بر دست هایم بنگر...

خالیست!!! 

کوله بارم اما پر است!!رنگارنگ!!!از پلیدی ها و زشتی ها

دلم را نگاه کن...سرشار از امید عفو تست

قلبم لبریز از اندوه و ندامت...

__برای طلب عفو چه آورده ای؟ 

چه دارم که بیاورم؟حیاتم دادی ، هدایتم کردی، ایمانم دادی....اما خطا کردم...!!!

___کوتاهی کرده ام؟

نه!!!


____چگونه طلب عفو میکنی و حال ان که هیچ نداری؟

ندارم..هیچ ندارم...اگر قلبی هست از توست...اگر اشکی هست از توست...اگر کنون با تو سخن میگویم از تست...

از خود هیچ ندارم جز اشتباه!!

چه کنم؟ترا طالبم..ترا میخواهم

میدانم خطا کرده ام..میدانم میدانی چقدر دوستت دارم و کنون چه اندوهناکم...میدانی از اعماق قلبم از ان اعمال سیه بیزارم..

میدانی با تمام وجود از تو خواسته م کمک کنی تا جبران کنم..کمک کنی تا گم نشوم..بینایی دهی تا راه بینم..هیچ ندارم اما...

امیدوارم به عفو تو امیدوارم مرا ببخشایی ..و امید دارم اثار گناهم را از وجودم محو کنی..امید دارم خالصم کنی برای خودت!!!

خدا جز تو کسی را ندارم..

ترا به مقربان درگاهت نگو تو را نمی خواهم

بی تو چه هستم؟ بی تو چه کنم؟ خدا بدی هایم در برابر مهربانی هایت حقیر است

به عفو گسترده ات مرا ببخش

خدا مرا از درت مران..

من خطا کردم...جهالت خدا..خدا جهالت...

میلیلاردها برا توبه کردم و عهد شکستم...

به جز تو چه کسی می تواند مرا از این چاه ضلالت بیرون بکشد؟؟؟

کمک کن تا در راه تو باشم...برای تو باشم..

خدا یــــــــــا ....