پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
یک شنبه 3 اردیبهشت 1396 9:17 AMبیانات امام خمینی در جمع اعضای شرکت کننده در کنفرانس بین المللی بررسی مداخلات آمریکا در ایران
تاریخ: 1359/03/14
وحشت کارتر از بررسی مداخلات آمریکا در ایران دلیل مجرم بودن اوست
بسم الله الر حمن الرحیم
من باید تشکر کنم از آقایانی که زحمت کشیدند و به کشور خراب مظلوم ما آمدند. انشاءالله خداوند توفیق بدهد به همه که به راه حق بروند و از مظلوم ها طرفداری کنند در تمام کشورها. من یک سؤالی دارم و آن اینکه چرا آقای کارتر از آمدن این هیأت ها به ایران اینقدر وحشت دارد و چرا برای کسانی که از مملکت خودشان هستند و از شخصیت های بارز هستند، برای آمدن ایران جریمه قرار داده است و چرا از آمدن شاه به ایران اینقدر وحشت دارد و چرا از محاکمه این اشخاصی که در سفارت اینجا که به اصطلاح ما لانه جاسوسی است وحشت دارد؟ اگر ایشان دخالتی در مقدرات مملکت ما نکرده است و اگر دولت آمریکا با سرنوشت مملکت ما کار نداشته است و سفارتخانه او مثل سفارتخانه های صحیح هست، این باید پیشقدم بشود به اینکه هیأت هائی بیایند رسیدگی کنند. چرا اینقدر وحشت دارد از اینکه رسیدگی بشود؟ مگر چه کرده است؟ مگر دولت آمریکا با مملکت ما چه کرده است که ایشان وحشتناک است؟ اگر آنطوری که ایشان مدعی هستند و طرفدارهای ایشان مدعی هستند، با کمال خوبی رفتار کرده است و به قوانین بین المللی احترام گذاشته است و با ایران به طور ظلم و جور رفتار نکرده است، باید ما که ادعا می کنیم، او بفرستد یک عده ای خودش، تجهیز کند یک جمعیت هائی از همه اطراف دنیا که بیایند اینجا و ببینند که او چقدر رفتار خوب کرده است، چقدر با مردم ایران به انسانیت رفتار کرده است و این ایرانیانند که نمک نشناسند! ما اگر دلیل دیگری نداشتیم برای مجرم بودن آمریکا جز این جلوگیری کردن از افرادی که از ملت خودش است و از شخصیت های بزرگ ملت خودش هستند و او برای آنها جریمه قرار داده است پنجاه هزار دلار و ده سال حبس. مگر چه شده است؟ مگر چه کرده است در اینجا که برای افرادی که می خواهند بیایند رسیدگی کنند جریمه قرار می دهد؟ ما اگر هیچ دلیلی نداشتیم الا این، کسانی که اطلاع نداشتند می فهمیدند که یک مسأله ای در کار هست که این وحشت را دارد، کارهائی انجام شده است که این وحشت را دارد.
