مصاحبه امام خمینی با پنج نفر از خبرنگاران مطبوعات اروپا

تاریخ: 1358/09/08

 

مصاحبه امام خمینی با پنج نفر از خبرنگاران مطبوعات اروپا

بسم الله الرحمن الرحیم
من آنچه از خبرنگارها انتظار دارم این است که مطالب من تصحیح نشود، همانطور که من گفته ام بخواهند منتشر کنند، بی کم و زیاد باشد، خودشان تصرف نکنند، عقاید خودشان را داخل نکنند در آن چیزی که من گفته ام، تحت تأثیر تبلیغات سوء واقع نشوند، مسائل ایران را آنطوری که من می گویم، همانطور منعکس کنند.
سؤال: ما از کشورهای کوچک اروپائی می آئیم که ما هم در تحت فشار امپریالیسم امریکا هستیم و خیلی از شما تشکر می کنیم که وقت دادید و این کشورها را مخاطب قرار دادید. بعد از حوادث اخیر به نظر می رسد مداخله امریکا در ایران به نام حفظ جان گروگان ها تهدیدی جدی برای صلح جهانی خواهد بود. آیا حضرت امام تصور می فرمایند که امریکائیان حاضر به مواجهه با چنین خطری برای محمدرضای جنابتکار باشند یا آنها مقاصد دیگری دارند؟
جواب: ممکن است که آنها مقاصد دیگری داشته باشند چون ما آنطور بشر دوستی در کارتر و آنهائی که مصادر امورند سراغ نداریم که حس بشر دوستی آنها را وادار کرده باشد که محمدرضا را برنگردانند و دلیل این است که اینها در همین موضوع هم اگر چنانچه بشر دوست بودند، این معنا را نمی گفتند که ما برای خاطر مثلاً چند تا بشر، 35 میلیون بشر را یا در محاصره اقتصادی می گذاریم که به خیال آنها، اینها از گرسنگی تلف بشوند، یا اینکه ما جنگ راه می اندازیم که مملکت خودشان و مملکت ما و بسیاری از ممالک دیگر به خاک و خون کشیده بشود. اینها به نظر می آید که قضیه، قضیه انسان دوستی نیست. قضایای دیگر در کار است که یک احتمال که شاید از احتمالات دیگر قوی تر باشد این است که آنها می دانند که به وسیله این شخص فاسد، چه جرم هائی ارتکاب کرده اند، خودشان مطلع هستند از این. شاید بسیاری از جرم هائی که محمدرضا ارتکاب کرده است، غیر از او و رؤسای جمهور اطلاع نداشته باشند، حتی شاید خود دستگاه دولتی هم، نه دولتی ما و نه دولتی آنها، شاید، و این اسراری باشد، این حد جرائم اسراری باشد پیش رئیس جمهور وقت و محمدرضا. آنچه به نظر

