چيزي‌ است‌ كه‌ در مقابل‌ حق‌ است‌ و ثبات‌ و واقعيتي‌ ندارد و به‌ ناچار محو و نابود مي‌ شود ، و آن‌ يا وجود باطل‌ است‌ يا عمل‌ باطل‌ يا سخن‌ باطل‌ و يا رأي‌ و نظر باطل‌ ؛ و اگر در قرآن‌ به‌ شرك‌ و شيطان‌ يا ساحر يا تجاوز و ستم‌ يا معاملات‌ ربوي‌ و يا وسايل‌فساد و گناه‌ و مانند آن‌ « باطل ‌» اطلاِق شده ‌، از باب‌ وسعت‌ معناي‌ باطل‌ است‌ ، چنان‌ كه ‌همة‌ اين‌ موارد از افراد و مصاديق‌ آن‌ به‌ حساب‌ مي ‌آيند . « بَطَل‌َ » فعل‌ است‌ به‌ معناي‌ تباه‌ شد ، و « اَبطَل‌ » يعني‌ باطل‌ و بي ‌اثر كرد ، و « مُبطِل ‌« كسي‌ است‌ كه‌ درصدد ابطال‌ چيزي ‌باشد.