پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396 9:28 AMبیانات امام خمینی در جمع اعضای شرکت کننده در کنگره، آزادی قدس
تاریخ: 1359/05/18
مشکل مسلمین حکومت های مسلمین است
بسم الله الر حمن الرحیم
این ماه مبارک رمضان بر همه مسلمین مبارک باد و مبارک آن روزی است که مسلمین با احساس وظیفه بتوانند بر مشکلات خودشان غلبه کنند.
مشکل مسلمین فقط قدس نیست، این یکی از مشکلاتی است که مسلمین دارند. افغانستان مگر از مشکلات مسلمین نیست؟ پاکستان مگر از مشکلات مسلمین نیست؟ ترکیه مگر از مشکلات مسلمین نیست؟ مصر مگر از مشکلات مسلمین نیست؟ عراق مگر از مشکلات مسلمین نیست؟ باید ما تحلیل کنیم که مشکلی که در همه اقطار مسلمین هست، از کجا پیدا شده است؟ و راه حلش چیست؟ چرا مسلمین در همه جای دنیا تحت فشار حکومت ها و ابرقدرت ها هستند و راه حل این مسأله چیست؟ تا اینکه هم رمز پیروزی بر همه مشکلات به دست بیاید و هم قدس و افغان و سایر بلاد مسلمین آزاد بشوند.
مشکل مسلمین، حکومت های مسلمین است. این حکومت ها هستند که مسلمین را به این روز رسانده اند، ملت ها مشکل مسلمین نیستند، ملت ها با آن فطرت ذاتی که دارند، می توانند مسائل را حل کنند لکن مشکل، دولت ها هستند. شما سرتاسر ممالک اسلامی را وقتی که ملاحظه کنید کم جائی را می توانید پیدا بکنید که مشکلاتشان به واسطه حکومت هایشان ایجاد نشده. این حکومت ها هستند که به واسطه روابطشان با ابرقدرت ها و سرسپردگی شان با ابرقدرت های چپ و راست، مشکلات را برای ما و همه مسلمین ایجاد کرده اند. اگر این مشکل از پیش پای مسلمین برداشته بشود، مسلمین به آمال خودشان خواهند رسید و راه حلش با دست ملت هاست.
علمای همه بلاد اسلامی باید مردم را بیدار کنند
شما دیدید که مشکل ما که از مشکلات دیگران بیشتر بود و قدرت شیطانی شاه مخلوع از همه قدرت ها بیشتر بود و طرفداران او، ابرقدرت ها و همه حکومت های اسلامی و غیر اسلامی بودند، ملاحظه کردید که حل این مشکل به پناه بردن به یک کشوری یا یک قدرتی یا یک ابر قدرتی نبود. حل مشکل را خود ملت کردند. ملت ما متحول شد از خوف به شجاعت و از یأس به اطمینان و از توجه خود
صحیفه نور جلد 12 صفحه 279
به توجه به خدا و از تفرقه به اجتماع. این تحول، تحول معجزه آسا اسباب این شد که این مشکل بسیار بزرگ را، مشکلی را که شاید همه جا و همه دنیا محال می دانستند حلش را، حل کند شما گمان نکنید که ایران دارای سلاح بود، ایران سلاحش سنگ بود، چوب، مشت، لکن سلاح معنوی داشت، سلاح معنویش ایمان به مکتب، ایمان به خدای تبارک و تعالی و توکل به مبداء قدرت و وحدت کلمه. حالا که می بینید دست ملت ما، یعنی غیرنظامی ها تفنگ است، این تفنگی است که به غنیمت از بستگان شاه به دستشان افتاده والا تفنگی در کار نبود، ایمان بود. ملت از مرکز گرفته تا سرحدات هر کجا بروید، یک کلمه می گفتند. آن روز این گروه های فاسد مفسد زیر خاک بودند، مثل حیواناتی که در سوراخ بودند و میدان مال ملت بود. از مرکز تا سرحدات هر جا می رفتی، حتی بچه های کوچک صدایشان بلند بود که ما اسلام را می خواهیم جمهوری اسلامی را می خواهیم، مریض هائی که در بستر در بیمارستان بودند هم همین منطق را داشتند، جوان ها هم همین منطق را، دانشگاه و مدرسه هم همین منطق، زن ها و مردها هم منطقشان همین بود. از آن خواب گرانی که ما را ابرقدرت ها خوابانده بودند و غفلت از همه مسائلی که باید به آن توجه داشت، کرده بودیم ناگاه بارقه ای از جانب خدای تبارک و تعالی پیدا شد و ما را بیدار کرد و این مشکل به نظر همه محال را، حل کرد. مشکل شاه مخلوع و دار و دسته او بود و حل مشکل به دست خود ملت بود. نه یک تفنگ از خارج برای ملت ما آمد و نه یک حکومت خارجی به ما کمک کرد. بلکه آنها مخالف ما بودند، عراق سرسخت مخالف با ما بود، کویت سرسخت مخالف با ما بود و مصر هم که حالش را می دانید و سایر ممالک را دولت هایشان را می دانید، در عین حالی که همه قدرت ها یک طرف صف آرائی کرده بودند و ملت ما با دست خالی یک طرف، ملت ما هجوم کرد و این سد که خیال می کردند ممتنع است شکستش، شکستند.