صحیفه نور جلد 10 صفحه 244

می رسد آقای کارتر خوف این معنا را دارد، وحشت زده شده الان که اگر چنانچه محاکمه بشود محمدرضا و ما او را محاکمه بکنیم، علاوه بر جرائم خودش که ثابت خواهد شد، جرائم دیگران که رؤسای جمهور وقت بوده اند و خصوصاً آقای کارتر که در اخیر رئیس جمهور بوده، جرائم آنها هم ثابت خواهد شد و همانطوری که ما تقاضای محاکمه محمدرضا را کرده ایم و می کنیم و محاکمه انشاءالله خواهیم کرد، آنوقت تقاضای محاکمه رؤسای جمهور را هم خواهیم کرد. آنهائی که در این جرائم شریک بوده اند، هر مقامی که می خواهد باشد، کارتر باشد یا نیکسون باشد یا جانسون باشد و یا هر که باشد، ما تقاضای این را کنیم که آنها را محاکمه کنند و خوفی که الان کارتر دارد این است، او خوف این را دارد که جرائمش ثابت بشود و ما تعقیب کنیم او را برای جرائم و شانس او در ریاست جمهوری که طمعش را دارد، از بین برود. از این جهت به دست و پا افتاده است، به وسائل مختلف الان او دست و پا کند. شاید روزی نباشد که یکی، دو تا، سه تا از وزارت خارجه ما برای ما اوراقی می آید که از خارج آمده است، از ممالک مختلف که آنها تشبث کرده اند و آنها سفارش اینکه این گروگان ها را رها کنید و یک قدری مثلاً چه بکنید و این مسائل. بنابراین انگیزه ای که آقای کارتر دارند، ما شاید شک نداشته باشیم که این انگیزه، انگیزه انسان دوستی نیست، این انگیزه، انگیزه این است که خوف دارد، او الان وحشتزده شده است و حق هم دارد که وحشتزده بشود برای اینکه آدمی که خائن هست، خائف است، می ترسد و ایشان خیال کرده بود که با یک مانورهائی که پیش بیاورد می تواند در امریکا برای خودش یک مقامی تحصیل کند و تمام نظرش هم به این است که در دوره آتیه هم رئیس جمهور بشود، تمام نظر او این است. اصل این ابرقدرت ها، ما آنطوری که تجربه بر ایمان ثابت شده است، این قدرت های بزرگ، چه ابرقدرتها، چه قدرتهای مادون آنها، اینها اصلش به اینکه به بشر نظر داشته باشند حتی به بشر مملکت خودشان، اینها سودجو هستند، خودشان را می بینند، غیر خودشان چیزی را نمی بینند و برای خودشان فعالیت می کنند، حالا یک عده ای هم از مملکت خودشان به باد فنا برود، از ممالک دیگر به باد فنا برود، اینها شانس پیدا بکنند در ریاست جمهور چند سال، دیگر عالم هر چه می خواهد بشود، شده است. از این جهت من احتمال این را می دهم. من یک قصه ای دارم در پاریس، یکی از مقامات بالا آمده بودند پیش من، آنجا صحبت از اینکه یک وقت در چین که شلوغی واقع شده بوده است، چه شده بوده است که، حالا تفصیل را خوب یادم نیست و خوف این را داشتند که سفارتشان را که در چین هست آنجا چه بکنند، آن شخص گفته بود، برای من ترجمه کرده بودند، اینطور ترجمه کردند که می گوید که ما افرادی که از خودمان در آنجا بود، برایمان خیلی مطرح نیست، مبل ها مهم است، آنکه برای ما مهم است، آن مبل ها قیمتی بودند و ما خوف این را داشتیم که آن مبل ها از بین برود اما افراد بروند، بروند. اینطوری است مسأله، آنهائی که تربیت انسانی ندارند، آنهائی که مهذب

صحیفه نور جلد 10 صفحه 245

نیستند، آنهائی که تحت فرمان های آسمانی تربیت نشده اند، آنها غیر از خودشان هیچ نمی بینند و تمام منافع را برای خودشان می خواهند آقای کارتر هم از آن اشخاصی است که تربیت آسمانی ندارد. اگر چنانچه شنیده باشید، این چند روز، یک دفعه رفته است کلیسا و دعا کرده که این افراد خارج بشوند، شما بدانید که این دعای او هم مثل دعاهای محمدرضاست که مشهد می رفت و دعاکرد. اینها همان مثلی است که یکی از حکمای ما عبید زاکان گفته است که مژدگانی که گربه عابد شده است، همین است مسأله. بنابراین هیچ احتمال این معنا که ایشان برای خاطر محمدرضا یک کاری را بکند و انسان دوستی وادار کرده باشد که آن کار را بکند، ما همچو احتمالی را نمی دهیم. حالا این امر محول به خود این آدم است که ببینیم چطور تشخیص می دهد، آیا تشخیص می دهد که برای به دست آوردن ریاست جمهوری این است که یک جنگی در دنیا راه بیندازد و مملکت خودش را به خرابی بکشد؟ اینطور تشخیص می دهد تا وارد بشود به جنگ؟ آن هم در جنگ شکست خواهد خورد. احتمال اینکه او در جنگ پیروز بشود نیست در کار و یا تشخیص می دهد که اگر چنانچه روی موازین عقلی و عقلائی رفتار کند که یک مجرمی که به این مملکت پنجاه و چند سال جرم کرده و جوان های ما را کشته و همه ذخائر ما را برده است و از بین برد و مملکت را به تباهی کشیده، او را تحویل بدهد. وقتی تحویل داد ما هم این اشخاصی را بر فرض اینکه اینها مجرم باشند که مجرم هم هستند، اینها را ما مجرم می دانیم که در اینجا هستند لکن اگر او را تحویل داد و اموال ما را هم تحویل داد، آنوقت ما مضایقه نداریم که اینها را عفوشان کنیم.
سؤال: مطبوعات غرب دائماً در مورد دیکتاتوری و هرج و مرج در ایران گزارشات دروغین طرح می نمایند، از آنجائی که اولین بار است که شما اروپا را مخاطب قرار می دهید، پاسختان در مورد این اکاذیب چیست؟
جواب: خود شما دارید می گوئید که دروغ دارند می گویند. من متأسفم از اینکه غرب با آن هیاهو که در دنیا راه انداخته است راجع به تمدن، راجع به انسانیت غرب و اینها، آنوقت این دستگاه مخابراتی آنها که حساسترین دستگاه است، اینطور باشد که مطالبی که در ایران اصلاً وقوع پیدا نکرده، آنها در آنجا تبلیغ می کنند و نشر می دهند و اگر یک چیزی اینجا یک طور تحقق پیدا کرده، آنجا عکسش را منتشر می کنند. این چه ممالکی است که مطبوعاتشان اینطور است. این آزادی که این آقایان به این مطبوعات داده اند این آزادی سالم است؟ صحیح است؟ مطبوعاتی که لسان یک مملکت است، آبروی یک مملکت به آنها بسته است، اینها بنا بگذارند اینطور اراجیف را بنویسند؟ دروغ ها را بنویسند؟ مملکت را بگویند که دیکتاتوری است؟ کجای مملکت ما دیکتاتوری است؟ بیایند ببینند اشخاص، ببینند کجای این مملکت

