الهی
من گریه به خنده در همی پیوندم/پنهان گریم ،به آشکارا خندم
شونه هام سنگینه انگار کوهی از آهن به دوش دارم
من ملک بودم وفردوس برین جایم بود
حالا فقط حس حضور سبزت به من آرامش میده
احساس میکنم زمان کوچ من فرا رسیده اما تو
تو ای خالق خوبم شاید فراموش کردی که من هم پرستو هستم