فشنگ هایت را در قلم گذاشته ای

میان آتش دشمن قدم گذاشته ای
برای اینکه ببینند رزم شاعر را
برای اینکه نگویند کم گذاشته ای
خشاب های پر از واژه بسته ای به خودت
به سوی میدان با این رقم گذاته ای
نمانده خودکار و دفترت به روی زمین
که روی خانه ی خود چون علم گذاشته ای
تجسم آیات جهاد دیدنی است
که سرنوشت عدو را عدم گذاشته ای
هنوز می پیچد دور خویش آل خلف

که مشت در دهن متهم گذاشته ای
سید محمد حسین ابوترابی