دکتر احمد حلت:
والای من!
روزی که اولین ایستادن روی پاهای خودت را تجربه کردی،هر چند برای من و مادرت خاطره انگیزترین روز زندگی بود،اما آن تاریخ اولین روز ایستادن تو نبود . قبل از آن‌ها بارها و بارها،سعی کردی بایستی و بارها و بارها زمین خوردی . در واقع بعضی روزها،تعداد زمین خوردن‌هایت آنقدر زیاد میشد که شماره‌اش از دستمان در می‌رفت! اما جالب این بود که تو لجوجانه دست بردار نبودی و به محض زمین خوردن دوباره دست‌هایت را به زمین می‌کوبیدی تا بلند شوی! و همین دست برنداشتن های تو باعث میشد همیشه لبخند بزنم ،چرا که شخصا در زندگی یاد گرفته بودم ، قوی بودن در زمین خوردن نیست ،بلکه در اراده شکست ناپذیر فرد برای بلند شدن و دوباره از جا برخاستن است که قوی بودن معنا می‌یابد .
روزی که در مسابقه فوتبال باشگاهی، آن گل زیبا را وارد دروازه ساختی،به مادرت گفتم:"این شوت زیبا و قدرتمند، نتیجه آن برخاستن‌های بعد از زمین خوردن است ."
و مادرت در پاسخ گفت:"برخاستن ‌های مکرر خصیصه ذاتی "احمد" است و مگر می‌تواند این ویژگی ذاتی به "امیروالایش" منتقل نگردد!؟"