زندگينامه
 
 

لبريز از سرودي، سرشار از ستاره
اي شهر زاد خورشيد، در اين شب هزاره
چشمت غزلسرودي، از دفتر تجلي است
با واژه‌هاي آبي، سرشار استعاره
از عشق تو سرودن، نجواي هر شبم شد
در دست لحظه‌هايم، تسبيحي از ستاره
من بغض لحظه‌ها را، از چشم گريه ديدم
در كربلاي زخمي، بر جسم پاره پاره
ناباورانه گفتيم، از آسمان و پرواز
او پر كشيد و گم شد، در بهت يك اشاره
باغ ترانه بي‌تو، تبعيدي خزان است
آه اي بهار بالغ، گلخنده‌اي دوباره

منبع: كتاب حماسه هاي هميشه جلد2