باید کاری کرد که ملت ها هر جا هستند، ملت ها بفهمند تکلیف خودشان را. اگر بخواهید و بخواهند و دانشمندها بخواهند، علمای همه بلاد اسلامی و دانشگاه های همه بلادهای اسلامی بخواهند حل مشکله اسلام و ممالک اسلامی بشود، باید مردم را بیدار کنند. این مردمی که با تبلیغات چند صد ساله، به آنها باور آورده بودند که نمی شود با آمریکا یا با شوروی مخالفت کرد و الان هم باور ملت های دیگری هست، باید اینها به ایشان فهماند که می شود. بهتر دلیل بر اینکه یک امری ممکن است، وقوع اوست و این امر واقع شد در ایران. دولت های دیگر، ملت دیگر گمان نکنند که ایران از آنها عده و عده بیشتر داشت، خیر. شاید در عشایر عراق بیشتر از ایران اسلحه باشد لکن مغزهای اینها را به واسطه تبلیغات دامنه داری که شده است، شستشو کرده اند و از اسلام مأیوس کردند و این مغزها را پر کردند از اینکه با این ابرقدرت ها نمی شود طرف شد. این از چیزهائی است که با تبلیغات خود آنها و عمال آنها در داخل ممالک تحقق پیدا کرده است. باید آنهائی که در همه ممالک هستند، آنهائی که دلشان برای ملت ها می تپد، آنهائی که به اسلام اعتقاد دارند و برای اسلام می خواهند خدمت کنند، هر کدام در محل خودشان، ملت خودشان را بیدار کنند تا ملت خودشان، خودشان را که گم کرده اند، پیدا کنند. ملت ها خودشان را گم کردند، مملکت خودشان را گم کردند، هر چه در ذهنشان وارد می شود،
صحیفه نور جلد 12 صفحه 280
اینکه نمی شود با این قدرت ها طرف شد، اینها چه ها و چه خواهند کرد. باید از مغز ملت ها این (نمی شودها) را بیرون کرد و به جای آن (می شودها) را گذاشت. نه می شود این کار را کرد. یک میلیارد جمعیت تقریباً، جمعیت مسلمین با دارا بودن آنهمه امکانات و آن سرزمین های وسیع و آن مخازن زیرزمینی وسیع و آن پشتوانه اسلامی الهی نباید در ذهنشان بیاید که نمی شود. این قدرت بزرگ شیطانی شوروی که با تمام قوا افغانستان را می خواهد خفه کند، نتوانسته است. ملت اگر یک چیزی را بخواهند، نمی شود تحمیل شان کرد. باید ملت را بیدار کرد تا بخواهند. ملت ما هم قبل از بیست سال خواب بود، توجه نداشت. از بیست سال به این طرف هی گفتند، گویندگان گفتند، علما گفتند، دانشگاهی ها گفتند، کم کم رسید به تظاهر، کم کم رسید به ریختن در خیابان ها، کم کم رسید به الله اکبر، و قدرت بزرگ شیطانی در مقابل الله اکبر نتوانست بماند و همه می خواستند بماند. من مطلع بودم همه قدرت ها می خواستند که این نوکری که برای همه شان خدمتگزار بی چون و چراست، در ایران بماند تا منافعشان را ببرند و هر چه ما ذخائر داریم آنها به رایگان ببرند، لکن ملت وقتی نخواهد، نمی شود. باید ملت را بیدار کرد که آن چیزی را که خیال می کرد نباید بخواهد، بخواهد و آن امری را که به خیالش نمی شود، بیدارش کرد که می شود و ملت از دولت های خودشان بخواهند که تسلیم بشوند والا همان کاری را که ملت ایران کرد، با آنها بکنند تا حل مشکل بشود. حل مشکل بدون اینکه این اشخاصی که سر راه ایستادند و مانع هستند از اینکه مشکلات حل بشود، اینها را باید از بین راه بردارند. هر جا شما بروید، در هر کشوری از کشورهای اسلامی نه، بلکه همه کشورهای دنیا این سران قوم هستند که مانع هستند از رشد فکری و معنوی و مادی ملت ها، این سران کشورها هستند که وابستگان خودشان را در دانشگاه ها معلم می کنند و معلم های دانشگاه جوان های ما را خراب می کنند. مانع، این حکومت هاست، حکومت ها با اختلاف مراتب، حکومت ها جلوی رشد جوان های ما را گرفتند و جلوی پیشرفت مسلمین را.
