پاسخ به:صحیفه نور امام خمینی
شنبه 2 اردیبهشت 1396 9:43 PMمصاحبه امام خمینی با خبرنگار تایمز لندن
تاریخ: 1357/10/18
مصاحبه امام خمینی با خبرنگار تایمز لندن
سؤال: مایلم که قدری درباره دوران کودکی شما و شغل شما در آن زمان بدانم و شاید هم مختصری از دوران طفولیت شما و طریقی که از آن طریق به اعتقاد کنونی راه یافتید. کیفیت ها و ارزش هائی که برای شما مهم بوده و هستند چیست؟ و به عنوان یک مسیحی درباره فرهنگ شما زیاد نمی دانم از این رو اولین سؤالم این است که اعتقادات شما چیست؟ کجا و چگونه این اعتقادات را فرا گرفتید؟ و چگونه آنها را عمل می کنید؟ و به عنوان سؤالی تکمیلی لطفاً مختصری از شرح کار خود را بیان کنید.
جواب: زندگی شخصی من هم مانند همه افراد حادثه ای است جزئی از تمام حوادثی که در جهان می گذرد که نیازی به شرح و توضیح آن نمی بینم ولی اعتقادات من و همه مسلمین همان مسائلی است که در قران کریم آمده است و یا پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) و پیشوایان بحق بعد از آن حضرت بیان فرموده اند که ریشه و اصل همه آن عقاید که مهمترین و با ارزشترین اعتقادات ماست، اصل توحید است. مطابق این اصل ما معتقدیم که خالق و آفریننده جهان و همه عوالم وجود و انسان، تنها ذات مقدس خدای تعالی است که از همه حقایق مطلع است و قادر بر همه چیز است و مالک همه چیز. این اصل به ما می آموزد که انسان، تنها در برابر ذات اقدس حق باید تسلیم باشد و از هیچ انسانی نباید اطاعت کند مگر اینکه اطاعت او اطاعت خدا باشد. براین اساس هیچ انسانی هم حق ندارد انسان های دیگر را به تسلیم در برابر خود مجبور کند و ما از این اصل اعتقادی، اصل آزادی بشر را می آموزیم که هیچ فردی حق ندارد انسانی و یا جامعه و ملتی را از آزادی محروم کند، برای او قانون وضع کند، رفتار و روابط او را بنا به درک و شناخت خود که بسیار ناقص است و یا بنا به خواسته ها و امیال خود تنظیم نماید و از این اصل ما نیز معتقدیم که قانونگزاری برای پیشرفت ها در اختیار خدای تعالی است، همچنان که قوانین هستی و خلقت را نیز خداوند مقرر فرموده است و سعادت و کمال انسان و جوامع، تنها در گرو اطاعت از قوانین الهی است که توسط انبیا به بشر ابلاغ شده است و انحطاط و سقوط بشر به علت سلب آزادی او و تسلیم دربرابر سایر انسان هاست. بنابراین انسان باید علیه این بندها و زنجیرهای اسارت و در برابر دیگرانی که به اسارت دعوت
صحیفه نور جلد 4 صفحه 167
می کنند قیام کند و خود و جامعه خود را آزاد سازد تا همگی تسلیم و بنده خدا باشند و از این جهت است که مقررات اجتماعی ما علیه قدرت های استبدادی و استعماری آغاز می شود و نیز از همین اصل اعتقادی توحید ما الهام می گیریم که همه انسان ها در پیشگاه خداوند یکسانند، او خالق همه است و همه مخلوق و بنده او هستند، اصل برابری انسان ها و اینکه تنها امتیاز فردی نسبت به فرد دیگر بر معیار و قاعده تقوا و پاکی از انحراف و خطاست. بنابراین با هر چیزی که برابری را در جامعه بر هم می زند و امتیازات پوچ و بی محتوائی را در جامعه حاکم می سازد باید مبارزه کرد. البته این آغاز مساله است میان یک ناحیه محدود از یک اصل و اصول اعتقادی که برای توضیح و اثبات هر یک از بحث های اسلامی دانشمندان در طول تاریخ اسلام کتاب ها و رساله های مفصلی نوشته اند.
