یادش بخیر خدایا ... 
یادته اون شعر سعدی که میگفت : منّت خدای را عز و جل که طاعتش موجب قربتست و به شکر اندرش مزید نعمت هر نفسی که فرو می رود ممدّ حیاتست و چون بر می آید مفرّح ذات پس در هر نفسی دو نعمت موجودست و بر هر نعمت شکری واجب

و من پرسیدم ... که چرا انسانها رو وادار به نفس کشیدن کردی که حالا برای هر نفس و بازدمی باید شکرت بگن و منتت رو بکشن ... 

چرا باید منو به این دنیا میاوردی ... که با این همه سعی و تلاش ... حسرت زندگی مردم رو بخورم و آخر سرش هم بابته نفس کشیدن منتت بر سرم باشه ... 

احتمالا هیزم برای جهنمت کم داری ... به هر حال باید بهشتیان به کسانی فخر فروشی کنند و بهشون احساس خوبی و خوشی دست بده ... 

این تو و دنیای تو ... من نه نعمتهات رو میخوام ... و نه دوست دارم منتت بر سرم باشه ...