات. از دانشگاه هست که اشخاص متفکر متعهد بیرون می آید. اگر دانشگاه، دانشگاه باشد، اگر دانشگاه واقعاً دانشگاه باشد و دانشگاه اسلامی باشد یعنی در کنار تحصیلات متحقق در آنجا تهذیب هم باید، تعهد هم باشد، یک کشوری را اینها می توانند به سعادت برسانند. و اگر حوزه های علمیه مهذب باشند و متعهد باشند، یک کشور را می توانند نجات بدهند. علم تنها اگر ضرر نداشته باشد، فایده ندارد. تمام این، وقتی ما به یک نظر وسیعی به همه دنیا و به همه دانشگاهائی که در دنیا هست بیندازیم، تمام این مصیبت ها که برای بشر پیش آمده است ریشه اش از دانشگاه بوده، ریشه اش از این تخصص های دانشگاهی بوده. اینهمه ابزار فنای انسان و اینهمه پیشرفت هایی که به خیال خودشان در ابزار جنگی دارند، اساسش از دانشمندانی بوده که از دانشگاه بیرون آمده اند. دانشگاهی که در کنار او اخلاق نبوده است، در کنار او تهذیب نبوده است و تمام فسادهائی که در یک ملتی یا ملت پیدا شده از حوزه های علمیه ای بوده که متعهد به دستورات اسلامی نبوده اند. تمام این ادیانی که ساخته شده است از دانشمندان و علما سرچشمه گرفته است ؛ علمی که پهلوی او اخلاق و تعهد اسلامی نبوده است، تهذیب نبوده است. دنیا را
صحیفه نور جلد 13 صفحه 207
دانشگاه به فساد کشانده است و دنیا را دانشگاه می تواند به صلاح بکشد. دانشگاه سرتاسر جهان اگر چنانچه موازین انسانی را، اخلاق انسانی را، آنچه که در فطرت انسان است، در کنار تعلیم و تعلم قرار بدهند، یک عالم، عالم نور می شود. و اگر چنانچه تخصص ها و علم ها منفصل باشد از اخلاق، منفصل باشد از تهذیب، منفصل باشد از انسان آگاه، انسان متعهد، اینهمه مصیبت هائی که در دنیا پیدا شده است از همان متفکرین و متخصصین دانشگاه ها بوده. این دو مرکز که مرکز علم است هم می تواند مرکز تمام گرفتاری های بشر باشد و هم می تواند مرکز تمام ترقیات معنوی و مادی بشر باشد. علم و عمل، عمل و تعهد به منزله دو بال هستند که با هم می توانند به مراتب ترقی و تعالی برسند.
دانشگاه در سراسر دنیا در خدمت ابرقدرت ها هستند و ما می خواهیم نباشند
شما 50 سال دیدید که در این حکومت جائر دانشگاه بود، اساتید دانشگاه بودند و کشور ما را همان اساتید دانشگاه و همان دانشگاه ها کشاندند به دامن ابر قدرت ها. این فاجعه بوده است برای این ملت که ابزار علمش دست کسانی باشد که متعهد نیستند و به فکر کشور خودشان نیستند. این فاجعه است که ابزار علم در دست اشخاصی باشد که متعهد نیستند و اخلاق اسلامی ندارند. فرق، بین دانشگاه و حوزه های علمیه نیست در اینکه اگر همراه با علم، تعهد باشد، تزکیه باشد، با این دو بال علم و اخلاق و عمل مملکت خودشان را، کشور خودشان را نجات می دهند و از حلقوم آنهائی که می خواهند همه چیز ما را ببرند نجات می دهند و اگر علم تنها باشد، فقط در دانشگاه ها تحصیل علم باشد، در مدارس تحصیل علم باشد، این علم انسان را به فنا می کشد منشاء همه گرفتاریهای یک کشور از