گفتگوی شبانه با حضرت دوست❤️

خـدای من ...
تمااام روز انگار روی بندی  راه میروم حواسم هست که نلغزم...
شبها محاسبه میکنم اعمالم را...
حواسم هست...
حواسم هست اما گاهی لابه به لای زرق و ورق های دنیا گمت ات میکنم....
گاهی محکممم زمین میخورم 😔↯↯

گاهی یادم میرود سنگینی گناه زبان را....
و خراب میشود انگار همه چیز....

در زمین خوردن های پیاپی
 با من مهربان باش خوب من !

تلاش من را بپذیر و دستم را بگیر

بیشتر مواظبم باش....
من جز تو کسی رو ندارم..