زندگينامه
 
 

اي ابرهاي معجزه طوفان بياوريد
يك مشت خاطرات پريشان بياوريد
يك كاسه از طراوت آن دست‌هاي سبز
يا از گلوي تشنه‌ي باران بياوريد
اي بادهاي غم‌زده ديگر دلم گرفت
بويي ز خاك پاي شهيدان بياوريد
گفتيد با تمام وقاحت به آسمان
بر سفره‌هاي خالي ما نان بياوريد
با آن همه ستاره‌ي روشن كسي نگفت:
من سيب سرخ دارم و ايمان بياوريد
اي كوچه‌هاي سنگي بن‌بست حاليا
چرخي زنيد و رو به خيابان بياوريد
من مي‌روم به سمت صميمانه‌ي حيات
آيينه شمعداني و قرآن بياوريد
پس با تمام حنجره‌ام جار مي‌زنم
ايمان به انتهاي زمستان بياوريد

منبع: مجله عاشورائيان