پاسخ به:نکات موفقیت
پنج شنبه 13 مهر 1396 9:37 AMدکتر احمد حلت:
بعد از رساندن خانواده به هتل و اطمینان از استقرار آنها،با همان ون و همان راننده به سمت کشتی یونانی راه افتادیم . راننده ون که انگار منتظر بود فرصتی برای درد دل پیدا کند از وضعیت نامناسبِ کسب و کار در جزیره صحبت کرد و اینکه احساس میکند اگر به تهران بیاید میتواند شغل بهتری برای خود دست و پا کند و آینده درخشانتری برای خود و خانوادهاش بسازد .
به او گفتم تصمیمات اینچنینی را آدمها باید تنهایی بگیرند،اما به عنوان یک اصل، اگر نتوانی در محیطی که همه چیزش برایت آشناست ،شغل و کاری برای خودت دست و پا کنی، مسلما در جایی که همه چیزش برایت غریبه است ، با مشکلات بسیار بیشتر و جدیدتری روبرو خواهی شد .
با پریشانی گفت:"آخر چه کاری اینجا از دست من برمیآید؟"
با خنده گفتم:"همین قصه قلعه جنها را اگر بتوانی آب و تاب دهی . عکس و بروشور و فیلم تهیه کنی . با مسئولین در خصوص برگزاری تور به قلعه هماهنگی کنی . فقط به جای لجبازی روی اینکه جنها اجازه نزدیک شدن به مکان خود را نمیدهند،کمی انعطاف پذیر باش و تا حدودی نزدیک شدن را بپذیر و براساس آن گردش توریستی مورد نظر خود را راهاندازی کن ."
راننده هاج و واج به من نگاه کرد و تا پایان راه هیچ نگفت . انگار انتظار نداشت ،کسی آدرس کیسه پول مورد نظرش را داخل خاطرات پدربزرگش به او نشان دهد .
📚الماسهای حلت(از خاطرات احمد حلت)