آیت الله مصباح یزدی:

🔶 بايد حق را شناخت، و تا آخر پاي آن ايستاد؛ حتي اگر كار به جنگ و درگيري منتهي شود. اگر پيغمبر اکرم صلوات‌الله عليه از در مصالحه با مشرکين در آمده بود، کارشان به جنگ و کشتار نمي‌کشيد. قرآن كريم خطاب به پيامبر مي‌فرمايد: وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَيدْهِنُونَ؛ مشركان منتظر بودند كه پيامبر اندكي از شعارهايش کوتاه بيايد، تا آنها هم کوتاه بيايند و با هم آشتي کنند. اگر پيامبر صلوات‌الله عليه چنين كرده بود، از جنگ‌ها و خونريزي‌ها جلوگيري شده بود؛ اما اسلام چنين اجازه‌اي را نمي‌دهد.

🔷 حتي زماني که پيغمبر اكرم و مسلمانان در نهايت سختي، ضعف و فقر به سر مي‌بردند، گروهي از ثروتمندان طائف به پيغمبر پيشنهاد کردند كه ما آماده‌ايم با شما بيعت کنيم، دست از بت‌پرستي برداريم، عبادات شما را انجام دهيم، با دشمنان شما بجنگيم و با دوستانتان مهربان باشيم؛ مشروط به اين‌كه ما را از سجده در نماز معاف كنيد! اگر پيامبر اين پيشنهاد را پذيرفته بود، آنها نيز كاملاً تحت امر آن حضرت بودند. حال، اگر هر يك از عقلاي سياست‌مدار عالم با چنين پيشنهادي مواجه شوند، چه خواهند كرد؟ مگر نه اين است كه «الصلح خيرٌ»؟! آيا در نظر شما جواب اين پيشنهاد چيزي جز اين است كه بياييد با هم آشتي کنيم، و تعامل سازنده داشته باشيم؟!

🔶 اما قرآن چه مي‌فرمايد؟ وَ لَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناكَ لَقَدْ كِدتَّ تَرْكَنُ إِلَيهِمْ شَيئًا قَلِيلاً إِذاً لَّأَذَقْنَاكَ ضِعْفَ الْحَياةِ وَضِعْفَ الْمَمَاتِ ثُمَّ لاَ تَجِدُ لَكَ عَلَينَا نَصِيرًا. خداوند مي‌دانست که در آن شرائط سخت و دشوار در دل پيامبرش چه مي‌گذرد. اما پيش از آن‌كه آن حضرت پاسخي به اين پيشنهاد بدهد، اين آيه نازل شد: وَ لَوْ لا أَنْ ثَبَّتْناكَ لَقَدْ كِدتَّ تَرْكَنُ إِلَيهِمْ شَيئًا قَلِيلاً؛ اگر ما قلبت را استوار نكرده بوديم، حتماً تو هم به سوي مشركان تمايل پيدا مي‌كردي؛ اما اگر چنين مي‌شد، ما هم در دنيا، و هم در آخرت تو را دو برابر عذاب مي‌کرديم و هيچ‌كس هم نمي‌توانست به تو کمک کند! چرا؟ زيرا در جايي كه دين دستوري دارد، هيچ‌كس حق مصلحت‌سنجي ندارد و بر سر دين نمي‌شود مصالحه کرد. مصالحه و تعامل در امور دنيوي اشكالي ندارد. هر كسي مي‌تواند از اموال خود بذل و بخشش كند؛ اما مصالحه بر سر دين معني ندارد.

🔷 خداوند در آيه ديگري نيز مي‌فرمايد: وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَينَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْيَمين‏ ثمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِينَ؛ اگر پيامبر از پيش خود يک کلمه را به ما نسبت دهد، رگ حياتش را قطع مي‌کنيم! از اين آيات مي‌توان فهميد اختلافي که خدا و پيغمبر با آن مخالف هستند، اختلافي است که به دين، معارف، احكام، ارزش‌ها و مسايل ديني ارتباط پيدا کند؛ اين امور قابل اغماض، مسامحه و مصالحه نيست.