زمانیکه رحلت رسول خدا(ص) نزدیک شد، و به روایت بحر المصائب حضرت امیر المومنین و فاطمه الزهراء و حسن و حسین (ع) هر یک خوابی دیدند که بر رحلت رسول خدا(ص) و دلالت داشت، در این هنگام صدا به ناله و شیون بلند کردند.  در آن حال حضرت زینب کبری به خدمت رسول خدا (ص) آمد، عرض کرد یا رسول الله یا جداه دیشب خواب هولناکی دیدم:  کانی بریح عاصفه انبعثت و اسودث الدنیا و ما فیها و اظلمتها و حرکتنی من جانب فرایت شجرة فتعلقت بها من شدظ الریح قد قلعتها و القتها علی الارض ثم تعلقت علی غض قوی من اغصان تلک الشجرة فقطعتها ایضا ثم تعلقت بفرع آخر فکسرته.  ایضاً فتعلقت علی فرعین متصلین من فروعها فکسرتهما ایضاً فاستقیضت من نومی هذه.  یا جدا دیشب در عالم رویا دیدم باد سختی وزیدن گرفت به طوری که دنیا را تاریک و ظلمانی کرد و من از شدت و سختی آن باد به این طرف و آن طرف می افتادم در این هنگام درخت بزرگی به نظرم آمد، خود را به آن درخت چسبانیدم، ناگهان درخت از شدت وزیدن باد آن درخت از ریشه کنده شد من خود را به یک شاخه محکمی آویختم باد آن شاخه را در هم شکست به شاخه دیگر معلق شدم، آن شاخه هم شکست در آن حال به دو شاخه که به هم اتصال داشت خود را به آن چسبانیدم از شدت وزیدن باد آن دو شاخه هم در هم شکست و نابود گردید من وحشت زده از خواب بیدار شدم.  رسول خدا(ص) از شنیدن این خواب سیلاب اشک از دیده مبارکشان باریدن گرفت و به سختی گریست و خواب را کاملاً تعبیر نمودند و فرمود: ای نور دیده آن درخت بزرگ جد تو است که عن قریب تند باد اجل او را از پای بدر آورد، و آن شاخه که نخست به آن علاقه جستی مادر تو است، و آن شاخه دیگر پدر تو است، و آن دو شاخه دیگر دو برادر تو حسن و حسین می باشند که در مصیبت ایشان دنیا تاریک شود و تو در مصیبت آنها جامعه سیاه می پوشی.  با رحلت پیامبر اکرم (ص) اولین مصیبتی بود که به ام المصائب حضرت زینب (ع) رسید و از آن روز خود را مستعد بلا گردانید 1 .