باید در نظر داشت که تلاش انسان در راه جستن معنا و ارزش وجودی او در زندگی همیشه موجب تعادل نیست ،و ممکن است "تنش‌زا" باشد . اما همین "تنش" لازمه و جز لاینفک بهداشت روان است . در این گفته نیچه حکمتی عظیم نهفته است که "کسی که چرایی زندگی را یافته است،با هر چگونگی خواهد ساخت ." 
در اردوگاه کار اجباری نازی‌ها ،این نکته به خوبی به اثبات رسید که همه کسانی که تصور می‌کردند کار و وظیفه‌ای که در انتظارشان است،شانس بیشتری برای زنده ماندن داشتند . در مورد خود من ، وقتی مرا به اردوگاه اسیران بردند، دست نویس کتابی را که برای چاپ آماده می‌کردم و به همراه داشتم از من گرفتند ، میل بی‌حدِ من برای بازنویسی دوباره آن مطالب ،معنایی شد که سختی‌های اسارت را راحت‌تر تحمل کنم . زمانی که در تب تیفوس می‌سوختم ،روی تکه کاغذها یادداشت برمیداشتم تا اگر روزی آزاد شدم بتوانم کتابم را چاپ کنم . در تنگناهای زندان باواریا این انگیزه،امید به آزادی را در دلم شکوفا می‌کرد و به همین دلیل هرگز در دره یاس و خودباختگی سقوط نکردم .
به این ترتیب مشاهده می‌شود که بهداشت روانی مستلزم اندازه‌ای از "تنش" است .تلاش در پرکردن شکاف آنچه که هست و آنچه که باید باشد . 
"ویکتور فرانکل"
#معنا_درمانی