سؤال: می خواهم که توانائی آن را بیابم تا این تناقض مشهود بین نقش شما به عنوان یک رهبر مذهبی و نقشی را که به عنوان محور مخالفین به عهده دارید توجیه کنم. رژیم شاه چگونه منجر به تبعید شما گردیده؟ و دولت های این رژیم چه کرده که شما را به مخالفت وا داشته است؟ من شما را به عنوان صخره می بینم که مستحکم در میان حوادث کوبنده ایستاده اید. پایگاهی هستید در میان حوادث گذرا و از این رو من فکر نمی کنم که صحیح باشد که شما را به عنوان یک شخصیت انقلابی توصیف کنم. اهمیت شخص شما در حوادثی که می گذرد چه اندازه است؟ و فکر می کنید چه اندازه نفوذ شخصی بر این حوادث داشته باشید؟
جواب: اگر شما بتوانید مفهوم مذهب را در فرهنگ اسلامی ما درک و دریافت کنید، به روشنی خواهید دید که هیچ گونه تناقضی بین رهبری مذهبی و سیاسی نیست، بلکه همچنان که مبارزه سیاسی بخشی از وظایف و واجبات دینی و مذهبی است، رهبری و هدایت کردن مبارزات سیاسی گوشه ای از وظایف و مسئوولیتهای یک رهبر دینی است. کافی است شما به زندگی پیامبر بزرگ اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) و نیز زندگی امام علی علیه السلام نگاه کنید که هم یک رهبر مذهبی ماست و هم یک رهبر سیاسی و این مساله در فرهنگ شیعه از مسائل بسیار روشن است و هر مسلمان شیعی وظیفه یک رهبر مذهبی و دینی می داند که در سرنوشت سیاسی و اجتماعی جامعه مستقیماً دخالت کند و هدایت و نقش تعیین کننده خود را انجام دهد. مفهوم مذهب و رهبر مذهبی در فرهنگ اسلامی بسیار تفاوت دارد از مفهوم آن در فرهنگ شما که مذهب صرفاً یک رابطه شخصی و معنوی است بین انسان و خدا. از این رو مذهب اسلام از هنگام ظهورش متعرض نظام های حاکم در جامعه بوده است و خود دارای سیستم و نظام خاص اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی است که برای تمامی ابعاد و شؤون زندگی فردی و اجتماعی قوانین خاصی وضع دارد و جز آن را برای سعادت جامعه نمی پذیرد. مذهب اسلام همزمان با
صحیفه نور جلد 4 صفحه 168
اینکه به انسان می گوید که خدا را عبادت کن و چگونه عبادت کن، به او می گوید چگونه زندگی کن و روابط خود را با سایر انسان ها باید چگونه تنظیم کنی و حتی جامعه اسلامی با سایر جوامع باید چگونه روابطی را برقرار نماید. هیچ حرکتی و عملی از فرد و یا جامعه نیست مگر اینکه مذهب اسلام برای آن حکمی مقرر داشته است. بنابراین طبیعی است که مفهوم رهبر دینی و مذهبی بودن، رهبری علماء مذهبی است در همه شؤون جامعه، چون اسلام هدایت جامعه را در همه شوون و ابعاد آن به عهده گرفته است. و اما اینکه چرا امروز تمامی علماء مذهبی علیه رژیم شاه و دولت های او قیام کرده اند بسیار واضح است. امام علی (علیه السلام) می گوید: خداوند از دانشمندان پیمان گرفته است که بر سیری ستمگر و گرسنگی مظلوم سکوت نکنند. و این شاه ستمگر و دارودسته اوست که با همه فقر طاقت فرسای مردم ما، میلیاردها دلار ثروت کشور را به خود اختصاص داده است. و نیز اگر بدعت ها در دین ظاهر شود، بر علماست که دانش خود را آشکار کنند و نگذارند فریب ها و نیرنگ ها و دروغ بدعت گذاران در دین و در مردم اثر کند و باعث انحراف شود.