دانشگاه و حوزه های علمی و منشاء همه سعادت ها، مادی و معنوی. از دانشگاه است و حوزه های علمی. اینکه نقشه های بزرگ برای نفوذ کردن در دانشگاه ها و تربیت کردن جوان ما را به یک تربیت هائی که بر خلاف مصالح کشورشان است، این برای این است که اگر دانشگاه فاسد بشود، یک کشور فاسد می شود. اگر دانشگاه فقط نظرش به این باشد که تحصیل علم بکند، ما فرض این را می گیریم که خیر، خوب هم تحصیل می کرد (در صورتی که اینطور نبود) ، اگر ما فرض بکنیم که در دانشگاه تمام علوم و فنون به وجه اعلا پیاده می شود و به جوان های ما تعلیم می شود، لکن در پهلوی او تبلیغاتی است که همین علم را آلت قرار می دهند از برای انحطاط یک کشور. اینهائی که از دانشگاه ها بیرون آمده بودند و به مقام های وزارت و کذا رسیده بودند و به مقامات دیگر، همین ها بودند که ما را به دامن شرق و غرب کشاندند و ما را وابسته کردند به آنها. ما که می گوئیم که باید دانشگاه و فرهنگ اصلاح بشود، ما نمی خواهیم که دانشگاه نباشد، ما می خواهیم دانشگاهی باشد که برای ملت باشد، برای خودمان باشد. دانشگاهی که در خدمت آمریکا باشد، نبودش بهتر است. اینقدر اشخاص از تعطیل دانشگاه ناراحتند، دانشگاهی که به حسب آنچه که به من یکی از مطلعین گفت همین چند روز پیش از این، دانشگاهی که اتاق جنگ بوده برای کردستان یعنی در دانشگاه اتاقی بوده است که جنگ کردستان را، جنگ دموکرات را و سایر اشرار را اینها اداره می کرده اند، شماها یک همچو دانشگاهی می خواهید؟
صحیفه نور جلد 13 صفحه 208
شما که فریادتان بلند شده است که چرا دانشگاه تعطیل است، می خواهید یک همچو دانشگاهی باز بشود؟ اتاق جنگ باز بشود برای هدایت دموکرات و امثال این که ایران را به باد فنا بدهند این دانشگاه را شما می خواهید؟ تاسفتان برای این دانشگاه است آیا این دانشگاه اگر بسته باشد بهتر نیست که باز باشد؟ البته باید برای این اشخاصی که مامورند که انقلاب فرهنگی دانشگاه را درست بکنند تعجیل بکنند که در اول مرتبه، فرصت عمل حاصل شده باشد و دانشگاه، دانشگاه اسلامی و دانشگاه برای خود ملت باشد. والا همین ما در دانشگاه را باز کنیم و هر که می رود برود، شما مگر ندیده اید که آنوقت که دانشگاه باز بود چه فسادهائی بود، دانشگاه سنگر بود از برای کمونیست ها و اتاق جنگ بود برای کمونیست ها و شما تأسف می خورید که این دانشگاه نیست؟ می فهمید چه می گوئید؟ از روی فهم می گوئید؟ اگر از روی فهم می گوئید، باید تکلیفتان معین بشود و اگر از روی نادانی می گوئید، چطور شما این دانشگاهی را که در چندین ماه پیش، در یک سال، چقدر پیش، مرکز همه فسادها قرارش داده بودند و در چنگال کمونیست ها و چریک ها و سایر ارگان های منافق بود حالا می خواهید باز بشود، می خواهید باز آنها بیایند؟ تأسف شما بر این است که چرا منافقین نباشند در دانشگاه تأسف شما بر این است که چرا اسلام باید باشد در دانشگاه دانشگاهی که مرکز یک همچو کارهایی باشد، این دانش هم حتی ندارد، برای اینکه تحصیل و دانش وقت می خواهد، وقت آرام می خواهد، محیط آرام می خواهد، محیطی که هر روز به جان هم بیفتند و به هم بکوبند هم را، این محیط نمی تواند محیط حتی علم باشد. شمایی که دانشگاه را می خواهید با همان وضعش باز بشود، شما می خواهید ما را به همان وابستگی هایی که داشتیم ما را برسانید و ما بر گردانید به حال وابستگی. نه دانشگاهی دیگر حاضر است به این کار و نه ملت حاضر است. شماها که اینقدر دلسوزی برای دانشگاه می کنید و تعطیل، خوب بیائید وارد بشوید در کار، دانشگاه را یک دانشگاه اسلامی اش کنید، کمک کنید، نه اینکه بنشینید بنویسید که چرا دانشگاه تعطیل است آن دانشگاه را شما می خواهید؟ دانشگاه زمان رضاخان و زمان محمدرضا را می خواهید شما؟ می خواهید از دانشگاه امثال شریف امامی بیرون بیاید؟ اصلاح کنید خودتان را آقا، توجه شما ندارید به مسائل، خدا نکند که توجه داشته باشید، لکن حمل به صحت این است که توجه شما ندارید به مسائل، شم سیاسی شماها ندارید. دانشگاه در سرتاسر دنیا در خدمت ابر قدرت ها هستند و بوده اند و ما می خواهیم نباشد این. در دانشگاه های ما هم اصلا علمش هم اینقدرها نبود، یک عده ای، البته هم متعهد بودند و هم چه، اما در اقلیت واقع شده بودند که مشت محکم کمونیست ها نمی گذاشت اینها کاری انجام بدهند. حالا هم اگر دانشگاه باز بشود، اساتید متعهد داشته باشیم، نمی گذارند اینها که دانشگاه، دانشگاه باشد، حتی دانشگاه، دانشش هم در آن نبود، اگر دانش در آن بود، چرا الان بعد از اینهمه سال و میلیاردها خرج و بودجه این ملت صرف شد و حالا وقتی که می خواهند یک مریضی را که یک قدری مرض آن مشکل است معالجه کنیم، می گوئید باید برود به خارج؟ این وابستگی نیست؟ شما یک همچو دانشگاهی
صحیفه نور جلد 13 صفحه 209
می خواهید که بعد از پنجاه سال مریضش باید برود در انگلستان خودش را معالجه کند؟ اگر دانشگاه به همان حال باشد، هر روزی که بر دانشگاه بگذرد بر فساد این مملکت اضافه می شود، ما را خواهی نخواهی دانشگاه می کشد به دامن آمریکا یا شوروی. این نمی شود غیر از این، برای اینکه اساس از دانشگاه شروع می شود، مردم بازار نمی توانند ما را بکشند به دامن شوروی یا آمریکا، مردمی که دهقان هستند نمی توانند ما را بکشند به دامن این و آن، مردمی که در کارخانه ها هستند نمی توانند این کار را بکنند معممین هم نمی توانند این کار را بکنند ولو اینکه در آنها آدم فاسد باشد. آن که می تواند ما را وابسته کند و در دامن آمریکا یا شوروی بکشد، دانشگاه است برای اینکه همه چیز ما در دانشگاه است. همت کنید با هم دانشگاه را اصلاح کنید. هی ننویسید که چر دانشگاه باز نمی شود. آن دانشگاه نباید باز بشود. دانشگاهی که امثال شریف امامی را تربیت می کند نباید هم باز بشود. دانشگاه باید علم و تخصص را به آن مرتبه عالی برساند و تعهد و اخلاق و اسلامیت را هم به آن مرتبه عالی. باید مهذب بشود، هم دانشگاه هم حوزه های علمیه.