ملی گرائی اساس بدبختی مسلمین است
آنهائی که، آن قدرت های بزرگی که مطالعه کردند روی کار ما سال های طولانی، صدها سال فرستادند و مطالعه کردند روی گروه ها، روی افراد، روی اشخاص مطالعه کردند، حتی روی زمین جنگل ها و همه جا، در جامعه ما این را یافته اند که اسلام است که می تواند جلویشان بایستد. از این جهت آن چیزی که از همه چیز برای آنها مطرح است، اسلام است و آن چیزی که سر راه اسلام قرار دادند، این حکومت های فاسدند. با دست حکومت های فاسد و با تبلیغ حکومت های فاسد، این نژادپرستی ها و گروه پرستی ها در بین مسلمین رشد کرده است. عرب ها را در مقابل عجم ها و ترک ها قرار دادند و عجم ها را در مقابل عرب ها و ترک ها را در مقابل دیگران و همه نژادها را در مقابل هم. اینکه من مکرر عرض می کنم که این ملی گرائی اساس بدبختی مسلمین است، برای این است که این ملی گرائی، ملت ایران را در مقابل سایر ملت های مسلمین قرار می دهد و ملت عراق را در مقابل
صحیفه نور جلد 12 صفحه 281
دیگران و ملت کذا را در مقابل کذا. اینها نقشه هائی است که مستعمرین کشیده اند که مسلمین با هم مجتمع نباشند. در عراق، حکومت عراق، حکومت سابق تر از این حکومت، - که این بدتر از آن است - اینها طرح می کردند که ما می خواهیم مجد بنی امیه را احیا کنیم در مقابل اسلام. اسلام که آمده بود همه مجدها را فانی کند در مجدالله، اینها می گفتند ما مجد بنی امیه را باید احیا کنیم و این چیزی نبود که شعور اینها برسد، تلقینی بود که ابرقدرت ها می کردند که اسلام متفرق بشود، مسلمین با هم متفرق بشوند، دشمن هم بشوند. در ایران از سال های طولانی اشخاص بی اطلاع از اساس مسائل، ولو فرض کنید بعضی شان مغرض نبودند، اینها هم هی طبل ملیت را کوبیدند، همان ملیتی که می خواست اساس اسلام را در ایران برچیند.
اسلام آمده است که همه نژادها به هم اند، مثل دنده های شانه می مانند، هیچ کدام بر هیچ کدام تفوق ندارند، نه عرب بر عجم و نه عجم بر عرب و نه ترک بر هیچ یک از اینها و نه هیچ نژادی بر دیگری و نه سفید بر سیاه و نه سیاه بر سفید، هیچ کدام بر دیگری فضیلت ندارند. فضیلت با تقواست، فضیلت با تعهد است، با تعهد به اسلام است. اینها تبلیغاتی بوده است که، تلقیناتی بوده است که از ابرقدرت که می خواستند ما را بچاپند شده است و مع الاسف بعضی اشخاص مسلمان صحیح هم، باورشان آمده است. در چندین سال قبل محتمل است، گمان می کنم زمان رضاخان بود یک مجمعی درست کردند و یک فیلم هائی تهیه کردند و یک اشعاری گفتند و یک خطابه هائی خواندند برای تأسف از اینکه اسلام بر ایران غلبه کرده، عرب بر ایران غلبه کرده. شعر خواندند، فیلم به نمایش گذاشتند که عرب آمد و طاق کسری را، مدائن را گرفت و گریه ها کردند. همین ملی ها، همین خبیث ها گریه می کردند، دستمال ها را درآوردند و گریه کردند که اسلام آمده و سلاطین را، سلاطین فاسد را شکست داده و این معنا در هر جا به یک صورتی به ملت ها تحمیل شده است. (در ممالک عربی، عرب باید چه باشد) . این تلقین است، این مخالف با قرآن است. (در ممالک غیر عربی هر کدام خودشان را باید، ملت خودشان باید جلو باشد) این برخلاف تعلیمات اسلام است، این آنی است که این ابرقدرت ها آرزویش را می کنند و کردند و عمل کردند. وقتی اینها غلبه کردند، در جنگ دوم غلبه کردند بر عثمانی، عثمانی را تکه تکه کردند، شاید قریب پانزده تا کشور کردند و هر کدام یک نوکری از خودشان بالای سرش گذاشتند، مع الاسف آنهائی که اساس مطلب را مطلع نبودند، آنها هم این مسائل را اهمیتی به آن نمی دادند و الان هم نمی دهند.