کشورهای ضعیف میدان همیشگی تاخت و تاز ابرقدرت ها
مع الاسف ملت های ضعیف، کشورهای ضعیف در حال جنگ و در حال صلح، اینها پایمال
صحیفه نور جلد 12 صفحه 136
می شوند. گفته می شود که خروس، هم در عزا و هم در عروسی ذبح می شود، ملت های ضعیف هم اینطورند. من هر دو جنگ بین المللی را یادم هست و گمان ندارم هیچ کدام از شما جنگ بین المللی اول را یادش باشد. ما در جنگ بین المللی هم مشاهده می کردیم، من کوچک بودم لکن مدرسه می رفتم و سربازهای شوروی را در همان مرکزی که ما داشتیم در خمین، من آنجا آنها را می دیدم و مورد تاخت و تاز ما واقع شدیم در جنگ بین المللی اول. جنگ بین المللی دوم را بسیاری از شماها یادتان هست که ما مورد تاخت و تاز این سه قوه واقع شدیم، آمریکا، انگلستان، شوروی. سربازهای آنها در همه کشور ما تقریباً پخش بودند. شوروی تقریباً از بیرون تهران تا خراسان، انگلستان در قم و آنجاها و کسان دیگر هم جاهای دیگر. ما مورد تاخت و تاز بودیم به عنوان پل پیروزی. ما باید مورد تاخت و تاز بشویم تا آقایان پیروز بشوند بعد هم که پیروز شدند و حال صلح پیش آمد باز ما ذبح شدیم. کشورهای ضعیف اینطورند، در حال صلح مورد تاخت و تازند و ذبح و در حال جنگ هم همین طور. ما حال صلح مان بدتر از حال جنگ مان بود و در حالی که دنیا در صلح به خیال خودشان آرامش و صلح بود، این قوای بزرگ جنگ نداشتند، فرصت داشتند که همه چیز ما را از دست بدهند، ببرند، بگیرند از ما، ما در طول مدتی که انگلستان و آمریکا در اینجا دخالت مستقیم داشتند، هیچ چیز نداشتیم، نه فرهنگ ما یک فرهنگ سالم بود و فرهنگ خودمان بود، نه تربیت می شد در دانشگاه های ما اشخاصی که برای خود ملت باشند و به درد خود ملت بخورند و نه قوای نظامی ما از ما بود و برای ما بود و نه جهات اقتصادی ما مربوط به خودمان بود، تمام طرح هائی که ریخته می شد از آنجا بود. شاه مخلوع در یکی از کتاب هایش که بعد جمع کردند، این کلمه بود که بعد از اینکه این قوای ثلاثه آمدند و اجتماع کردند سرانشان در تهران، او نوشته است که اینها صلاح دیدند که من باشم، ما باشیم در ایران. بعد آنهائی که اطرافش بودند، لابد به او فهماندند که بد غلطی کردی. آن کتاب را با آن جمله را دیگر محو کردند و جمع کردند از قراری که گفتند. این یک سندی است از زبان یک نفری که در اینجا به طور ظلم سلطه داشت، این یک اقراری است (که) از او به اینکه آنها من را در اینجا قرار دادند. قبل از او برای پدرش هم همین مسأله بود منتها آن را خود انگلیس ها در رادیوی دهلی اقرار کردند، گفتند ما رضاخان را آوردیم در ایران و سلطنت به او دادیم لکن به ما خیانت کرد و او را بیرون کردیم. این هم اقراری بود که انگلستان کرد آن هم اقراری بود که همان کسی که دست نشانده خود آنها بود کرد. در یکی از صحبت هایش محمدرضا گفت که لیست وکلا را از سفارتخانه می نوشتند و پیش ما فرستادند و ما ملزم بودیم که آنها را وکیل کنیم. ما، هم وکلا را با این کلمه می شناسیم و هم محمد رضا را و دستگاه های دولتی را با این کلمه می توانیم بشناسیم و هم آمریکا و شوروی و انگلستان را. اینها شواهدی است که هست.