این دو مرکز (فیضیه و دانشگاه) باید با هم باشند و علم و عمل را به منزله دو بال بدانند
باید از حوزه های علمیه یک عالمی به تمام معنا متعهد بیرون بیاید و مرکز ساخت انسان باشد و دانشگاه هم مرکز ساخت انسان. ما انسان دانشگاهی می خواهیم، نه معلم و دانشجو. دانشگاه باید انسان ایجاد کند و انسان بیرون بدهد از خودش، اگر انسان بیرون داد از خودش، انسان حاضر نمی شود که کشور خودش را تسلیم کند به غیر، انسان حاضر نمی شود که تحت ذلت برود و اسارت، آنها هم از انسان می ترسند. سابق رضاخان از مدرس می ترسید برای اینکه انسان بود. آنوقت هم مدرس از قراری که از او نقل کرده اند گفته بود که: (در مجلس ما یک مسلمان هست، آن هم ارباب کیخسرو) . رضاخان رقیب خودش را مدرس می دانست، به دیگران اعتنایی نداشت. رقیب خودش را مدرس می دانست که وقتی که می ایستاد و صحبت می کرد، متزلزل می کرد همه را. یک انسان بود، وضع زندگیش آن بود که شما شنیدید که من دیدم. وقتی که وکیل شد یعنی از اول به عنوان فقیهی که باید در مجلس باشد تعیین شد، آنطور که نقل کرده اند یک گاری با یکی اسبی در اصفهان خریده بود و سوار شده بود و خودش آورده بود تا تهران، آنجا آن را هم فروخته بود و منزلش یک منزل محقر از حیث ساختمان، یک قدری بزرگ بود ولی محقر از حیث ساختمان و زندگی یک زندگی مادون عادی که در آنوقت لباس کرباس ایشان زبانزد بود، کرباسی که باید از خود ایران باشد می پوشید. این و طنخواه ها کدام لباسشان مال ایران است؟ باید همه اشخاصی که علاقه دارند به این کشور، علاقه دارند به اسلام، علاقه دارند به این ملت توانشان را روی هم بگذارند برای اصلاح دانشگاه، خطر دانشگاه از بمب خوشه ای بالاتر است، چنانچه خطر حوزه های علمیه هم از خطر دانشگاه بالاتر است. باید تهذیب بشوند اینها، باید اشخاص متعهد چه در حوزه های علمیه و چه در دانشگاه کمر خودشان را محکم
صحیفه نور جلد 13 صفحه 210
ببندند برای اصلاح. حالا شما آقایان یک قدم را برداشتید و این قدم پربرکتی است و او اینکه آن دیوار بزرگی که بین شما کشیده بودند آن سد عظیمی را که ما بین به اصطلاح فیضیه و دانشگاه کشیده بودند، آن سد را شما شکستید. این قدم اول است که شما برداشتید و قدم های بعد کوشش در اینکه از همه جهات مستقل باشید و وابسته نباشید. من این عرضی را که می کنم، خوب دیگر نمی توانم بعد ببینم شما را که به آن مرتبه رسیده اید، من دیگر اواخر کار است برای من اما من می گویم که دیگران و نسل های آتیه ای که انشاء الله می آیند متوجه باشند که این دو مرکز باید با هم باشند و این دو مرکز باید علم و عمل، علم و تهذیب را به منزله دو بالی بدانند که با یکی از آنها نمی شود پرید، قدم های بعد تهذیب است. مهم این است که دانشگاه یک کسی که از آن بیرون بیاید بفهمد که من با بودجه این مملکت تحصیل کرده ام، متخصص شده ام، به مقامات عالیه علم رسیده ام و باید برای این مملکت خدمت بکنم و برای استقلال این کشور باید خدمتگزار باشم. باید این اساتید دانشگاه آن چیزهایی که در سال های طولانی و خصوصاً در این تقریباً 50 سال آخر در مغز این جوان ها انباشته کرده اند و به آنها همچو باورانده بودند که ما خودمان چیزی نیستیم و باید همه چیزمان از آنجا باشد، که این موجب این شد که مغزهای اینها به کار نیفتاد برای اینکه خودشان یک چیزی را ایجاد کنند، باید آنهائی که به این کشور علاقه دارند، آنهائی که به این ملت علاقه دارند، آنهائی که خودشان وابسته نیستند و خدمتگزار ابرقدرت ها نیستند، آنها همت کنند به اینکه دانشگاه را یک مرکزی درست کنند که مرکز علم و تهذیب باشد، که همه تخصص ها در خدمت خود کشور باشد نه اینکه متخصص بشود و با آن تخصصش ما را به