صحیفه نور جلد 10 صفحه 246

دیکتاتوری است؟ چه دیکتاتوری کرده اند اینجا؟ اینجا همه دارند به آزادی رفتار می کنند، همه کاری را دارند می کنند و ما تا پنج ماه همچنین آزاد قرار دادیم همه جبهه ها و همه جناح ها را که اشخاصی که خیانتی به این مملکت کرده بودند، مشغول فعالیت و توطئه شدند. بعد از آنکه مشغول فعالیت و توطئه شدند که الان در همان لانه جاسوسی آمریکا جرم بعضی از این روزنامه نویس ها، بعضی از این مجله نویس ها، توطئه، آنها در اینجا پرونده دارند و منعکس خواهد شد. ما بعد از چهار، پنج ماه به آنها مهلت دادیم، همه احزاب آزاد، همه روزنامه ها آزاد، همه قلم ها و قدم ها و گفتارها آزاد. یکوقت ملتفت شدیم که دست های خارجی در کار است، مثل صهیونیسم و امریکا و اینها و دارند توطئه می کنند و می خواهند مملکت ما را به خرابی بکشند و از این جهت دادگاه، بعضی از این روزنامه هائی را که ثابت شد که اینها از امریکا و از صهیونیسم الهام می گیرند و توطئه می کنند، آنها را جلوشان را گرفته اند تا محاکمه بشوند، آنها بعد باید محاکمه بشوند اما گفته می شود که اینجا دیکتاتوری است، چه دیکتاتوری در اینجا هست؟ خوب شما که الان آمدید و در اینجا هستید، یک قدری گردش کنید اطراف مملکت را، گردش کنید، چه دیکتاتوری را شما ملاحظه می کنید در اینجا؟ و اما آشفتگی - عرض می کنم که - اینطور امور، این لازمه هر رژیمی است که تبدیل به رژیم دیگر می شود. مگر فرانسه که ادعا می کند که متمدن ترین مثلاً ممالک است، بعد از اینکه در آنجا انقلاب شد، مثل انقلاب ما به این سفیدی و به این خوبی بود؟ چقدر آنجا کشته شده اند، در انقلاب شوروی چقدر آدم کشته شده است و سایر انقلابات. ما مدعی هستیم که انقلاب ما در عالم نظیر نداشته است برای اینکه اسلامی بوده است و چون اسلامی بود و تمام افراد ملت شرکت در این امر داشتند، یک انقلابی نبود که یک حکومتی بیاید و حکومتی را ببرد، یا یک نظامی بیاید و یک حکومتی را ساقط کند، آنطور نبود. یک ملتی قیام کرد و ملتی که اسلامی بود، ملتی که خودش را پایبند اخلاق و پایبند اسلام می دانست و می داند، اینها قیام کردند و حریف خودشان را بیرون کردند و غلبه کردند. همان روزی که غلبه کردند، تمام پایگاه ها، تمام فرودگاه ها باز بود، در صورتی که در انقلابات دیگر فرودگاه ها در آن بسته می شود، تمام مطبوعات را از بین می برند، تمام روزنامه ها را از بین می برند و نمی گذارند منتشر بشوند. همین حالا هم که گاهی جاها که ما می شنویم که یک کودتائی شده است، دنبالش اختناق تام است و ما مدعی این معنا هستیم که هیچ انقلابی مثل انقلاب ما از باب اینکه ما تابع اسلام بودیم و اسلام دستور داشته و ما عمل می کردیم به آن دستور، آنطور نبوده است به این آرامی که بعد از پیروزی بر یک همچون قدرتی، حتی آنها هم که به این ملت، آنقدر زیاد به این ملت خیانت کردند، جنایت کردند، آنها را هم نریختند و بکشند، آنها را گرفتند و آوردند و آن هم عده ای شان را آوردند و نگهشان داشتند و در حبس هم که نگه داشتند، آنقدری که به ما اطلاع دادند و اشخاصی که ما فرستادیم و دیدند که در حبس هم با آنها خوشرفتاری کردند،

