🔺باور محدود کننده:"من به حد کافی خوب نیستم ."
🔹سرچشمه این باور:پدری به طور مکرر به فرزندش گفته که او بی‌فکر و نادان است .
پسر می‌گفت که می‌خواهد موفق باشد تا پدرش به او افتخار کند . اما در خودش احساس گناه می‌کرد . همین موضوع باعث خشم و تنفرش می‌شد و هرآنچه انجام میداد ، فقط شکست و ناکامی را یکی پس از دیگری رقم می‌زد . پدرش برای او زمینه‌های کار و تجارت را فراهم می‌کرد اما او هربار شکست می‌خورد و به جایی نمی‌رسید . دیگر حتی به شکست خوردن و موفق نشدن عادت کرده بود .
📌تمرین 
تمرینی که باید انجام دهید،برداشتن یک کاغذ بزرگ و فهرست کردن تمامی مواردی است که والدین‌تان به شما به عنوان نقاط ضعف و ایرادهایتان گوشزد می‌کردند . پیام‌های منفی که در این خصوص شنیدید،چه بود؟ والدین‌تان به شما راجع به پول و مادیات چه می‌گفتند؟حرف‌های محدودکننده یا منفی آنان به شما چه بوده است؟
در صورت امکان ، به موارد یادداشت کرده کمی عمیق‌تر بیندیشید و به خودتان بگویید:"پس این باورها از آنجا سرچشمه می‌گیرد ."
آنچه در این برگه یادداشت کرده‌اید ،افکاری است که باید از ذهن خودآگاهتان حذف کنید . این‌ها همان باورهایی هستند که سبب شده احساس کنید به حد کافی خوب نیستید .
✍🏻لوییز هی