دامن آمریکا بکشد، متخصص بشود و با آن تخصصش به کشور ما ضربه وارد کند، هر چه متخصص تر بدتر. آن کسی که مهذب نشده است و آن کسی که برای کشور خودش احساس نکرده که من برای این کشور هستم و از این کشور من استفاده کرده ام و استفاده علمی ام را باید به این کشور تحویل بدهم، اگر چنانچه این احساس نباشد و این باور نباشد، دانشگاه بدترین مرکزی است برای اینکه ما را به تباهی بکشد و اگر این احساس پیدا شد و این اساتید دانشگاه، آنهائی که متعهدند، آنهائی که توجه دارند، آنهائی که در زمان سابق برای این مملکت غصه می خوردند باید خودشان را مجهز کنند که این فرزندان ایران، متعهد و در خدمت خود ایران باشند. اگر اینطور بشود، دانشگاه بالاترین مقامی است که کشور ما را به سعادت می رساند. دانشگاه دو راه دارد: راه جهنم و راه سعادت، راه ذلت و مسکنت و نوکر مابی و امثال اینها و راه عظمت و عزت و بزرگ منشی. دانشگاه، همین دانشگاه را تا دانشگاه ما داریم فایده ندارد، ما دانشگاه 50 سال است داریم و از دانشگاه هر چه فساد توی این مملکت پیدا شد از این اشخاصی بود که در دانشگاه تحصیل کرده بودند، تخصص هم شاید داشتند. آن احمدی زمان رضاخان که بسیاری از رجال این مملکت را او با آمپولش کشت، آن هم از دانشگاه ها، تخصص هم داشت ولی تخصص را به این راه که آنهائی را که امر می شد به او که باید کشته بشوند، با یک آمپول می زد و می کشت. شما یک همچو دانشگاهی می خواهید و یک همچو اساتیدی و یک همچو تخصصی از آن طرف هم دانشگاه، از آن اشخاص شریف بیرون می آید و ما می خواهیم همه شان شریف باشند. و
صحیفه نور جلد 13 صفحه 211
فیضیه، اگر تهذیب در کار نباشد، علم توحید هم به درد نمی خورد. العلم هو الحجاب الاکبر هر چه انباشته تر بشود علم، حتی توحید که بالاترین علم است انباشته بشود در مغز انسان و قلب انسان، انسان را اگر مهذب نباشد، از خدای تبارک و تعالی دورتر می کند. باید کوشش بشود در این حوزه علمیه، چه حال و چه بعدها کوشش بشود که اینها را مهذب کنند. در کنار علم فقه و فلسفه و امثال اینها، حوزه های اخلاقی، حوزه های تهذیب باشد و حوزه های سلوک الی الله تعالی . شما میدانید که مرحوم شیخ فضل الله نوری را کی محاکمه کرد؟ یک معمم زنجانی، یک ملای زنجانی محاکمه کرد و حکم قتل را او صادر کرد. وقتی معمم ملا، مهذب نباشد، فسادش از همه کس بیشتر است. در بعضی روایات هست که در جهنم، بعضی ها، اهل جهنم از تعفن بعضی روحانیین در عذاب هستند و دنیا هم از تعفن بعضی از اینها در عذاب است. تا اصلاح نکنید نفوس خودتان را، از خودتان شروع نکنید و خودتان را تهذیب نکنید، شما نمی توانید دیگران را تهذیب کنید. آدمی که خودش آدم صحیحی نیست نمی تواند دیگران را تصحیح کند، هر چه هم بگوید فایده ندارد. کوشش کنند علمائی که الان در حوزه ها هستند، در هر حوزه ای از حوزه های اسلامی که این جوان ها که با یک فطرت سالم می آیند، بعد از ده، بیست سال با یک فطرت فاسد بیرون نروند. تهذیب لازم است، هم در شما و هم در شما، البته همه، همه ملت و همه انسان ها باید مهذب بشوند، لکن تاجر اگر مهذب نشد، کارش یک کار گرانفروشی و نمی دانم اینهاست که وقتی همه اش را روی هم بگذارند فسادش زیاد است اما یک نفر اینقدرها فساد ندارد، اما عالم اگر فاسد بشود یک شهر را، یک مملکت را به فساد می کشد، چه عالم دانشگاه باشد و چه عالم فیضیه فرقی نمی کند. انشاء الله خداوند تبارک و تعالی این قدمی را که شما عزیزان برداشتید و آن وحدت بین شما و دانشگاه و شما و روحانیون، این قدم را مبارک کند و توجه به این داشته باشید که حالا که شما نزدیک به هم دارید می شوید نقشه هائی که برای جدا کردن شما از هم است بیشتر به کار می افتد.
