جمهورى اسلامى آن هندسه‏ى معيوب را ندارد؛ بعكس، يك نوع حالت مركزگريزى و دور از مركزگرايى در طبيعت جمهورى اسلامى هست. ممكن است به‏طور قهرى در مواردى از اين طبيعت تخلف بشود؛ اما طبيعت دستگاه و برنامه‏ريزى دستگاه، همان است. هنوز از پيروزى انقلاب دو ماه نگذشته بود كه امام‏بزرگوار به بنده مأموريتى دادند و من را به بلوچستان فرستادند و گفتند چون‏شمانسبت به مسائل بلوچستان سابقه داريد، به آن‏جا برويد و به وضع محروميت آن منطقه برسيد؛ اين اولين نشانه‏ى يك حركت بود؛ در حالى كه امام به‏بلوچستان نرفته بودند! اين حالتى است كه از طبيعت دستگاه مى‏جوشد. شما سراغ جاهاى محروم برويد.