مى‏بينيد كه ما براى كار كردن، هنوز خيلى جا داريم. براى ابتكار، براى جمع كردن نيروهاى خوب و كارآمد و به كار گرفتن استعدادهاى درست، خيلى جا داريم. ... عين همين را حتى وزارت ارشاد و بخشهاى به حسب ظاهر غير صنعتى و غير توليدى دارند. فرض كنيد وزارت ارشاد، مسئله‏ى مسافر و جهانگرد و آمدن و رفتن و امثال اينها را دارد. كشورهايى در دنيا هستند كه اصلاً از اين طريق زندگى مى‏كنند؛ يعنى همين كارى را كه ما با نفتمان مى‏كنيم، آنها با نمايش دادن مى‏كنند. ما چينى‏هاى ته صندوقمان را در مى‏آوريم؛ دانه دانه مى‏فروشيم و پولش را مى‏خوريم! آنها اين چينى‏ها را پشت ويترين مى‏گذارند؛ مردم مى‏آيند و تماشا مى‏كنند؛ همان پول را از اين طريق به دست مى‏آورند.