پاسخ به:.ღ خــلوت با خــدا... ღ.
سه شنبه 12 بهمن 1395 5:25 PM
شب تارم زخموشي غم يارم گرفتارشد
دلم زحسرت دوست
كاسه ايي اشك وآهم پربارشد...
به كدامين سرو اين بوته عشقم مي نگرد؟
اين مدارفلك
به كدامين سوي مشقم مي نگرد؟..
بوته عشقم به شلال سرو پيچيد و روحاني شد..
باچشم عشقم
سمت وسويي برد وطوفاني شد..
باز ز غبار بوته يعشق
گلي روئيد
باد صبارقصش داد و اورا بلبلي بوئيد...
گل عشق براوج، آسمان نور را بوسيد
سرزدبه كمان آسمان..تابشي از هور نوشيد..
گفتم:اين كيست سرو بهار ناپيداي قلبم
گرفتارجلوه ي خدايي اش
كيست اين نا آشناي دردم...
سرو شنيد
زپرده درآمد و مولايم ناجي شد
قدح اشك وآهم سركشيدو
پدرم هادي(عج)شد..
تاكه عشق نمايان شد
شب وروز ناپيداشد
شدم مست همان سرو
تارو پود قلبم شيداشد..
زمستي شراب عرفانش؛هميشه بيدار شدم
قلب من عاشق دار خداشد؛چشم هميشه ديدارشدم..
آه!
خدايا!
حال كه (من)فاني شد
چه بنامم عاشق ومعشوق را؟..
حال كه درد بي حس شد
چه بنامم اين ره پرشوق را..