آه اي برادران كه مهياي جاده ايد
عزمي گران به كوله خود جاي داده‌ايد
داغ كدام گم شده را جار مي‌زنيد؟
اي نامه‌ها، چه پر گله و سر گشاده‌ايد
مبهوتم از دوام سپرهاي عشق‌تان
كه اين گونه در كشاكش سنگ ايستاده‌ايد
آهسته‌تر كه ما به شما اقتدا كنيم
اي تك سوارها كه به ظاهر پياده‌ايد
اي بطن آفتاب حقيقت، سرايتان
ثابت شده‌ست روشن و خورشيد زاده‌ايد
در آسمان جلوه سبكبار مي‌رويد
دل را به خانه‌هاي زمين جا نهاده‌ايد
نان و پنير خشك شما آرزوي ماست
حسرت! قلندران! كه چه با حال و ساده‌ايد

منبع: ماهنامه فرهنگ پايداري