باغبان پیری مشغول کاشتن نهالی کوچک بودشخصی ازآن راه می گذشت به پیرمردباغبان روکردوگفت ای پیرمرد تواین نهال کوچکی که می کاری بااین فرتوتی میوه آنراکه چندین سال دیگربه ثمرخواهد رسیدمشکل ازآن بهره مندگردی پیرمرددهقان روبه آن جوان کرد وگفت فرزندم دیگران کاشتندوماخوردیم مامی کاریم دیگران بخورندهمیشه جهان براین محور می چرخیدومی چرخد