ما نمی توانیم صدای مظلومیت این ملت را به دنیا برسانیم
ما می خواهیم ببینیم که این ملت چه می گفتند. از اول که رضاخان سرکار آمد و مشغول به
صحیفه نور جلد 12 صفحه 137
فسادکاری شد و قیام کردند علمای اسلام، از آذربایجان یک دفعه، از خراسان یک مرتبه، بعدش هم باز یک دفعه دیگر و از اصفهان یک دفعه که علمای ایران هم تقریباً از بسیاری جاها به اینها ملحق شدند، اینها می خواستند جنگ بکنند؟ چه می گفتند اینها؟ مردم در پانزده خرداد چه می گفتند؟ این پانزده خردادی که فردا سالروزش هست، مردم چه می گفتند که مستحق این بودند که آنطور که گفتند پانزده هزار مظلوم را اینها به خاک و خون کشیدند و از قراری که می گفتند هدایتش هم خود شخص شاه مخلوع می کرده، اینها چه می گفتند که مستحق این مسائل شدند؟ ملت ایران در طول این قریب بیست سال که از اول پانزده خرداد تا حالا هست، اینها چه می گفتند؟ چه می گویند؟ مع الاسف تمام رسانه های گروهی خارج و بعضی از داخلی ها همه در خدمت ابرقدرت ها هستند ما می توانیم صدای مظلومیت این ملت را به دنیا برسانیم، ما وسیله نداریم. همه روزنامه های خارج به ضد ما چیز می نویسند، همه رادیوها و تلویزیون های خارج به ضد ما پخش می کنند اکاذیب را. در دنیا ایران را مثل یک جنگلی که تویش یک دسته وحشی جمع شده اند و ریخته اند به جان مردم و دارند قتل عام می کنند همه را و پستان های زن ها را می برند و چه می کنند و چه می کنند. ما چطور ندای مظلومیت این ملت را به دنیا برسانیم؟ کی می رساند این ندا را به دنیا؟ همه در خدمت آنها هستند. حالا ببینیم که شما آقایان و خانم ها که آمدید و رسیدگی کردید اینجا، می توانید، همچو قدرتی دارید که این مسائل ایران را برسانید. ما می خواهیم که آنی که حقیقت است، هیچ نمی خواهیم طرفداری از ما بشود، ما می خواهیم طرفداری از حقیقت بشود، آنچه که حقیقت است شما به ممالک خودتان برسانید، آنجا بگوئید قضیه پانزده خرداد را که چه بوده است و فردا مشاهده می کنید که این ملت که پانزده خرداد را همیشه عزادار خواهد بود می بینید که این ملت چه می گوید، پانزده خرداد با آنها چه کرده است، هفده دی با آنها چه کرده است. ما هر روز در طول این قریب دو سال که نهضت بالا گرفته بود، ما هر روز یک مسأله ای داشتیم، یک مسأله قتل عامی. آیا هیچ شما اطلاع از این حبسی های زمان رضاخان و محمدرضا، خصوصاً زمان محمدرضا هیچ اطلاعی از اینها پیدا کردید؟ هیچ می توانید تصور کنید که در این زیرزمین هائی که در محبس های اینها موجود است با این جوان های ما چه کردند اینها؟ شما به تلویزیون در دیشب، پریشب که دادگاه را نمایش می داد نگاه کرده اید ببینید که آنهائی که خودشان را نشان می دهند یکی دو تا مورد است این فعل که چه بوده است قصه؟ شما می دانید که پای بعضی از روحانیین ما را در حبس اره کردند؟ شما می دانید که در تاوه گذاشتند این جوان های ما را و بو دادند؟ ما چطور مطالبمان را به دنیا برسانیم؟ من گمان می کنم که شما هم نتوانید. فردا وقتی که رفتید در محل های خودتان، شروع کنند آن قلم های اجیر و آن خیانتکارهای به همه بشریت شروع کنند بر ضد شما یک چیزهائی را نوشتن که حرف های شما را خنثی کنند، لکن به اندازه قدرت تان حق را بگوئید.