حالا شیاطین بیشتر در فکر هستند که روحانی را از یک طرف بکوبند و دانشگاهی را از یک طرف
آنوقت جدا کرده بودند شما را از هم، یک دیواری کشیده بودند، شما آن طرف و آنها هم آن طرف، هر دو هم به هم بدبین و آنها هم استفاده اش را می کردند. حالا که می بینند که یک تحولی پیدا شده است، دانشگاهی متمایل شده است به روحانی، روحانی متمایل شده است به دانشگاهی، با هم هستند و می خواهند با هم کشور خودشان را به پیش ببرند، حالا شیاطین بیشتر در فکر هستند که روحانی را از یک طرف بکوبند و دانشگاهی را از یک طرف و فساد کنند بین این دو تا، به آنها بگویند که اینها چطورند، به اینها بگویند آنها چطورند. چشم هایتان را باید خیلی باز کنید در این زمان چشم و گوش ها باید خیلی باز باشد که یک وقت می بینید از داخل خود دانشگاه و از داخل خود فیضیه شما را به فساد می کشانند، شما را به تفرقه می کشانند. اینها نمی توانند ببینند، اینهایی که نمی خواهند این
صحیفه نور جلد 13 صفحه 212
کشور یک کشور صحیح و سالم باشد و ارباب های آنها که از اول هم نمی خواستند می توانند ببینند که شما با هم مجتمع شده اید و می خواهید با هم کار کنید. آنها عواقب این امر را برای خودشان می دانند که اگر حقیقتاً دانشگاهی و حوزه های علمی و همه دانشگاه ها در هر جا که هستند اینها با هم بشوند و با هم نقشه داشته باشند برای پیروز کردن انقلاب، این برای آنها چه عواقبی دارد. آنها این مطالب را مطالعه کرده اند، می فهمند و در صدد این هستند که نگذارند شماها با هم باشید. چشم و گوشتان را، چه دانشگاهی ها و چه طلاب علوم روحانی چشم و گوشتان را باز کنید و هر که به شما یک مطلبی بود گفت که در آن مسیر باشد، توجه کنید که این یک غرضی در آن هست. هر وقت آمدند گفتند روحانی چه جوری است و هر وقت آمدند گفتند دانشگاهی چه جوری است، بدانید که این کاری که شما کردید، برای آنها سنگین دارد تمام می شود و باید انشاء الله به پیش بروید و اشخاصی هم که هر کس در هر جا هست و می تواند خدمت بکند به این اجتماع و خدمت بکند به این دانشگاه و خدمت بکند به این فیضیه، باید خدمت بکند که آنها را، هم مهذب کند و هم عالم، متخصص و هم متحد. من امیدوارم به اینکه شماها این قدم را برداشتید، این قدم ها یک قدم های بلندتری در دنبال داشته باشد و با فضل خدای تبارک و تعالی شما این مملکت خودتان را نجات بدهید از این انگل هائی که حالا دارند فساد می کنند و از انگل هائی که بعدها هم خواهند آمد.