گاه‌گاهي چشم‌هايت را تماشا مي‌كنم
در پناه تو،گره از عقده‌ام وا مي‌كنم
با تو صحبت مي‌كنم از وعده‌هاي آسمان
از غم بي‌هم‌زباني، سخت پروا مي‌كنم
در ميان خاطرات تو شناور مي‌شوم
اين دل تنهاي خود را مثل دريا مي‌كنم
چند وقتي مي‌شود پروانه‌ها افسرده‌اند
لاله‌هاي سرخ را با ناله‌ام وا مي‌كنم
سر بر روي شانه‌هايت مي‌گذارم نازنين
بار ديگر بازوانت را شكوفا مي‌كنم
عكس‌هايت پيش رويم هست اي رؤياي سبز
محشر از گل زخم‌هاي تازه برپا مي‌كنم
از تو تنها آرزوهايي درون خانه ماند
روي ايوانت فقط اندوه پيدا مي‌كنم

منبع: ماهنامه سبزسرخ