پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396 9:28 AMبیانات امام خمینی در جمع اعضای شورای نگهبان
تاریخ: 1359/04/30
شورای نگهبان باید ناظر بر قوانین مجلس باشد
بسم الله الر حمن الرحیم
شما ناظر بر قوانین مجلس باید باشید و باید بدانید که به هیچ وجه ملاحظه نکنید. باید قوانین را بررسی نمائید که صد در صد اسلامی باشد. به هیچ و جه گوش به حرف عده ای که می خواهند یک دسته کوچک مردم ما خوششان بیاید و به اصطلاح مترقی هستند، ندهید، قاطعانه با اینگونه افکار مبارزه کنید. خدا را در نظر بگیرید. اصولاً آنچه که باید در نظر گرفته شود خداست، نه مردم. اگر صد میلیون آدم، اگر تمام مردم دنیا یک طرف بودند و شما دیدید که همه آنان حرفی می زنند که بر خلاف اصول قرآن است بایستید و حرف خدا را بزنید و لو اینکه تمام بر شما بشورند. انبیا همین طور عمل می کردند، مثلاً موسی در مقابل فرعون مگر غیر از این کرد؟ مگر موافقی داشت؟ بحمدالله مجلس ما مجلسی است اسلامی و قوانین خلاف اسلام تصویب نخواهد شد ولی شما وظیفه دارید ناظر باشید. خلاصه گوش به حرف طبقه مرفه مترقی نده
بیانات امام خمینی در جمع رؤسای دانشگاه ها و مدارس عالی سراسر کشور و وزیر فرهنگ و آموزش عالی
تاریخ: 1358/10/04
شغل روحانی و دانشگاهی مثل انبیا انسان ساز است
بسم الله الرحمن الرحیم
من از آقان متشکرم که تشریف آوردند که از نزدیک با هم ملاقات کنیم و مطالبی که به نظرمان می رسد در میان بگذاریم و باز تشکر می کنم که در این امر انسانی آقایان اظهار تمایل کردند که خدمت بکنند و این خدمت البته ارزنده است.
لکن اساس در دانشگاه مطلب دیگری است. ما روحانیون با دانشگاهی ها یک مسیر داریم و مسوولیت این دو طایفه از طوائف دیگر بیشتر است، چنانچه شغل شریفتر است. شغل شریفتر است برای اینکه با شغل دانشگاهی و روحانیت اگر چنانچه به شرایط عمل بشود انسان درست می شود و این است که این شغل انبیا بوده است. تمام انبیا برای آدم درست کردن آمدند و قرآن کتاب آدم سازی است.
پس این شغل، شغل بسیار شریفی است و مسوولیت بسیار زیاد است برای اینکه در این دو دانشگاه یعنی دانشگاه روحانی و دانشگاهی که آقایان در آن هستند مقدرات کشور، چیزهایی که باید در کشور درست بشود از این دو دانشگاه ناشی می شود. اگر شما یا ما گمان کنیم که علم منشاء سعادت است ولو هر چه باشد، این اشتباه است برای اینکه علم گاهی منشاء بسیاری از تفاوت هاست.
(چو دزدی با چراغ آید گزیدتر برد کالا) گفته حکیم سنائی است ظاهرا.
اگر روحانی علم داشته باشد، لکن ایمان نداشته باشد و مسیرش مسیر انبیاء نباشد منشاء مفاسد بسیار می شود.
اکثر این دین سازی ها که بوده است، اینها از طبقه ملاها بوده است، ملاهائی که فقط علم به خیال خودشان کافی بوده است و دنبالش مسیر انبیا نبوده است. اگر دانشگاه فقط دنبال این باشد که فرزندان ایران را با معلومات بار بیاورد و معلومات را روی هم بریزد، این برای سعادت ملت ما زیاد فایده ندارد یا ضرر دارد. یک فرد دانشگاهی که انحراف پیدا کند که انحراف غیر از یک فرد بازاری و کارگر است. کارگر و بازاری و کشاورز و امثال اینها اگر چنانچه انحرافی داشته باشند، انحرافی شخصی و برای خودشان است لکن انحراف اساتید دانشگاه انحراف خودشان تنها نیست، انحراف یک گروه
صحیفه نور جلد 11 صفحه 97
است. چه گروهی؟ آن گروهی که می خواهند مملکت را اداره کنند که گاهی به انحراف یک کشور منجر می شود. انحراف یک روحانی انحراف خودش تنها نیست انحراف یک ملت است. بنابراین این دو طایفه هستند که می توانند خدمت بکنند و کشور را نجات بدهند و ممکن است که مسیرشان مسیر حق نباشد و کشور را به تباهی بکشند. گمان نشود کسانی که ایمان ندارند اینها هم خدمت به کشور می کنند و فرقی بین آنها و آن کسانی که ایمان دارند نیست.