ملتی که شهادت آرزوی اوست از دخالت نظامی و حصر اقتصادی باکی ندارد
ملت ما الان قیام کرده است و نهضت کرده است و من امیدوارم که پیش ببرد و هیچ قدرتی
صحیفه نور جلد 12 صفحه 138
نتواند در ایران دیگر آن کارهائی را که می کرد بکند. آقای کارتر و امثال او الان تمام همشان این است که دوباره آن مسائل را برگردانند که در زمان شاه مخلوع بود لکن این یک آرزوئی است که این ابرقدرت ها باید به گور ببرند. ایران دیگر اجازه نمی دهد که اینها دخالت در آن بکنند. اگر چنانچه آنها خیال کرده اند که نظامی زیاد دارند و وسائل جنگ و آدمکشی زیاد دارند، ما هم مظلوم زیاد داریم و مشت گره کرده، و یوم مظلوم از یوم ظالم شکننده تر است. ما را اینها می خواهند در تنگنای اقتصادی قرار بدهند و قرار داده اند و مع الاسف این دولت هائی که ادعا می کنند که ما متمدن هستیم و ادعا کنند که ما مستقل هستیم، از همین مسأله فهمیده می شود که اینها چکاره اند. کارتر آنجا نشسته و حکفرمائی می کند و این ملت ها، دولت ها یعنی، این دولت هائی که تحمیل شده اند بر ملت ها اینها هم فرمانبرداری می کنند، اینها هم استقلال ندارند. نه اینکه همین دولت های ضعیف استقلال نداشته باشند، معلوم شد دولت های قوی هم استقلال ندارند. اینها نمی توانند، می ترسند از آمریکا که مخالفت با ما را نکنند، نه اینکه بخواهند مخالفت کنند، برای اینکه مخالفتشان برای خوشان هم ضرر دارد، شاید بیشتر هم ضرر داشته باشد. بسیاری از دولت ها به ما گفته که ما همان چیزهائی که از دیگران می گیرید ما به شما می دهیم. ما کسی هم به ما ندهد ما یک مردمی هستیم مظلوم و استقلال خودمان را حفظ می کنیم. ما اگر امر دایر بشود به اینکه برگردیم به حال سابق بشریت و با الاغ از این طرف به آن طرف برویم و آزادیمان را حفظ بکنیم یا خیر، بنده آقای کارتر و امثال او از ابرقدرت ها باشیم و زندگانی های فلان و کذا داشته باشیم، ما آن را ترجیح می دهیم، ملت ما آن را ترجیح دارد می دهد. ملت ما شهادت را دارد ترجیح می دهد و می گوید که ما می خواهیم شهید بشویم. از اول نهضت تقریباً (من در نجف بودم آنوقت) تا حالا زن، مرد، جوان ها می آیند و از من استدعا می کنند که شما دعا کنید ما شهید بشویم، من دعا می کنم ثواب شهید پیدا کنند. یک مجلس عقدی که ما چند وقت پیش از این در همین تهران داشتیم آن زن و مردی که با هم ازدواج کردند بعد آن زن یک کاغذی به من داد خواندم دیدم می گوید که شما دعا کنید من شهید بشوم. زنی که تازه عروسی کرده، شوهر کرده می گوید شما دعا کنید من شهید بشوم. یک ملتی که شهادت را می طلبند و دعا می خواهند برای شهادت، اینها از دخالت نظامی می ترسند؟ اینها از حصر اقتصادی می ترسند؟ همه عالم درهای ممالک شان را به ما ببندند همه و ما باشیم، این عده ای که، سی و چند میلیونی که در این ایران زندگی می کنیم یک دیواری دور ایران بکشند و ما را در همین ایران حبس بکنند، ما این را ترجیح می دهیم به اینکه درها باز باشد و چپاولگرها بریزند به مملکت ما. می خواهیم چه بکنیم که به این تمدنی که از توحش بدتر است، این تمدنی که حیوانات بیابان در رفتارشان از آنها بهتر است ما می خواهیم چه بکنیم به این تمدن برسیم؟ این دروازه تمدنی که شاه مخلوع می خواست به روی ما باز بکند یعنی قدرت ها را بر ما مسلط کند و همه دارائی ما را ببرد و چند تا عروسک برای ما بفرستد، نفت ما را ببرند و برای ما پایگاه برای خودشان درست بکنند، ما این تمدن بزرگ را می خواهیم چه بکنیم؟ این تمدن است؟ این پدر و پسر و خصوصاً این پسر کشور ما را به عقب راند و همه چیز ما را به باد داد به طوری که اگر الان همه ملت