صحیفه نور جلد 10 صفحه 247

در صورتی که مجرم بودند، تا وقتی محاکمه کردند و بعد از آنکه محاکمه ثابت شد که این یک آدم، چقدر آدم کشته، چقدر خیانت کرده، آنوقت به جزای خودش رساندند. و اما سایر قشرهای ملت سر جای خودشان هستند و ما آشفتگی که نگرانی داشته باشد، ابداً نداریم. ما از همه انقلاب هایی که در عالم شده است، الان کم آشفته ترین هستیم و هیچ آشفتگی در مملکت ما نیست ولی خوب از آن تفاله های سابق، از آن اشخاصی که میل ندارند این مملکت به آرامش خودش باقی باشد، از آنها البته هستند. از خارج هم به آنها الهام داده می شود، به آنها کمک می شود، اینها یک مقداری هستند و لکن ما نگران از اینها هیچ نیستیم برای اینکه اساس امور دست خود ماست و ما کنترل امور را داریم و ابداً نگرانی در این کار نیست و اگر گفته اند که یک خلاف نظم و اینهاست، اینها هم جزو همان هاست که این روزنامه نویس هائی که اجیرند، اینهائی که الان هم از شاه اجرت می گیرند، الان هم الهام می گیرند از سایر کشورها، آنها اینطور اراجیف را درست کرده اند و الا مسائل اینطور نیست.
سؤال: بعضی احزاب سیاسی در ایران چنین برداشت می نمایند که مجلس خبرگان طرح قانون اساسی را بر مبنای اصول اسلامی تدوین نموده ولی حقوق آنها را برای هرگونه فعالیت سیاسی در آینده نادیده گرفته اند، نظر حضرت امام چیست؟
جواب: این (بعضی از احزاب سیاسی) یا قانون اساسی را نگاه نکرده اند و به خودشان زحمت ندادند که قانون اساسی را نگاه کنند و روی آن مقاصد فاسدی که دارند، شروع کردند حرف می زنند و یا دیده اند و عمداً می خواهند خلاف بگویند. اصل بیست و ششم از قانون اساسی موجود، این قانون اساسی ما، احزاب و جمعیت ها و انجمن های سیاسی و انجمن های اسلامی، اقلیت های مذهبی آزادند. و شرط این است که توطئه نکرده باشند برای اینکه مملکت ما را، ملیت ما را، جمهوری اسلامی ما را نقض کنند. این متن قانون اساسی است لکن گرفتاری که ما از این، بعضی از این احزاب سیاسی، بعضی از اینها که منحرفند، گرفتاری که ما از اول داشتیم این بوده است که از اول که این ملت آمده است و با فریاد الله اکبر و با فریاد اینکه ما جمهوری اسلامی می خواهیم، قیام کرده است و همین ملت که فریاد کرد و کشته داده است، این ملت غلبه کرده است، از آن اول که اینها غلبه کردند، دستجات اینها روئیدند، یا از خارج آمدند و یا در داخل که در انزوا بودند بیرون آمدند. از سوراخ ها بیرون آمدند و شروع کردند کارشکنی، تا توانستند، شروع کردند به اینکه این جمهوری باشد، جمهوری اسلامی لازم نیست، اسلامیش بیخود است، بعد هم یک دسته دیگر جمهوری دموکراتیک باشد، اسلامیش لازم نیست، بعد هم یک دسته دیگر جمهوری اسلامی دموکراتیک باشد. مردم ما، ملت ما، صددرصد اگر نگوئیم، 2/98 درصد رأی داده اند به