الذین کفروا یاکلون کما تاکل الانعام و النار ... شما می توانید جوان ها را طوری تربیت کنید که تقوا در آن باشد و بداند که وظیفه او چیست و چه کاری را باید انجام دهد.
اگر چنانچه شما و طبقه روحانیون که هر دو یک شغل دارید، هر دو شغل واحد دارید و مع الاسف این دو قشر را که مربی جامعه هستند دست های ناپاک از هم جدا کرد. ما تا حالا با آقایان روبرو نمی شویم، یعنی شما از ما فرار می کردید و ما از شما، شما ما را قبول نداشتید و ما هم شما را قبول نداشتیم، یعنی شما از ما فرار می کردید و ما از شما، شما ما را قبول نداشتید و ما هم شما را قبول نداشتیم یعنی شما از ما فرار می کردید و ما از شما، شما ما را قبول نداشتید و ما هم شما را قبول نداشتیم، شما برای ما یک چیز می گفتید، ما هم برای شما یک چیز دیگر می گفتیم. من نه از (شما) مقصودم آن افراد است و نه از (ما) مقصودم خودم، لکن قشرها اینطور شده بود. می رفتند توی دانشگاه ها به دانشجو و استاد و به هم یک ظاهر زیبائی ارائه می دادند که این اخوندها مرتجعند، اینها می خواهند ما را برگردانند و به عصر حجر. محمد رضا خان در یکی از حرف هایش قبل از پانزده خرداد گفت که این آخودنها طیاره سوار نمی شوند. اتفاقا همان روزها بود که یکی از مراجع با طیاره رفته بود مشهد. او می گفت اینها با تمام اساس تجدد و تمدن مخالفند. و یا اینکه مطرح می کردند که آخوندها همه درباری هستند و اصلا وجود اینها را دربارها آورده اند و سلاطین این وجودها را در خارج محقق کرده اند و می آمدند پیش روحانیون می گفتند اینها دین ندارند، اینها یک مشت فلکی بی دین هستند. و طوری تزریق می کردند که مع الاسف بعضی از اشخاص بی عمق باورشان می آمد. این باور آمدن اسباب این شد که این دو قشر از هم جدا شد و هر دو به هم بدبین شدند و دو قشری که مربی جامعه بودند، دو قشری که باید جامعه را با مساعدی هم جامعه را اصلاح بکنند، اینها را از هم جدا کردند، دو قشری که اگر در مسیر صحیح باشد تمام ملت به راه صحیح می رود.
ایمان مبدأ خیرات و ترقیان یک کشور است
اینطور نیست که یک قشر فاسد باشد و فقط خودش اگر ناصالح شود خودش است و غیر نیست. با اصلاح این دو قشر جامعه اصلاح می شود. اذا فسد العالم فسد العالم است. این عالم من نیستم شما هم هستید. شما همه جزء علما هستید که اگر خدای نکرده فاسد باشید عالم را به فساد می کشید و اگر صالح باشید عالم را به صلاح می کشید. صلاح و فساد یک جامعه به دست مربیان آن جامعه است و این مربی ها شما هستید و قشر روحانی. آنها به نوعی و شما هم به نوعی دیگر. اگر بنا باشد فقط تربیت
صحیفه نور جلد 11 صفحه 98
علمی باشد شما یک طبیب درست می کنید ولی نظر این طبیب چه باشد، این طبیب فردا می شود یک کاسب که یک مریض را معطل می کند برای اینکه حق ویزیت را زیاد بکند. ممکن است از نظر طبابت خوب طبیبی باشد ولی چون مهذب نیست، چون متقی نیست بادوا فروش می شازد تا نسخه هر چه گرانتر بنویسد.
یک مهندس درست می کنید که در علم خودش خیلی خوب است، اما وقتی که می خواهد یک نقشه ای بدهد آن استادی هائی را که دارد طوری به کار می برد که مفید نباشد و به شکل منفعت طلبی باشد. در قشر ما هم اگر بنا باشد که همین ملائی باشد، این ملا بسیار ملای خوبی است، بسیار آدم فهمیده ای است، کتاب و سنت را بسیار خوب می فهمد اما اگر چنانچه تقوا در کار نباشد فهم کتاب و سنت او موجب اعوجاج مردم می شود.
