پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
شنبه 2 اردیبهشت 1396 9:58 PMپیام رادیو تلویزیونی امام پس از انجام رفراندم جمهوری اسلامی
تاریخ: 1358/01/12
پیام رادیو تلویزیونی امام پس از انجام رفراندم جمهوری اسلامی
بسم الله الرحمن الرحیم
خداوند تعالی وعده فرموده است که مستضعفین ارض را به امید خودش و توفیق خودش بر مستکبرین غلبه دهد و آنها را امام قرار دهد. وعده خداوند تعالی نزدیک است. من امیدوارم که ما شاهدین وعده باشیم و مستضعفین بر مستکبرین غلبه کنند، چنانچه تاکنون غلبه کردند. تاکنون این راهی را که پیمودیم برای تبعیت از اسلام و احکام اسلام بوده است و اسلام را ما باید به علام معرفی کنیم. اگر چنانچه آنطور که اسلام است به عالم معرفی بشود، عالم توجه به اسلام پیدا کند. متاع مسلمین، متاع ذیقیمتی است لکن باید عرضه بشود.
من از عموم ملت ایران تشکر می کنم که در این رفراندم شرکت کردند و رأی قاطع خودشان را که باید گفت صد در صد پیروزی بوده است و رأی داده شده است، به طور قاطع رأی خودشان را دادند و به جمهوری اسلامی هم رأی دادند، چنانچه قبلاً هم این رأی را داده بودند. ما احتیاجی نمی دیدیم در این مسأله رفراندم، لکن چون برای قطع بعضی حرف و بهانه ها بنابراین شد که رفراندم بشود و بهانه گیرها فهمیدند به اینکه مسأله آنطور که خیال می کردند نیست و ملت با اسلام است، ملت با روحانیت اسلام است، ملت می خواهد که قرآن کریم در ایران عمل بشود و بحمدالله با شوق و شعف و شور و عشق همه اقشار ملت در سرتاسر ایران رأی خودشان را به جمهوری اسلامی دادند و نه چیزهای دیگر. جمهوری اسلام است که می تواند همه مقاصد ایرانی را انجام دهد. جمهوری اسلام است که احکام مترقی او بر تمام احکامی که در سایر قشرها و سایر مکتب هاست تقدم دارد.
ما می بینیم که مدعیان دموکراتیک و دموکراسی صحبت می کنند، ادعا می کنند لکن مکتب های آنها در شرق یک نحو است و در غرب یک نحو. در شرق با دیکتاتوری عظیم مردم آنجا مصادف هستند و در غرب هم همین طور. ما می بینیم که بعضی از اشخاص که ادعا می کنندکه ما حقوق بشر را ملاحظه می کنیم و جمعیت های حقوق بشر در طول این 50 سال که دولت غاصب پهلوی و پسر پهلوی بر این ملت غلبه کرد و بر این ملت با غصب، تمام چیزهای ملت را برد، در طول این 50 سال جوانان ما در زندان ها بسر بردند و چه بسا جوانانی ما داشتیم که در حبس پای آنها را اره کردند و آنها را روی تاوه ها بو دادند و تا آن زمان آخر هم اینها در حبس و شکنجه بودند. دژخیمان شاه سابق آنها را از هستی ساقط کردند و این مدعیان همراهی با حقوق بشر در این طول مدت ندیدیم که یک صحبتی
صحیفه نور جلد 5 صفحه 236
بکنند، یک استنکاری بکنند. ما دیدیم که رئیس جمهور آمریکا با این شاه سابق ظالم بدبخت همراهی می کرد و پشتیبانی می کرد. پشتیبانی از دژخیمی که تمام هستی ما را به باد داد و ندیدیم که مدعیان جامعه حقوق بشر استنکار کنند بر رئیس جمهور آمریکا، لکن حالا که این دژخیمان به دام ملت افتاده اند و ملت خواهد از آنها انتقام بکشد فریاد و ابشرای اینها بلند شده است. نمی توانم من جز این بدانم که اینها دست نشانده دژخیمان هستند. اینها دست نشانده ابرقدرت ها هستند، نه اینکه اینها برای حقوق بشر فعالیت می کنند. من توقع این را داشتم که جامعه حقوق بشر اگر راست می گوید و طرفدار حقوق بشر است به ما اعتراض کند که اینها را چرا نگاه داشتید. این دژخیمان را باید همان روز اول کشته باشیم، نه اینکه آنها را ما نگاه داشتیم و در زندان ها الان هستند و حبس های ما هم مثل حبس های سابق نیست. حبس هائی است که در آنها اشخاص به هیچ وجه مورد اهانت حتی نیستند. اینها به ما اعتراض می کنند که چرا اینها را محاکمه کردید، اصلاً معنی ندارد محاکمه مجرم، محاکمه مجرم یک امری است که مخالف با حقوق بشر است. حقوق بشر اقتضا می کند که ما آنها را همان روز اول کشته باشیم برای اینکه مجرمند و معلوم است که اینها مجرم هستند. آن که باید برای او وکیل گرفت، آن که باید به ادعای او گوش کرد او متهم است نه مجرم. اینها متهم نیستند بلکه مجرم هستند.