صحیفه نور جلد 10 صفحه 248

جمهوری اسلامی بعد یک دسته که جزء همان کمتر از دو قسمتی که از صد باقی مانده است، اینها شروع کردند به اینکه می خواستند که نگذارند اولاً که رأی مردم بدهند، حالا که رأی دادند، شروع کردند به اینکه اخلال کنند بعد از آنکه از آن مرحله گذشت، همچنین قدم به قدم، سیاستشان سیاست قدم به قدم بود، از آن مرحله گذشت و دیدند که مردم رأی شان را داده اند، آمدند دنبال اینکه نگذارند قانون اساسی نوشته بشود، قانون اساسی را خواستند نوشته بشود. بعد که قانون اساسی را شروع کردند به نوشتن اینها باز شروع کردند اشکالتراشی. بعد که آراء مردم را جستجو کردند راجع به اینکه - وکلای تان را - مردم می خواستند وکلایشان را تعیین بکنند، اینها شروع کردند به سمپاشی که وکلا تعیین نشوند. بعد که وکلا تعیین شدند و مجلس، مجلس خبرگانی که مردم با یک آراء زیاد، اکثریت قاطع تعیین کردند، اینها شروع کردند به اینکه هی اشکال کنند به خبرگان یا اشکال کنند به اصولی که خبرگان گذرانده اند. بعد از اینکه از آن هم گذشت و حالا مجلس خبرگان قانون را تدوین کرده است، تثبیت کرده است و بعد هم بناست که به همه پرسی گذاشته بشود یعنی دموکراسی بالاتر از همه دموکراسی دنیا، یک دفعه رأی عمومی برای افراد، یک دفعه رأی عمومی باز برای قانون، الان هم اینها به دست و پا افتاده اند که اشکال بکنند به قانون اساسی یک اشکالشان این است که شما می بینید که برای احزاب سیاسی در آتیه چیزی نمانده. ما می خواهیم ببینیم احزاب سیاسی و سایر جمعیت ها غیر از اینکه به آنها بگویند که همه شما آزاد هستید، سانسور هرگز نخواهد بود، اینها غیر از این چه می خواهند؟ می خواهند که، اینکه می گویند که برای ما مجال نگذاشته، برای آن شرط است که نقض ملیت ما را نکنند. این آقایان می خواهند نقض ملیت ما را بکنند؟ نقض جمهوری اسلامی ما را بکنند، این آقایان می خواهند نقض جمهوری اسلامی بکنند؟ توطئه بر ضد اسلام نکنند. این آقایان می خواهند توطئه برضد اسلام بکنند که می گویند که (برای ما جای فعالیت نگذاشته اند) معلوم می شود، ما از اینجا می شناسیم اینها را و ملت ما باید اینها را بشناسند که در عین حالی که قانون اساسی ما می گوید که همه احزاب، همه جمعیت ها، اقلیت های مذهبی و انجمن های اسلامی و انجمن های دیگر همه آزاد هستند، فقط گفته اند که شرطش این است که شما نقض ملیت ما را نکنید، نخواهید ملت ما را از بین ببرید، ملیت ما را نخواهید از بین ببرید، نقض جمهوری اسلامی ما را نکنید، نقض قانون اساسی ما را نکنید، نقض اسلام را نکنید، این شرطی که کرده اند اینها را ناراحت کرده که این آقایان اهل این هستند که می خواهند ملت ما را از بین ببرند، ملیت ما را از بین ببرند، می خواهند مملکت ما را تجزیه کنند که همچون آزادی به آنها ندادیم، می خواهند که قانون اساسی را بعد از اینکه تصویب هم شد و مردم هم گفتند، باز نقض بکنند. اگر نمی خواهند نقض بکنند، پس شما آزادی دارید، اگر می خواهید نقض بکنید، خوب اظهار کنید که ما می خواهیم نقض کنیم ملیت مملکتمان را، این مملکت را ما می خواهیم