ما تا به اسلام برنگردیم، مشکلاتمان سر جای خودش هست
مشکل ما الان دولت های ماست، مشکل اسلام دولت های اسلامی هستند، این مشکل باید حل بشود. اگر دولت های اسلامی به خود بیایند و گرایش کنند به اسلام و از عربیت برگردند به اسلامیت و از ترکیت برگردند به اسلامیت، حل می شود مسائل، و اگر چنانچه آنها نکنند، این مشکل هست تا وقتی سایر کشورها مثل ایران بشوند. ایران با مشت، این مشکل را حل کرد و باید همه کشورها با مشت
صحیفه نور جلد 12 صفحه 282
خودشان این مشکل را رفع کنند. ما نباید بنشینیم که حکومت های ما کاری برای ما انجام بدهند. حکومت های ما برای خودشان هستند، این حکومت هائی که در بلاد مسلمین هست، اینها به اسلام هیچ کاری ندارند، اگر یک دفعه اسلام بگویند، برای این است که شما را بازی بدهند. اسلام صدام هم مثل اسلام محمدرضا خان است، اسلام آن مصری هم، سادات هم، مثل اسلام صدام است. این یک اسلامی است که در لفظ گفته می شود، لکن پایگاه درست می کند و می گوید ما همراه هم می شویم، برویم ایران را از بین ببریم. ایران یعنی چه؟ یعنی یک مملکت اسلامی. با کافر هم عهده می شود برای کوبیدن مسلمین، این فرم اسلام آقای سادات، اسلامش این فرم است و آقای صدام هم اسلامش این فرم است که می گوید اسلام، می گوید مسلم، می گوید چه. می گوید ما با ملت ایران، در بعضی از نطق هایش گفته که با ملت ایران ما کاری نداریم، ما همراه هستیم، با حکومت ایران هم همراهیم، اما روزی نمی شود الا اینکه سرحدات این ملت را، سرحدات این مملکت را به آتش و توپ های کذا مورد تجاوز قرار می دهد. این یک فرم اسلامی است، اسلام وارداتی از آمریکا و وارداتی از شوروی. ما تا به اسلام برنگردیم، اسلام رسول الله، تا به اسلام رسول الله برنگردیم، مشکلاتمان سرجای خودش هست، نه می توانیم قضیه فلسطین را حلش کنیم و نه افغانستان را و نه سایر جاها را. ملت ها باید برگردند به صدر اسلام، اگر حکومت ها هم با ملت ها برگشتند که اشکالی نیست و اگر برنگشتند، ملت ها باید حساب خودشان را از حکومت ها جدا کنند و با حکومت ها آن کنند که ملت ایران با حکومت خودش کرد تا مشکلات حل بشود والا هی ما روز قدس بگیریم، فریاد بزنیم، هی آقایان اجتماع کنند و حرف بزنند، فریاد و حرف جلوی آنها را نمی گیرد، بلی گاهی می گیرد منتها ما حرف هم نمی زنیم.
