زندگينامه
 
 

او مثل دريا در تلاطم بود
چون موج، تكرار تهاجم بود
در كوچه باغ سبز لب‌هايش
عطر دل‌انگيز تبسّم بود
در جمله‌هاي ساده‌اش، گويا
هر واژه شعري پُرتراكم بود
او مثل باران تازه از تكرار
چون رود جاري در تداوم بود
آن دست‌ها وسواس عصيان داشت
در ذهن حوّا بوي گندم بود
در چشم‌هاي روشن آن دوست
داغ گل آيينه‌ها گم بود
همواره سرشار از سرافرازي
همواره خاك پاي مردم بود

منبع: كتاب حماسه هاي هميشه جلد1