صحیفه نور جلد 10 صفحه 249

ملیتش را اصلاً نقض بکنیم، این مملکت را ما می خواهیم که قانون اساسیش را نقض بکنیم، ما می خواهیم که جمهوری اسلامی را نقض بکنیم، جمهوری اسلامی که مردم همه قریب به اتفاق آراء رأی به آن داده اند. شما چند نفر که حالا تازه یا از خارج آمده اید یا از این سوراخ ها که بودید یا خیر، بسیاری از اینها هم در آن دستگاه جزء عمال آنها بودند و جزء سیا بودند که بعدها یکی یکی پیدا خواهند شد و در این لانه جاسوسی هم اسماء بعضی از آنها پیدا شده است، بسیاری از اینها از این قماش مردمند. بنابراین قانون اساسی ما که تصریح می کند که همه آزادند، اینها می گویند که برای ما آزادی قرار نداده اند.
سؤال: مذهب اسلام همیشه به خداوند رحیم اشاره می نماید، آیا تصور می فرمائید که عدالت خلق هم نسبت به سرنوشت جاسوسان آمریکائی قبل یا بعد از محاکمه آنان با گذشت رفتار خواهد کرد؟
جواب: مذهب اسلام عفو دارد، در موقعش گذشت های زیادی دارد، در موقعش برای مجرم هائی که جرمشان ثابت بشود حدود دارد، از آن طرف عفو دارد، از آن طرف برای مجرم در قوانین اسلام حد قرار داده شده است و جزا قرار داده شده است. بنابراین اینها اگر چنانچه مجرم باشند و جرمشان ثابت باشد، به حسب اسلام جزا برایشان هست لکن بر ولی امر است که در بعضی وقت ها که صلاح می داند عفو بکند. ما هم اگر چنانچه امریکا مجرم ما را تحویل ما بدهد و اموالی که در آنجاها هست و جلوگیری کرده اند، یا در بانک های آنها هست، به ما تحویل بدهند، ما بر فرض اینکه اینها مجرم باشند، همچنین اختیاری از طرف شارع داریم به اینکه عفو بکنیم و ممکن است عفوشان بکنیم.
سؤال: آیا حضرت امام تصور می فرمایند که دول عربی که از اعمال جنایتکارانه امریکائی ها حمایت می کنند، توسط ملت هایشان که به اسلام وفادارند به مجازات خواهند رسید؟
جواب: ما خیلی مایل هستیم که دول عربی که دیده اند یک مملکتی، مطلعند که یک کشوری بیش از پنجاه سال و در زمان محمدرضا سی و چند سال به آن تباهی کشیده شده است و جوان های ما را آنطور قتل عام کرده است، خانه های ما را آنطور خراب کرده است، مملکت ما را آنطور به تباهی کشیده، اقتصاد ما را از بین برده، فرهنگ ما را از بین برده، ما متوقع بودیم که دولت های اسلامی با ما در این امر موافق باشند که ما می خواهیم یک مجرمی را از یک مجرمی بگیریم. ما میل داشتیم که این ممالک اسلامی، این رؤسای ممالک اسلامی که مطلعند از این جرم ها، نروند طرف ظالم و مجرم بزرگ و خودشان را به او متصل کنند - بیایند طرف - به حسب دستور اسلام بیایند طرف مظلومین و دادخواهی بکنند، بیایند و ببینند

صحیفه نور جلد 10 صفحه 250

مملکت ما چطور شده است و آنها طرفداری از ما بکنند، آنها مسلمند و ما مسلمیم. این شخص مجرم است، مجرم بزرگتر کارتر است که دارد ظلم به ما می کند - چه شده است که - باید دولت اسلامی بگوید من مسلم هستم و قرآن کریم او را وادار کرده است به اینکه با مسلمین ید واحد باشند و برادر باشند، چه شان شده است که اینها اینطور خودشان را در مقابل یک قدرتی باخته اند و بنابر اینکه باید به حسب اسلام با ما موافق باشند، اظهار موافقت با آنها می کنند؟ و باید این را بدانند که ممکن است که برای آنها هم همان پیش بیاید که برای محمدرضا پیش آمد و بهتر این است که نصیحت ما را گوش کنند و با ملت ما موافقت کنند و امریکا را محکوم کنند و این حربه ای که در دست آنهاست که حربه نفت است، این حربه را به کار ببرند. خارج به شما، اجانب به شما احتیاج دارند، شما به آنها احتیاج ندارید، چرا خودتان را ذلیل می کنید در مقابل اشخاص دیگر؟ خدای تبارک و تعالی می فرماید: عزت برای مؤمنین است، مؤمنین باید عزیز باشند، چرا خودتان را ذلیل می کنید برای یک خیال هائی که کردید که نمی شود این ابرقدرت ها چه بشود؟ امروز دیگر آن روزها نیست که نشود، همه کاری می شود، از این جهت محتمل است که اگر چنانچه اینها برنگردند به آن چیزی که دستور اسلام است، ملت های خودشان را هم، خود آنها هم به آنها همان کنند که ملت ما به محمدرضا کرد.
سؤال: آیا تصور فرمائید سایر تمایلات و عقاید مذهبی و معنوی از قبیل کلیسای کاتولیک یا کلیسای ارتدکس در مبارزه شما علیه بی عدالتی اجتماعی و ستمگری شما را یاری خواهند کرد؟
جواب: آقای پاپ یک کسی را فرستاد اینجا و با ما مذاکره کرد و نظرش این بود که ما این اشخاصی را که در این لانه جاسوسی، جاسوسی می کردند رها کنیم. ما مسائلی را با آقای پاپ در میان گذاشتیم و جرائمی که در اینجا واقع شده بود و محتمل است که مثلاً به ایشان درست نرسیده باشد، به وسیله فرستاده اش برای ایشان شرح دادیم و گله کردیم از ایشان که شمائی که یک پدر روحانی خودتان را حساب می کنید و خودتان را نایب مسیح، عیسی مسیح می دانید باید آنطوری که عیسی مسیح رفتار می کرد، شما بکنید. اگر عیسی مسیح الان بود پیش ما، آقای پاپ و سایر رؤسای روحانی احتمال این را می دادند که او متصل بشود به کارتر و به شاه مخلوع و این ملت مظلوم را رها کند؟! این احتمال را آقای پاپ یا سایر روحانیون مسیح، روحانیون همه مذاهب این را احتمال می دادند که اگر عیسی مسیح بیاید در بین ماها، این به طایفه مظلومین متصل می شود یا به طایفه ظالم ها؟ ما مظلومین که پنجاه سال جوان های ما کشته شده اند، ذخائر ما برده شده است، فرهنگ ما به تباهی کشیده شده است، اختناق در این مملکت واقع شده است، همه چیز در زیر سلطه این پدر و پسر از بین رفته است و حالا ملت

