باز كردم دفتري با نام عشق
تا بنوشم جرعه‌اي از جام عشق
آمدم تا عاشق را، معنا كنم
با شهيدان، عقده‌ها را وا كنم
عشق يعني فكه و حور و بلا
عشق يعني نخل‌هاي سرجدا
عشق يعني خون سرخ جبهه‌ها
عشق يعني كربلا تا كربلا
اي شهيد ! اي بي‌قرار سينه‌چاك
اي بهار اين زمين، در زير خاك
اي سراسر عشق، اي ايثار و نور
اي به گاه جنگ، مفهوم عبور
ما چگونه با شما نجواكنان
تا كجا اين عشق را انشا كنيم

منبع: ماهنامه سبزسرخ