بچه‌ها مشغول نماز جماعت بودند كه افسر اردوگاه وارد آسايشگاه شد و رو به من كرد و گفت: ماجد، مگر دستور را نشنيدي كه نماز جماعت ممنوع است؟ حالا از دستور ما امتناع مي‌كني؟ من در پاسخ گفتم: سيّدي، اين كه نماز جماعت نيست ! درست است كه عده‌اي در كنار هم در يك صف و به امامت فردي نماز مي‌خوانند، ولي نام اين نماز، نماز مطابعه است نه نماز جماعت ! بعد پيرامون لغت مطابعه شروع به تحليل و تفسير كردم و افسر عراقي هم كه سعي كرد خود را مسلمان نشان بدهد، گفت: اگر نماز مطابعه است اشكالي ندارد، اما اگر نماز جماعت بخوانيد واي به حالتان ! و رفت. سپس ما مانديم و نماز جماعتي پرصفا و دلي شاد از حماقت و ناداني افسر عراقي اردوگاه.

منبع: كتاب طنزدراسارت