صحیفه نور جلد 10 صفحه 251

ما قیام کرده است و او را کنار گذاشته است و آقای کارتر هم او را برده است، مجرم ما را برده است و آنجا نگه داشته است و ما از او مطالبه می کنیم که این مجرم ما را بدهد. این اشخاصی هم که گروگان هستند در اینجا، اینها هم معلوم نیست پیش ما که اصلش اینکه مأمور سفارت باشند، سفیر که اینها نیستند، کاردارشان هم که در اینجا نیست، اصل اینکه اینها از اجزاء سفارت باشند و از دیپلمات ها باشند، این پیش ما اصلاً ثابت نیست بلکه خلافش بیشتر واضح است. این عده را ما عقیده مان این است که اینها آمده اند اینجا فقط برای جاسوسی و برای اینکه مملکت ما را به تباهی بکشند و شواهد زیاد الان در همین لانه جاسوسی هست. خوب ما اگر چنانچه عیسی مسیح سلام الله علیه تشریف بیاورند و این مطالبی را که ما به پاپ گفتیم، خدمت ایشان عرض بکنیم، ایشان ترتیب اثر به حرف ما نمی دهند؟! ایشان طرفداری از کارتر می کنند؟! طرفداری از شاه می کنند؟! یا طرفداری از این ملت مظلوم می کنند؟ اگر اعتقاد ایشان این است که نه، این طرفداری از ظالم می کند، این خلاف مذهب مسیح است. مذهب مسیح این نیست. پس آقای پاپ هم همچو اعتقادی ندارد. وقتی اعتقادشان این شد که پیغمبر بزرگ عیسی مسیح سلام الله علیه اگر تشریف داشتند، به داد این ملت مظلوم می رسیدند، دادخواهی می کردند از دشمن های این ملت مظلوم، حالا این روحانیون مسیح که آقای پاپ خودش را نایب حضرت مسیح می داند و روحانیون دیگر هم که آنها هم معتقد به مسیح هستند و خودشان را روحانیون مذهب مسیح می دانند، تابع مسیح می دانند، بعد از اینکه می دانند که اگر مسیح بود، با ما بود، خوب حالا آنها هم باید با ما باشند. قاعده این است که (به حسب مذهب مسیح من حرف می زنم، به حسب مقام مسیح من دارم می گویم) مقام بزرگ مسیح این اقتضا را می کند که اعتراض کند به ظالم، ظالم را از ظلمش باز دارد. شما هم که روحانیت مسیح هستید و ملت ها هم که تابع حضرت مسیح هستند، آن ملت ها هم باید تبعیت از حضرت مسیح بکنند. مگر ملت ها هم عقیده شان بر این است که حضرت مسیح نعوذ بالله موافق با ظالم هست؟! و مخالف با مظلوم؟! و من گمان ندارم یک نفر مسیحی پیدا بشود یک همچو حرفی بزند. وقتی اینطور شد، ما، ملت امریکا که مسیحی هستند، ملت های دیگری که مسیحی هستند، علاوه بر اینکه به روحانیت مسیح توجه می کنیم و این حرف را می زنیم به آنها هم می گوئیم که شما ملت هائی که خودتان را مسیحی می دانید و تابع عیسی مسیح سلام الله علیه می دانید احتمال این را می دهید که حضرت مسیح اگر اینجا بودند مخالفت با ما می کردند و موافقت با کارتر؟! این احتمال را می دادید؟! احتمال می دهید که اگر عیسی مسیح نعوذ بالله به جای کارتر بود، این اعمال را می کرد؟ جوان های ما را تا حالا عده ای کشته اند، جوان های ما را پلیس آنقدر اذیت کرده، سگ ها را به جان آنها انداخته است، این ملت مسیح احتمال این را می دهند که حضرت مسیح راضی به این امر باشند؟ یا نمی دهند؟ اگر احتمال می دهند که حضرت مسیح به ظلم راضی باشد، این با مسیحیت منافات دارد، این کفر به حضرت

