آي مرغك مهاجر
اين همه شتاب تا كجا
رهسپار تا شبي دوباره يا سپيده‌اي دگر
تا كجا چنين
در نماز، بي‌نگاه آسمان
از صداي مرغكان ديگري
كه در اذان بي‌قراري زمين
تا هميشه سكوت مانده‌اند
با كدام قافله، روانه تا سحر
ساليان سال رد پاي ناشناس
مي‌برد،
تا ترانه‌ها، تو را
سال‌هاست جاي اينكه باوضو
بر نماز، دل دهم
از نگاه تو زلال مي‌شوم
آي مرغك پريده تا افق
هر غروب رهسپار تا جنوب
بال‌هاي تو هميشه در شتاب تا كجاست

منبع: ماهنامه سبزسرخ