صحیفه نور جلد 12 صفحه 139
دستشان را به هم بدهند و دستشان را به همه داده اند بحمدالله و بخواهند تعمیر کنند آن چیزی که در این قریب پنجاه سال بر ما گذشته است و آن چیزی که از بیست و چند سال پیش از این به وسیله آمریکا بر مملکت ما گذشته است، سال های طولانی لازم است تا ما ترمیم کنیم اینها را. ما می خواهیم چه بکنیم روابط داشته باشیم با آنهائی که می خواهند ما را بچاپند؟ رابطه ما با آنها غیر از این است که رابطه چپاولگر و چپاول بشو است؟ برای چه ما می خواهیم این را؟ درها را همه را ببندند و ما را محاصره اقتصادی بکنند، ما خودمان در اینجا مملکت وسیعی داریم، آب هم داریم، خدا باران هم به ما می دهد، خودمان می کاریم و می خوریم و هیچ احتیاجی به این مسائل نداریم. آنها نترسانند یک ملتی را که می خواهد خودش را به کشتن بدهد تا استقلالش را حفظ بکند. این استقلالی که ما پیدا کردیم و این آزادی که ما پیدا کردیم یک هدیه آسمانی است، یک هدیه الهی است به ما رسیده و ما مکلفیم این را حفظش کنیم. اگر ما این را حفظش نکنیم قدردانی از نعمت خدا نکرده ایم کفران کرده ایم نعمت خدا را. ما باید این را حفظش بکنیم. ما از این تهدیدهائی که می کنند و کشتی هایشان را می آورند در مثلاً خلیج و امثال اینجا و از آن طرف و از آن طرف و اینها، حالا دیگر این حرف کهنه شده. پیشتر بله، زمان سابق اینطور بود که تا یک قراردادی را می خواستند تحمیل کنند یا یکی یک مثلاً ناله ای می زد یک کشتی از انگلستان می آمد در آب های خلیج، تمام می شد مساله.
امدادهای غیبی خداوند عامل شکست ظالمین و پیروزی مسلمین
حالا همه کشتی هایتان را هم بیاورید اینجا، همه طیاره هایتان را هم بفرستید اینجا، مسأله حالا غیر سابق است، ما اتکال به خدا داریم، ما برای این جهان یک مدبر را می دانیم هست. آنهائی که تاکنون توجه نداشتند خوب توجه پیدا بکنند که یک ملتی که هیچ نداشت جز الله اکبر و او همه چیز است چطور همه قوا را کنار زد و این قوای شیطانی که همه پشتیبانش بودند، نه فقط ابرقدرت ها، قدرت های پائین دست هم دنبال او بودند و ما را نمی گذاشتند در یک مملکتی زندگی کنیم و فعالیت کنیم، همه موافق با او بودند. این چه بود که این ملت ضعیف بدون تجهیز بدون تدریب بار آوردن، آموختن، بارآوری و آموزش نظامی را بر اینهمه قدرت ها غلبه داد؟ این جز این بود که رعبی را که خدا در دل های این سران انداخت، ما را به رعب، به رعبی که خدا در قلب اینها انداخت پیروز کرد؟ این جز همان است که در صدر اسلام هم یک عده قلیل را بر عده های کثیر پیروز کرد و همچو رعبی در قلب انداخت که نتوانستند مقاومت کنند در مقابل سی هزار جمعیت عرب که هر چندتایشان یک شمشیر داشت و هر چندتایشان یک شتر داشت و آنها هفتصد هزار جمعیت بودند که شصت هزارشان طلیعه بود و غلبه کردند اینها بر آنها، چه بود؟ این جز این بود که یک دست غیبی در کار است؟! نباید بیدار بشوند آنهائی که توجه به معنویات ندارند و به این غیب ایمان نیاورده اند؟ نباید بیدار بشوند؟ کی این هلیکوپترهای آقای کارتر را که
صحیفه نور جلد 12 صفحه 140
می خواستند به ایران بیایند ساقط کرد؟ ما ساقط کردیم؟ شن ها ساقط کردند، شن ها مأمور خدا بودند، باد مأمور خداست، قوم عاد را باد از بین برد. این باد مأمور خداست، این شن ها همه مأمورند. تجربه بکنند باز.
