همراه طفل و پیر و جوان ایستاده ام

چون کوه با تمام توان ایستاده ام

بر غربت من و همه ی کودکان من

هرچند چشم بسته جهان، ایستاده ام

از خون لاله های وطن زنده ام هنوز

سروم که در هجوم خزان ایستاده ام

آتشفشان خشم و خروش و حماسه ام

توفنده، زنده، در فوران، ایستاده ام

تا روز محو لکه ی ننگ از دیار خود

تا روز مرگ دشمنمان ایستاده ام

تا صبح برقراری عدل و ظهور حق

پاینده تا سپیده دمان ایستاده ام