اینها اشخاصی بودند که در خیابان ها مردم را کشته اند، زجر دادند و همه ذخائر ما را از بین برده اند. آیا آنهائی که در خیابان های شهرهای مختلف ایران کشته شدند اینها بشر نبودند؟ اینها حقوق ندارند؟ آیا مدعیان طرفداری از حقوق بشر نسبت به اینها که کشته شدند چرا طرفداری نمی کنند؟
چرا به ما اشکال می کنند که شما چرا دژخیمان را می کشید؟ ما در عین حال که اینها را مجرم می دانیم و باید فقط هویت آنها ثابت بشود و باید آنها را همین که هویتشان ثابت شد کشت. نصیری همین که هویتش ثابت شد که نصیری است باید کشت معذلک او را چند روز نگه داشتند محاکمه کردند و اقرارات او را ثابت کردند و او را کشتند. آیا جامعه حقوق بشر تصور نمی کند که مجرم را باید کشت برای حقوق بشر؟ برای اینکه حق خواهی کنیم از بشر؟ بشرهائی که اینها کشتند، زجر دادند و از بین بردند. ما اینها را معذلک محاکمه می کنیم و محاکمه کردیم و لکن اعتقاد ما این است که مجرم محاکمه ندارد و باید کشت لکن من متأسفم از اینکه باز غربزدگی در ماها هست و ما ترس از این داریم که مبادا در روزنامه های غرب چیزی بنویسند و مثلاً مجلات غرب یک کلمه ای بنویسند. آنها التبه با عدل و انصاف مخالفند و آنها موافق حقوق بشر نیستند. آنها حقوق اشخاص ابرقدرت را حفظ می کنند به اسم حقوق بشر. در هر صورت ما بحمدالله در این رفراندم فاتح شدیم و حرف هائی که در مجلات خارج نوشته شد و چیزهائی که گفته شد همه باطل از کار در آمد و بحمدالله ملت ما قریب به صددرصدرأی به جمهوری اسلامی دادند و از این به بعد بر عهده ملت است که این جمهوری اسلامی را پیاده کند.
در جمهوری اسلامی باید تمام مسائل که در ایران هست متحول بشود. در جمهوری اسلامی باید دانشگاه ها متحول بشود. دانشگاه های پیوسته، به دانشگاه های مستقل متبدل بشود. فرهنگ ما باید
صحیفه نور جلد 5 صفحه 237
متبدل بشود. فرهنگ استعماری، فرهنگ استقلال بشود. دادگستری ما باید متحول بشود. دادگستری غربی، به دادگستری اسلامی متبدل بشود. اقتصاد ما باید متحول بشود. اقتصاد وابسته، به اقتصاد مستقل متبدل بشود. تمام چیزهائی که در حکومت طاغوت بود و به تبع اجانب در این مملکت ضعیف، در این مملکت زیر دست پیاده شده بود، با استقرار حکومت اسلامی و جمهوری اسلامی تمام اینها باید زیرورو بشود و باید مردمان خودشان را اصلاح بکنند و باید اشخاصی که ظالم هستند و به زیردستها ظلم کردند، باید آنها دیگر ظلم نکنند. طبقات مختلف به طبقات پائین ظلم نکنند. باید حق فقرا، حق مستمندان داده بشود. تمام اینها باید در جمهوری اسلامی عمل بشود و ملت وظیفه دارد که در جمهوری اسلامی پشتیبانی از دولت ها بکند که به خدمت ملت هستند. اگر دولتی را دید که خلاف می کند، ملت باید به او تودهنی بزند. اگر چنانچه دستگاه جابری را دید که می خواهد به آنها ظلم کند، باید از او شکایت کنند و دادگاه ها باید دادخواهی بکنند و اگر نکردند، خود ملت باید دادخواهی بکند، برود توی دهن آنها بزند. در جمهوری اسلامی ظلم نیست و در جمهوری اسلامی اینطور مسائلی که زورگوئی باشد نیست. فقیر و غنی، نمی تواند طبقه غنی بر طبقه فقیر زور بگوید، نمی تواند استثمار بکند، نمی تواند آنها را با اجر کم وادار به عمل های زیاد بکند. باید مسائل اساسی حل بشود در اینجا و پیاده بشود، باید مستضعفین را حمایت بکنند. باید مستضعفین تقویت بشوند، زیر و رو بشوند. مستکبر باید مستضعف بشود و مستضعف باید مستکبر بشود، نه مستکبر به آن معنی بلکه همه باید با هم برادروار در این مملکت همه با هم باشند.
