پاسخ به:داستانهای کوتاه
پنج شنبه 7 بهمن 1395 11:16 PMیادی_از_شهدا
😁 لبخند بزن رزمنده 😁
🌷🌷🌷 شب عملیات بود. حاج اسماعیل حق گو به علی مسگری گفت:
ببین تیربارچی چه ذکری می گه، که این طوری استوار جلوی تیر و ترکش ایستاده و اصلا ترسی به دلش راه نمیده؟!
نزدیک تیربارچی شد و دید داره با خودش زمزمه می کنه: دِرِن، دِرِن، دِرِن، ...( آهنگ پلنگ صورتی !!! ) 😐😂 😂
معلوم بود این آدم قبلا ذکرشو گفته که در مقابل دشمن این گونه شادمانه مرگ رو به بازی گرفته است.🌷🌷🌷