-چطوری حاج پروردگار؟
* خوبم! تو چطوری؟
- شکر یه نفسی که بهمون دادی هی جلو عقب می‌کنه تا ببینم کی  خراب بشه و وایسه!
* جنس ژاپنی برات انداختم؛ حالا حالاها خراب نمی‌شه! 
- می‌دونی که این چن روزه خیلی بهم فشار اومد و هیچ لبخندی هم روی لبام نیومد!
* خب چی‌کنم؟
- یه شعر بگم، دور هم بخندیم؟* باز می‌خوای چرت و پرت بگی؟
- دستت درد نکنه؛ حالا او همه حرفای خوب‌خوب، شد چرت و پرت؟
* خب! حالا قهر نکن! بگو زود کار دارم!
-

آنکس که بداند و بداند که بداند /// باید برود غاز، به کنجی بچراند

آنکس که بداند و نداند که بداند /// بهتر برود خویش، به گُوری بتپاند

آنکس که نداند و بداند و که نداند /// با پارتی و با پول، خر خویش براند

حالا اینجا رو گوش کن!

آنکس که نداند و نداند که نداند /// در پست ریاست، ابدالدهر بماند!



))))
- خوبه بابا یواش‌تر بخند آبرومونو بردی!

- عجب! بابا تو که گفتی چرت و پرته! یواش بابا! تبسم کن!
* خب حالا نمی‌خاد به من درس اخلاق بدی! ولی خودمونیم؛ عجب مملکتی داریدآ!
- ببین خدایی کردن کاری نداره‌آ! تو فقط بلدی اشک در بیاری! خب اینجوری خدایی کن! بیا جوک بگو؛ شعر بگو؛ والا!

- یه شعریم در مورد دخترا بگم و کلی بخندیم به این موجودات؟
* بگو زود 

- گر بمیرد دختری،...
* چی شد؟ چرا وایسادی؟
- راستش پشیمون شدم!

* کار دیگه‌ای نداری؟
- نه قربونت! خودت نگهدار خودت باش 
(* در پست ریاست ابدالدهر بماند بدبختا چی می‌کشن!)