پاسخ به:عزاداری بدعت یا سنت؟؟؟
جمعه 7 آبان 1395 9:59 PM6) گريه رسول خدا (صلي الله عليه وآله) بعد از شهادت امام حسين (عليهالسلام)
سلمي ميگويد: بر ام سلمه وارد شدم در حالي كه ايشان گريه مي كردند، عرضه داشتم چرا گريانيد؟ ايشان فرمودند: رسول خدا را درخواب ديدم درحاليكه موهاي سر و محاسن ايشان خاك آلود بود، عرضه داشتم: يا رسول الله شما را چرا شما را به اين حالت مي بينم؟ ايشان فرمودند: هم اكنون شاهد كشته شدن حسين بودم. [35]
بخش پنجم: گریه و عزاداری معصومین برای امام حسین (علیه السلام)
1) گريه امير المؤمنين (عليه السلام)
در روايات متعدّدي نقل شده است، كه آن حضرت نيز همانند پيامبر گرامي اسلام با شنيدن خبر كشته شدن فرزندش إمام حسين (عليه السلام) گريه كرد.
نُجَيّ حضرمي ميگويد: هنگام رفتن به صفّين در ركاب علي عليه السلام، ناگهان در نقطهاي به نام «نينوا» با صداي بلند فرمود: اي أبا عبد اللّه در كنار فرات صبور باش، و اين جمله را دو بار تكرار فرمود، پرسيدم: اين سخن از كجا است؟ فرمود: روزي بر پيامبر خدا وارد شدم، ديدم چشمان مباركش اشك آلود است. عرض كردم: اي رسول خدا! آيا كسي شما را ناراحت كرده است كه گريه ميكنيد؟ فرمود: لحظاتي جبرئيل نزد من آمده بود، و از كشته شدن حسين در كنار شطّ فرات به من خبر داد، و گفت: آيا ميل داري مقداري از تربتش را ببوئي و ببيني؟ گفتم: بلي. دستش را دراز كرد، و مشتي از خاك سرزميني كه حسين در آن به شهادت ميرسد را به من داد، نتوانستم تحمّل كنم و جلوي اشكم را بگيرم. [36]
در نقل دیگری از ابن سعد شعبي وارد شده است که: علي (عليه السلام) هنگام رفتن به طرف صفّين به سرزمين نينوا رسيد، از نام آن سرزمين جويا شد، گفتند: نام اين سرزمين كربلا است. با شنيدن اسم كربلا آنقدر گريه كرد تا زمين از اشك چشمش خيس شد، سپس فرمود: محضر رسول خدا صلّي الله عليه و آله رسيدم در حاليكه آن حضرت ميگريست. به حضرت عرض كردم: چه باعث گريه شما گرديده است؟! حضرت فرمودند: جبريل لحظاتي قبل آمد و مرا با خبر ساخت كه فرزندم حسين در كنار فرات، محلي كه كربلاء نام دارد كشته ميشود و سپس مقداري از خاك آن سرزمين را به من داد تا ببويم و در آن هنگام نيز چشمان من پر از اشك گرديد. [37]
2) عزاداری حضرت فاطمه (سلام الله علیها)
عليّ بن محمّد شافعي مغازلي از أبو أحمد عامر از حضرت عليّ بن موسي الرضا عليه السلام و آن حضرت از پدران گرامياش از امير المؤمنين عليه السلام از پيامبر اكرم صلّي الله عليه و آله وسلّم اين حديث را نقل ميكند، كه پيامبر فرمود: دخترم فاطمه با لباس خونين فرزندش حسين عليه السلام وارد محشر ميشود، آنگاه به يكي از پايههاي عرش خدا چنگ مياندازد و عرض ميكند: اي خداي عادل و جبّار بين من و قاتل فرزندم قضاوت كن! به خداي كعبه سوگند كه خداوند حكم و دستور خاصّ خودش را در باره دخترم صادر خواهد كرد. [38]