این شاه است که با انواع دروغ ها و حیله ها هم دین خدا را تحریف کرده و خواسته های شیطانی خود و اربابانش را به عنوان قوانین منطبق با اسلام، بر ملت مظلوم ایران تحمیل می کند و همه حقایق و واقعیات را وارونه جلوه می دهد. بر علماء دینی و مذهبی است که چهره واقعی او را به ملت معرفی کنند. مثلاً ببینید شاه کشاورزی ما را نابود کرده و کشور را در مواد غذائی وابسته به خارج نمود و هنوز هم به اصلاحات ارضی خود افتخار می کند. آیا این یک تحریف نیست؟ و یا مثلاً نفت ایران را تا آنجا که می تواند استخراج می کند و با پول آن برای اجانب پایگاه نظامی تاسیس می کند و یا به بهانه صنعتی کردن کشور، صنایع مونتاژ، آن هم اکثراً با سرمایه های خارجی و بدون هماهنگی با شرایط اقتصادی کشور، ایران را بازار مصرف اجناس تجملی خارج ساخته و از این طریق ثروت کشور را به هدر می دهد و بعد ادعای مدرنیزه کردن کشور را دارد و صدها تحریف و خیانت دیگر که بر هر مسلمانی و در درجه اول بر علماء دینی و مذهبی واجب است که قیام کنند و خود و ملت را از این ستمگری ها نجات دهند.
سؤال: درباره موقعیت کنونی که باید اقرار کنم که ممکن است خیلی سریع پیش از آنکه من بتوانم شاهد آن باشم تغییر کرده باشد، نخست وزیر جدید از شما دعوت کرده است به ایران برگردید، در تحت چه شرایطی شما چنین خواهید کرد؟
جواب: نخست وزیر هر دولتی که با وجود شاه به سرکار بیاید غیر قانونی است و از نظر ملت ایران اعتبار ندارد و بازگشت من به ایران متوقف بر این است که در انجا بهتر بتوانم به وظائفم در
صحیفه نور جلد 4 صفحه 169
زمینه خدمت به اسلام و نهضت اسلامی ملت ایران عمل کنم و دعوت یا عدم دعوت آنان در تصمیم من هیچ گونه نقشی ندارد.
سؤال: شما از کارکنان صنعت نفت خواسته اید که تولید نفت را متوقف کنند، آیا این خواسته شما با یک پاسخ رضایت بخش مواجه شده؟
جواب: بله، طبق گزارشات حتی یک قطره نفت هم استخراج نمی شود و بعد ما برای تامین مصرف داخلی هیاتی اعزام نمودیم، به این مساله رسیدگی کردیم و عده ای از کارکنان را برای تامین همین مقدار دعوت کردند که به سرکار خود برگردند.
سؤال: آیا نگران این نیستید که مردمی که با انگیزه سیاسی وارد این نهضت شده اند در پس آنچه که شما به خاطرش قیام کرده اید پنهان شده و از موقعیت شما برای مقاصد خود استفاده کنند؟
جواب: امروز هر کس کمی مطالعه در ماهیت نهضت ایران کند خواهد دید که نهضتی است صد درصد اسلامی و هر کس بخواهد در این حرکت شرکت کند باید خود را با آن تطبیق دهد که در غیر این صورت مطرود ملت خواهد بود. البته اشخاصی هم هستند که علیه شاه مبارزه می کنند و مسلمان هم نیستند ولی تعداد آنان خیلی کم است.
سؤال: آیا هیچ گونه شرایطی وجود خواهد داشت که شما در تحت آن بتوانید وجود شاه را و یا جانشینان وی را بر تخت قبول کنید؟
جواب: با وجود شاه و جانشینانش هیچ راه حلی برای بحران ایران وجود ندارد و شاه جز کنار رفتن چاره ای ندارد.
سؤال: چه نوع حکومتی را مایلید در ایران ببینید؟ آیا شما خواستار چنین حکومتی هستید که اکنون در ایران روی کار آمده و یا مایلید در چنین حکومتی شرکت کنید؟
جواب: ما جمهوری اسلامی را اعلام کرده ایم و ملت با راهپیمائی های مکرر به آن رأی داده است، حکومتی است متکی به آراء ملت و مبتنی بر قواعد و موازین اسلامی.
سؤال: و بالاخره درباره آینده فکر می کنید چه اتفاقی خواهد افتاد؟ آیا جنگ داخلی راه حل کم
صحیفه نور جلد 4 صفحه 170
ضررتر خواهد بود؟ و آیا واقعاً احتمال صلح وجود دارد؟ وقتی که زندگی در ایران به حالت عادی برگردد، زندگی یک فرد متوسط را چگونه مجسم می کنید؟ امید شما و آنچه که می خواهید بدان برسید چیست؟ و آیا به چنین چیزی در خارج از ایران نائل خواهید آمد؟
جواب: به خواست خدای تعالی ملت ایران راه خود را یافته و به پیش می رود و ما معتقدیم که پس از پیروزی ملت با اجراء قوانین اسلامی جامعه ای بوجود آید که الگو و نمونه باشد برای ملت های جهان، برای نجات و سعادت خود. جنگ داخلی صورت نخواهد گرفت. دیر یا زود ارتش به ملت خواهد پیوست و اصولاً به غیر از تنی چند از ارتشیان بقیه معتقد به راه ملت هستند و من از طرز تفکر خیلی از آنان آگاهی دارم. بارها سیاسیون ایران مرا از ارتش بیم داده ولی آنان اشتباه می کنند برای آنکه جو کاذب بوجود آورده اند.
