توطئه طلحه وزبیر
شنبه 18 دی 1389 10:06 PMطلحه و زبیر به نزد امیرالمؤ منین آمدند و گفتند:
اجازه سفر به مكه مى خواهیم تا اعمال حج عمره به جاى آوریم .
امیرالمؤ منین علیه السلام فرمود:
حتما نیت دیگرى غیر از عمره در سر مى پرورانید. خوب مى دانم در خاطر چه اندیشه اى دارید، از اول به شما گفتم ، كه مرا رغبتى در خلافت نیست . خلافت را به شما پیشنهاد كردم ، قبول نكردید و سوگند خوردید كه اختلاف ایجاد نمى كنید، و عهد و پیمان نمى شكنید. اما اینك نقشه و اندیشه دیگرى دارید، مى گوید براى عمره به مكه مى روید، خداى تعالى از ضمیر شما بهتر آگاهى دارد، هر كجا مى خواهید بروید،اما گرد فتنه نگردید.
آن دو از نزد امیرالمؤ منین على علیه السلام بیرون آمدند و به جانب مكه حركت كردند عبدالله عامر كه پسر خاله عثمان بود آنان را همراهى مى كرد و گفت : حیله اى نیكو اختیار كردید، بشارت مى دهم كه به مقصد خود نزدیك شدید، من شما را به یكصد هزار مرد جنگى یارى مى دهم .