ما احتیاج به آدم داریم. مملکت ما احتیاج دارد به اینکه در اجتماع انسان درست بشود. کسی که از زیر دست ما درمی آید مومن باشد دیگر زیر بار شلم اجانب نمی رود و نمی توانند او را تطمیع بکنند. تهدید و تطمیع در کسانی اثر می کند که ایمان ندارند.
اگر شما و ما سدت به هم بدهیم و برای ایجاد یک جامعه توحیدی به معنی اینکه همه معتقد به خدا و هم متقد باشند به اینکه کارها جزا دارد و اگر جوان ها را مومن و معتقد بار بیاوریم مملکت مان تا آخر احیا می شود و اگر چنانچه در این مسوولیت بزرگ ما کوتاهی بکنیم و در حق فرزندان این ممکلت کوتاهی بکنیم، فرض کنید چند روز چنین صورتی پیدا بکند فردا بدتر از این است و مملکت می افتد. اشخاصی که ایمان ندارند، اعتقاد به مصالح کشور ندارند و فقط برای مصلحت خودشان کار می کنند. همه اینهائی که این فضاحت ها را در ایران درست کردند و این گرفتاری ها را برای مملکت ما بوجود آوردند برای این بود که ایمانی در کار نبود. اگر ایمان در کار بود، ممکن نبود یک آدم قراردادهائی منعقد بکند که حالا دولت ما گرفتارش شده باشد، زیرا این قرار دادها طوری درست شده است که می گویند هر طرف قضیه را بگیریم ضرر دارد. اگر اینها ایمان داشتند همه چیز مملکت را به باد نمی دادند و چون ایمان نداشتند و فقط برای اینکه چند تا قصر در خارج داشته باشند و یا چند تا بانک را در خارج پر کنند این کارها را کرده اند. مبدا همه خیرات و مبدا همه ترقیاتی که برای یک مملکت است چه در جهت مادی چه در جهت معنوی این است که ایمان در کار باشد.
باید شما و ما دست به هم بدهیم و برای قشر آتیه که مقدرات مملکت را به دست می گیرند ایمان ایجاد کنیم. شما از دانشگاه مومن بیرون بدهید و ما از مدرسه ها مومن بدهیم. بنابر این وظیفه سنگینی به عهده ما و شما است و این وظیفه سنگین را اگر درست انجام دادیم و به شغلی که داریم درست عمل کردیم، در کنار علم ایمان را هم تقویت کردم. کوشش کنید برنامه هایی که برای عقب نگاه داشتن ملت بوده است تغییر کند، البته در موقعش ما هم کوشش می کنیم ولی الان شما باید کوشش کنید. نباید زیر بار برنامه هائی که دیگران بر ایمان درست کرده اند برویم، باید تغییرش بدهیم، تحول لازم است. بزرگترین تحولی که باید بشود بایستی در فرهنگ باشد، برای اینکه دانشگاه بزرگترین مراکزی هستند که ملت را یا به تباهی می کشند، یا به
صحیفه نور جلد 11 صفحه 99
اوج عظمت و قدرت می رسانند. برنامه های فرهنگی تحول لازم دارد. فرهنگ غیر از سایر ادارات است و بنابراین مشکلات زیاد است و از مشکلات نباید هراسی داشته باشیم.
در هر صورت من از خدای تبارک و تعالی سلامت همه شما را می خواهیم و دعا گوی همه هستم و خدمتگزار به همه و امیدوار که همه ما از درهای حقیقی ملت مطلع بشویم و در درمانش هر کس به اندازه ای که می توانند کوشش کند.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.
ید. خدا انشاءالله با ماست. اگر ما عملمان برای خدا باشد، خدا ما را موفق می کند.
سپس یکی از فقهای شورای نگهبان راجع به تغییر نام مجلس شورا گفت، که امام در پاسخ فرمودند. این تغییر نیز چون ماده ای تصویب نشده است که نام مجلس، مجلس شورای ملی باشد، بلکه تازه مجلس می خواهد نامی برای مجلس شورا انتخاب کند و انتخاب می نماید. چقدر بگویم از این حرف ها نترسید. اینها حالا که دیدند نمی توانند به طور کلی منکر اسلام شوند می خواهند نام اسلامی به آن اضافه کنند، بعداً نام اسلامی را حذف کنند و بروند سراغ حرف های خودشان. محکم باشید و به چیزی به جز اسلام و قرآن اصولاً فکر نکنید.