زندگينامه
 
 

بسان بركه‌ي آرام گرچه خاموشند
گمان مدار كه از يادها فراموشند
كجا غروب كند آفتاب باورشان
كه در حريم سحر با سپيده همدوشند
چراغ مستيشان جاودانه روشن باد
كه از پياله‌ي خورشيد باده مي‌نوشند
ز شهر حادثه خورشيدها سفر كردند
ستاره‌ها همه در سوگشان سيه‌پوشند
به صبح عاطفه، خورشيد مهرشان جاري‌است
به باغ خاطره، با عطر گل هم آغوشند
ز شــــــوق قـــــــافله‌ي آفـــتابيان صـــائم
در آســــمان شــــهادت ســتاره بر دوشــند

منبع: كتاب حماسه هاي هميشه جلد2