صحیفه نور جلد 10 صفحه 252

مسیح است. ما منزه می کنیم حضرت مسیح را از همچو احتمالی و اگر این احتمال را نمی دهد، با ما باید باشد. مجرد اینکه آقای کارتر سرنیزه دارد و طیاره دارد، تانک دارد، توپ دارد، قدرت دارد، این نباید ملت ها را، دولت ها را، نه فقط دولت های مسلم را، نه، ملت های مسلم را، دولت مسیحی را، ملت های مسیحی را باید وادار کند به اینکه، اگر شما مسیحی هستید، اگر یهودی هستید، اگر مسلم هستید، اگر زرتشتی هستید، به هر مذهبی که هستید رؤسای مذهب شما با ما موافقند و مخالف با کارتر و امثال کارتر، شماها هم باید با ما موافق باشید. ما همان مطلبی را که به آقای پاپ گفتیم و گفتیم ما پیش شما دادخواهی می خواهیم، ما می خواهیم شما برسید به این امر ما، ما ملت مظلومی هستیم، شما برسید به این جنایاتی که اینها کردند و این جنایت بزرگی که الان کارتر دارد به ما می کند، ما الان متوجه به تمام مسیحیون دنیا و تمام یهودی های دنیا و تمام زرتشتی های دنیا و تمام مسلمین دنیا می گوئیم، تمام شماها مسؤول هستید برای اینکه همه شماها اگر چنانچه مذهب خودتان را تصدیق کرده باشید، لازمه تصدیق مذهب خودتان این است که صاحبان مذهب شما و کسانی که مذهب شما را آوردند، اینها در صف مظلومین هستند، نه در صف ظالم ها، شما هم باید در صف مظلومین باشید، شما باید موافقت با ما بکنید، نه موافقت با کارتر.
سؤال: سیاست جمهوری اسلامی ایران نسبت به دول اروپائی چیست؟ آیا فکر می کنید که کشورهای اروپائی می توانند به اقتصاد ایران کمک کنند؟ و اگر جواب مثبت باشد، شرایط ایران برای قبول این کمک چیست؟
جواب: ما با همه ملت های عالم می خواهیم دوست باشیم، با همه دولت های عالم به حسب طبع اولی می خواهیم دوست باشیم، می خواهیم که روابط حسنه، با احترام متقابل نسبت به همه داشته باشیم، مگر اینکه دولت هائی باشند که با ما خلاف رفتار کرده باشند و بخواهند به ما ظلم بکنند، تحمیل بکنند، سلطه جوئی کنند بر ما، که ما با آنها مخالف هستیم و هرگز اجازه نخواهیم داد که آنها دخالتی در مملکت ما بکنند و آن سلطه جوئی هائی که آنوقت کردند، بکنند و با آنها البته نمی توانیم روابط داشته باشیم و با دولت هائی که با ما روابط حسنه داشته باشند، ما هم با آنها روابط حسنه داریم و اگر چنانچه ما احتیاج به یک چیزی داشتیم و آنها هم احتیاج به یک چیزی داشتند، خوب تبادل می شود. آنها فرض کنید که نفت می خواهند، ما تا یک عدد معدودی، محدودی ممکن است که بعضی از چیزها را بخواهیم، این یک مطلبی است که، یک مبادله ای است که بین افراد هست، بین ممالک هم هست، البته امرش با دولت هست و امرش با شورا عجالتاً و بعد هم با دولت ها.