سؤال: اگر چپی ها از نارضایتی های عمومی استفاده کنند و قدرت را تصاحب کنند آیا شما فکر می کنید بتوانید که چنان اثری روی آنها بگذارید که آنچه را که شما برایش ارزش قائلید رعایت کنند؟ و آیا با توجه به اینهمه که شما باید به انجام برسانید آرزو نمی کردید که مرد جوانتری بودید؟
جواب: چنین چیزی در ایران امکان ندارد. در یک کشور مسلمان که مردم آن به نام قرآن و به خاطر خدا خون می دهند ممکن نیست حکومتی سرکار آید که از اول پرچم ضد خدا و ضد اسلام را در دست گرفته است. شاه با همه ریاکاری ها و تظاهر به اسلام بالاخره چهره واقعی او آشکار شد و ملت او را عقب راند. ملت ایران از نظر ایمان و عقیده محتاج نیست تا به مکتب های ضد خدائی پناه ببرد. ملت ایران خواستار عدالتند و آزادی و استقلال و معتقدند جز در سایه اسلام و با قوانین اسلام به آن نمی رسند. اگر از چندین بچه ای که به علت نداشتن تجربه به چپ گرایش پیدا کرده اند بگذریم، چپ به معنی واقعی اش در افراد روشنفکر که از جامعه ایران شناخت داشته باشند وجود ندارد. در ایران اسلام حاکم است و بس.
سؤال: شما نقش و وظیفه خودتان را در شرایط فعلی چه می بینید؟
جواب: ما نقش هدایت داریم، همیشه همین نقش بوده است. مسائلی را که می بینیم مفید است برای ملت ایران طرح می کنیم چیزهائی را که مضر است نفی می کنیم و کوشش می کنیم برای پیشبرد مقاصد اسلامی.
صحیفه نور جلد 4 صفحه 171
سؤال: آیا آماده هستید که برای جهاد مسلحانه فرمان بدهید، اگر تمام راه ها بسته شود؟
جواب: اگر تمام راه ها بسته شود، مورد مطالعه قرار خواهیم داد ولی با شناختی که من از ارتش دارم به این مرحله نخواهد رسید.
سؤال: شما شخصاً به واسطه رژیم شاه رنج های بسیار برده اید، تبعید شده اید، زندانی دیده اید، پسرتان به نحو اسرارآمیزی کشته شده است، آیا با تمام اینها شما هیچ خصومت شخصی ای در مورد شاه احساس می کنید؟
جواب: ابداً. من به هیچ وجه احساس خصومت شخصی با شاه ندارم. برای مبارزه نه شخص خودم مطرح است و نه پسرم و من هیچ گاه احساس ناراحتی شخصی از او نکرده ام من برای خیانت هائی که شاه در این 50 سال کرده، جنایاتی که به ملت من وارد کرده مخالفم.
سؤال: شما از (ملت من) صحبت می کنید و واقعیت اینست که شما رهبر این حرکت عظیم شده اید، آیا شما نگران این نیستید که سیاسیون ممکن است از این موقعیت استفاده کنند و سعی کنند که در پس پرده از شما سوء استفاده کنند و پس از پایان یافتن مساله ظاهر شوند و بهره برداری کنند؟
جواب: ما تا بتوانیم کوشش می کنیم که مسائل را خودمان حل کنیم و آنچه در اختیار داریم عمل می کنیم و ملت هم پشتیبان ماست. امیدوارم که آنانی که امروز و یا این روزها مبارز شده اند، واقعاً معتقد به مبارزه شده باشند و فرصت طلب نباشند. البته در هر مبارزه، آن هم مبارزه ایران که دامنه اش بسیار وسیع است فرصت طلبان در آینده کارهائی می کنند که امروز نمی توانند انجام دهند ولی ملت ما به امید خدا بعد از پیروزی دیر یا زود همه را سر جایشان می نشاند، انشاء الله.