زندگينامه
 
 

هلا رها شده در باد، پير تنها گرد !
غريبواره‌ي شب‌هاي بي‌ستاره‌ي سرد
به شانه‌هاي ستبرت عقيق زخمِ كه ماند
كدام حادثه‌ات بال و پر شكست اي مرد؟
كدام واقعه در خود خراب كرده تو را
كدام صاعقه آتش به خرمنت آورد؟
تو آن تناور سرسبز، آن حكايت سرخ
تو اين شكسته‌ي دلتنگ، اين ترانه‌ي زرد
سمند سركشت آن سوي بركه‌هاي غرور
تفنگ كهنه‌ات آواز مي‌دهد با درد
به پاي خيز و به ياد تمام يارانت
كه نيستند، زخاك ستم برآور گرد

منبع: كتاب حماسه هاي هميشه جلد1