و من به همه اقشار ملت، به تمام عرض می کنم که در اسلام هیچ امتیازی بین اشخاص غنی و اشخاص غیر غنی و اشخاص سفید و سیاه، اشخاص مختلف، سنی و شیعه، عرب و عجم و ترک و غیر ترک به هیچ وجه امتیازی ندارند. قرآن کریم امتیاز را به عدالت و به تقوا دانسته است، کسی که تقوا دارد امتیاز دارد، کسی که روحیات خوب دارد امتیاز دارد اما امتیاز به مادیات نیست، امتیاز به دارائی ها نیست. باید این امتیازات از بین برود و همه مردم مساوی هستند با هم و حقوق تمام اقشار به آنها داده می شود. همه با هم مساوی هستند. اقلیت های مذهبی حقوقشان رعایت می شود. اسلام برای آنها احترام قائل است، برای همه اقشار احترام قائل است. کردها و سایر دستجاتی که هستند و زبان مختلف دارند، اینها همه برادران ما هستند و ما با آنها هستیم و آنها با ما هستند و همه اهل یک ملت و اهل یک مذهب هستیم و من امیدوارم در جاهای مختلفی که در ایران بعضی عناصر مفسده جو رفتند و آنجا تبلیغات سوء می کنند و مردم بیچاره را وادار می کنند به اینکه شلوغ کنند و برادر کشی بکنند، خود مردم بیدار بشوند و نگذارند این خائنین این قبیل کارها را انجام دهند. ما همه برادر هستیم. ما با اهل سنت برادر هستیم و ما نباید آقائی کنیم، نباید حقوق بعضی ها را ملاحظه نکنیم. ما در حقوق مساوی هستیم و قانون هم که انشاءالله بعد به تصویب ملت می خواهد برسد، در قانون هم همه اقشار حقوقشان ملاحظه شده است و اقلیت های مذهبی، نسوان و دیگر اقشار همه حقوقشان ملاحظه شده است و هیچ فرقی مابین گروه و گروهی در اسلام نیست فقط به تقوا و به اتقاء به علی الله تعالی
صحیفه نور جلد 5 صفحه 238
فرق است.
و ما امیدواریم که خداوند تعالی به ما توفیق بدهد که تا حالا که رساندیم مطلب را به اینجا و جمهوری اسلامی را اعلام کردیم و من اعلام می کنم جمهوری اسلامی را و این روز را روز عید می دانم و امیدوارم که هر سال روز دوازدهم فروردین، روز عید ملت ما باشد که رسیدند به قدرت ملی و خودشان سرنوشت خودشان را به دست خواهند گرفت. ما به همه ملت تبریک عرض می کنیم و من امروز را بر ملت عزیز خودمان، به همه اقشار تبریک عرض می کنم. مبارک باد بر شما این عید. مبارک باد بر شما این جمهوری اسلامی. لکن همه مکلفیم که احکام اسلام را مراعات کنیم. باید بازار ما بازار اسلامی باشد. بازار ما از بی انصافی باید شستشو بشود. باید دولت و همه دولت هائی که بعدها می آیند همه روی موازین اسلامی باشد، وزارتخانه ها روی موازین اسلامی باشند، ادارات دولتی روی موازین اسلامی باشند. باید مملکتی که رنگ طاغوت دارد مبدل بشود به مملکتی که رنگ الله دارد. باید مملکت طاغوتی به مملکت الهی تبدیل بشود.