اگر در روز قدس تمام ملت ها قیام می کردند و فریاد می زدند، نمی توانست آن حکومت احمق جلوی فریادشان را بگیرد، یک جمعیت کمی قیام می کنند. اگر در روز قدس تمام کشورهای اسلامی، ملت ها همه برخیزند و فریاد بزنند، نه برای قدس تنها، برای همه ممالک اسلامی، پیروز خواهند شد. ما با فریاد محمدرضاخان را بیرونش کردیم، شما خیال می کنید با تفنگ بیرون کردیم؟ با فریاد، با الله اکبر، اینقدر الله اکبر بر مغز اینها کوبیده شد که خودشان را باختند و فرار کردند از این مملکت رفتند. مسلمین باید فریاد بزنند، گمان نکنند که فریاد و شعار فایده ندارند، نخیر شعار فایده دارد اما اگر همه فریاد بزنند، فریاد من تنها هیچ چیز نیست، فریاد یک محله، یک شهر هیچ چیز نیست، شما ببینید فریادهائی که حالا از ایران بلند می شود منحصر به تهران، قم، اهواز نیست، یک وقت می بینید که سپاه پاسداران امر می کند به تمام ملت که فلان شب بروید بالای پشت بام الله اکبر بگوئید، همه اطاعت می کنند. در قبل از این انقلاب مگر می شد که یک دسته ای بگویند بروید بالای منبر، گوش کنند به او؟ مدرسین محترم قم می گویند که فلان روز باید راهپیمائی بشود، همه ملت راهپیمائی می کنند. و همین طور باید ملت ها اینطور بشوند که وقتی یک گروه شان گفت که فلان عمل را انجام بدهید، این را یک فرمانی بدانند که از بالا صادر شده و باید عمل کنند. ملت ما حالا اینطور شده، ما میل داریم ملت ها همه اینطور بشوند.
صحیفه نور جلد 12 صفحه 282
ما می خواهیم معنویت انقلاب اسلامی مان را به جهان صادر کنیم
ما که می گوئیم (انقلاب ما می خواهیم صادر کنیم) می خواهیم این را صادر کنیم، می خواهیم این مطلب را، همین معنائی که پیدا شده، همین معنویتی که پیدا شده است در ایران، همین مسائلی که در ایران پیدا شده، ما می خواهیم این را صادر کنیم. ما نمی خواهیم شمشیر بکشیم و تفنگ بکشیم و حمله کنیم. عراق با ما الان مدت هاست دارد حمله می کند و ما هیچ حمله ای به آنها نمی کنیم، آنها حمله می کنند ما دفاع می کنیم، دفاع لازم است. ما می خواهیم که این انقلابمان را، انقلاب فرهنگی مان را، انقلاب اسلامی مان را به همه ممالک اسلامی صادر کنیم و اگر این انقلاب صادر شد، هر جا صادر بشود این انقلاب، مشکل حل می شود.
شما کوشش کنید که اینطوری که ایران انقلاب کرد و اینطوری که ایران الان هم حاضر برای همه چیز است، ملت های خودتان را بیدار کنید. آنهائی که برای اسلام دلشان می سوزد، آنهائی که برای کشورشان دلشان می سوزد، ملت های خودشان را بیدار کنند تا این تحولی الهی که در ایران پیدا شد، در آنجاها بیدار بشود. هر جا پیدا بشود حل مسأله است، دیگر آنوقت نترسید که چهار تا فاسد بیاید مسجدالاقصی را بگیرد، آنوقت دیگر ترس نکنید، حل است مساله، اما وقتی یک ملتی، دو طایفه، ده طایفه صد طایفه می شوند و هر کدام به خلاف دیگری هستند و حکومت ها هم اینجور حکومت ها هستند، دیگر توقع نداشته باشید که با این طرز فکر و با این طرز حکومت بتوانید غلبه کنید. باید تعلیمات اسلام را گرفت و همانطوری که اسلام دستور داده است که مومنین، همه مومنین در همه جا برادر هستند و امر کرده است به اینکه اعتصام به حبل الله بکنید و متفرق از هم نشوید و دستور داده است به اینکه تنازع با هم نکنید والا فشل می شوید، مسلمین وقتی می توانند از گیر ابرقدرت ها و از گیر حکومت های فاسد خودشان خلاص بشوند که این امر خدا را اجابت کنند، این دعوت الهی است، از صدر اسلام، تا آخر این دعوت را اجابت کنند، اگر دعوت را اجابت نکنند و هی بخواهند بگویند که آقا بیائید بکنید این کار را، تا این دعوت اجابت نشود، کار از ما نمی آید. کار وقتی از ما ساخته است که اسلامی فکر کنیم و به قرآن و اسلام گرایش پیدا کنیم، به تعلیمات صدر اسلام عمل کنیم و من امیدوارم که شما عزیزانی که از اطراف آمدید برای روز قدس، موفق بشوید و همه مسلمین موفق بشوند و انشاءالله یک روزی همه مسلمین با هم برادر و همه ریشه های فاسد از همه بلاد مسلمین کنده بشود و این ریشه فاسد اسرائیل از مسجد الاقصی و از کشور اسلامی ما کنده بشود و انشاءالله تعالی با هم برویم و در قدس نماز وحدت بخوانیم انشاءالله.