مشت های گره کرده را که مشت های الهی است حفظ کنید
لکن ما نباید مغرور بشویم. من به ملت ایران عرض می کنم که مغرور نشوید. تمام قدرت، قدرت خداست و باید اتکال به او بکنید و خودتان را فانی بکنید در آن قدرت بزرگ. مادامی که ملت ایران همان قدرت اول را که قدرت معنوی بود و با الله اکبر پیش برد، مادامی که این حفظ بشود شما بیمه هستید، بیمه الهی هستید. خدا نکند که دست هائی که الان در کار هست و می خواهند شما را مأیوس بکنند، اینها در این شیطنت شان پیروز بشوند و شما را از آن حالی که در اول انقلاب داشتید منحرف کنند که آن روز، روزی است که خدای تبارک و تعالی عنایتش را خدای نخواسته از شما برمی دارد و شما به همان حال ها می افتید. حفظ کنید، حفظ کنید آن حالی که در اول نهضت داشتید، شما نهضت برای شکم نکردید، شما نهضت برای اطاق و حیاط نکردید، شما نهضت نکردید برای اینکه یک مقامی پیدا بکنید، شما آرزوی شهادت نمی کنید به اینکه برسید به یک مثلاً فرشی و یک نوائی. این حال را که حالی است الهی حفظ کنید و مادامی که این حفظ بشود شما پیروز هستید و من وعده پیروزی به شما می دهم و خدای تبارک و تعالی وعده پیروزی داده است به شما (ان تنصروالله ینصرکم) اقدامتان را ثابت نگه دارید و مشت های گره کرده را که مشت های الهی است حفظ کنید و از هیچ ابرقدرتی نترسید و از هیچ تبلیغاتی، هیچ خوفی نداشته باشید ما راه خودمان را می رویم و آن راه خداست.
بیداری مستضعفین اولین گام در مقابله با مستکبرین
و من امیدوارم که این هیأت هائی که آمدند و رسیدگی کردند گرچه نمی توانند رسیدگی کنند، آنها نمی توانند به همه دردهای ما برسند اسناد را به شما داده اند و اگر رفتید آن محل را هم دیدید و آن چیزهائی که در آنجا هست که هیچ شباهتی به سفارتخانه ندارد آنوقت تصدیق می کنید که مسأله، مسأله گروگان گرفتن یک عده دیپلمات نیست این چیزی است که قلم خارج و مطبوعات خارج به شما تحمیل کرده است که بگوئید دیپلمات ها، والا اگر اینها را ببینند می فهمید که این محل، محل دیپلمات نیست و این اشخاص، اشخاص دیپلمات نبودند. من امیدوارم که خدای تبارک و تعالی به همه ما و به همه مظلومین عالم و به همه مستضعفان جهان پیروزی عنایت کند تا همه از زیر بار این ابرقدرت ها خارج بشوند و مسأله ای است که باید بشود. مسأله اینطور شده است که دیگر مستضعفین در مقابل مستکبرین قیام کرده اند، بیداری اول قدم است، او قدم یقظه است. در سیر عرفانی
صحیفه نور جلد 12 صفحه 141
هم یقظه اول قدم است. در این سیر، این هم سیر الهی و عرفانی است. بیداری اول قدم است و کشورهای اسلامی، ملت های مسلم، ملت های مستضعف در سرتاسر جهان، اینها بیدار شده اند و سیاه های آمریکائی کتک این بیداری را می خورند و انشاءالله پیروز خواهند شد.