ما باک نداریم که در غرب به ما صحبتی بکنند و کسانی که ادعا می کنند که ما حقوق بشر را مراعات می کنیم به ما اشکال بکنند. ما باید روی میزان عدل رفتار کنیم. ما بعد به آنها خواهیم فهماند که معنی دموکراسی چیست. دموکراسی غربی اش فاسد است، شرقی اش هم فاسد است، دموکراسی اسلامی صحیح است و ما بعدها اگر توفیق پیدا بکنیم به شرق و غرب اثبات می کنیم که این دموکراسی که ما داریم، این دموکراسی است، نه آنکه شما دارید و طرفدار سرمایه دارهای بزرگ هستید و نه اینکه آنها دارند و طرفدارهای ابرقدرت هستند و همه مردم را در اختناق عظیم گذاشتند.
در اسلام اختناق نیست. در اسلام آزادی است برای همه طبقات، برای زن، برای مرد، برای سفید، برای سیاه، برای همه. مردم از این به بعد باید از خودشان بترسند، نه از حکومت، از خودشان بترسند که مبادا خلاف بکنند. حکومت عدل از خلاف ها جلوگیری می کند، جزا می دهد. ما از خودمان باید بترسیم که خلاف نکنیم والا حکومت اسلام خلاف نخواهد کرد. دیگر قضیه سازمان امنیت در کار نیست، زجرهای سازمان امنیت دیگر در کار نیست. دیگر نمی توانند پاسبان ها به ما زور بگویند و به ملت ما زور بگویند. دیگر دولت نمی تواند به ملت زور بگوید. دولت در حکومت اسلامی در خدمت ملت است، باید خدمتگزار ملت باشد و ملت اگر چنانچه نخست وزیر هم یک وقت ظلم کرد، به دادگاه ها شکایت می کند و دادگاه ها او را به دادگاه می برند و جرم او اگر ثابت شد به جزای اعمالش می رسد.
این دیگر آنطور نیست که در اسلام بین نخست وزیر و بین غیر نخست وزیر فرق داشته باشد. خلیفه مسلمین در صدر اسلام با اهل ذمه ای که با هم یک مخالفتی داشتند، در محضر قاضی حاضر شد و قاضی حکم داد و سر به اطاعت گذاشت. اسلام اینطور است، اسلام طوری نیست که برای طبقه ای یک بالائی قائل باشد ولی برای طبقه دانشمندان البته متقی، مرتبه بالاتر است برای اینکه مرتبه انسانیتشان بالاتر است. اسلام به انسانیت انسان ارج می گذارد. انسانیت انسان به علم و تقواست، به
صحیفه نور جلد 5 صفحه 239
دانشمندی و تقواست. کسی که علم و تقوا دارد، این به دیگران مقدم است و کسی که هر چه هم دارائی داشته باشد ولی تقوا نداشته باشد، ابدا در اسلام ارجی ندارد. در هر صورت من از عموم ملت می خواهم که خودشان را متحول کنند، روحیاتی که در زمان طاغوت داشتند متحول کنند به روحیات اسلامی.
الآن ما در ایران بسیاری از مستمندان داریم، بسیاری از اشخاص داریم که در این قضایا از هستی ساقط شدند، باید اشخاصی که دارا هستند به آنها کمک کنند و به مستمندان یک زندگی مرفه بدهند. دولت باید به فکر اینها باشد. ملت باید به فکر اینها باشد و باید برای آنها مسکن بسازند، برای آنها زندگی صحیح بسازند، برای کارمندها زندگی صحیح بسازند. چند روز پیش یک دسته از کسانی که دارای کارخانه بودند و رؤسای کارخانه ها بودند که آمدند آنجا، من به آنها گفتم که خود شما باید کار را اصلاح کنید، الان بروید خارج از این منزل و خودتان یک جلسه ای بکنید و با هم مشورت بکنید و با هم سرمایه بگذارید از برای اینکه کارمندان و کارگرهای این کارخانه را بر ایشان منزل درست کنید، برایشان زندگی مرفه درست کنید. اگر نکنید ممکن است خدای نخواسته یک وقت اینها عصیان بکنند و اگر عصیان کردند، دیگر ما نمی توانیم جلوی آنها را بگیریم و من به کارمندان و کارگران و سایر طبقات مستضعف انشاءالله و عده می دهم که ایران برای شما کار درست می کند، اسلام برای شما کار درست می کند، اسلام زندگی شما را مرفه میکند، اسلام برای شما منزل درست میکند. اسلام آنقدری که در فکر مستمندان است در فکر دیگران نیست . و من از خدای تبارک و تعالی در این روز عید که روز پیروزی ملت ماست توفیق همه مسلمین را خواستارم و من امیدوارم که دیگر ممالک اسلامی با هم متحد بشوند و دست طاغوت ها را از ممالک خودشان قطع بکنند.