گفتی که پس از سجود بر می‌گردی
وقتی که صلاح بود بر می‌گردی
در نامه نوشتی که دلت تنگ شده
تافکر کنم که زود بر می‌گردی

به ‌آخرین ثانیه‌های جانبازان شیمیایی:
خون... سرفه خشک... درد... بیمارستان...
آیینه‌ای از نبرد... بیمارستان...
پیچید صدای ضج‍ّه شیرزنی!
یک خط کشیده!... م‍َرد... بیمارستان...